"سعید زندگانی"
در"هفت پرده" این هفته نیز مهم ترین رویدادهای فرهنگی و هنری را مرورمی کنیم: از آواز شهرام ناظری بر مزار شمس تبریزی در خوی تا چالش تازه وزارت ارشاد با "خانه سینما"؛ ازسر و وضع جدید نیکی کریمی در "خیابانهای آرام" ارمنستان تا "قطار زمستانی" خسرو سینائی و "شبی با خیام" پری ملکی؛ از بیماری و کتاب تازه احمد رضا احمدی تا سروصدائی که بر سر شباهت مقبره قیصرامین پور با بنای یادبود بعثی ها در بغداد بلند شد.
آواز شهرام ناظری بر مزار شمس تبریزی
کنگره بین المللی "شمس تبریزی" که دوشنبه 17 آبان با سخنرانی علی معلم دامغانی رئیس فرهنگسرای هنر و قرائت پیام استاد فرشچیان در ارومیه آغاز شد، روز چهارشنبه با آواز شهرام ناظری بر مزار این عارف و فیلسوف نامی در خوی به پایان می رسد. نشستهای علمي كنگره در روزهای سه شنبه و چهارشنبه در سالن مجتمع ارشاد شهرستان خوي پي گرفته ميشود. غلامرضا اعواني، ميرجلالالدين كزازي، منوچهر اكبري، كريم زماني، فضلالله رضا، عباسعلي وفايي، منوچهر جوكار و ابراهيم خدايار از جمله سخنرانان اين نشستها هستند. به گزارش ايسنا، كنگرهي بينالمللي شمس تبريزي در روز چهارشنبه با عنوان "تأثير عرفان، افكار و شخصيت حضرت شمس بر هنر" ادامه می یابد که غلامحسين اميرخاني، داوود رشيدي، حسن بلخاري و ايرج نعيمايي سخنرانان آن هستند.
اجراي برنامهي ويژه در محل آرامگاه شمس در خوي هم بعد از ظهر روز چهارشنبه خواهد بود. سخنراني اسين چلبي - نوادهي مولانا - و سخنراني ناجي باكرجي - رييس موزهها و تربت مولانا -، اعطاي نشان ويژهي فرهنگي بارگاه مولانا به بارگاه شمس، اعطاي نشان بنياد مولانا به شهرام ناظري و آواز خوانی او همراه با گروه "مولانا" بخشهاي مختلف اين قسمت از كنگرهاند. رونمايي از كتاب «شعاع شمس» دکترغلامحسين ابراهيمي ديناني و اعطاي نشان انجمن آثار و مفاخر فرهنگي به دکترموحد ديلمقاني در اين مراسم انجام خواهد شد.
بخش علمی اين كنگره پيش از مراسم افتتاحيه رسمي نيز از روز یکشنبه با موضوع "تأثير آيات و احاديث بر شكلگيري افكار و شخصيت شمس تبريزي" درخوي آغاز شد و همچنين شب شعري با عنوان "شبي با شمس" در دانشگاه اروميه برگزار شد. گروهی از سینماگران سرشناس ایران از جمله داوود رشیدی، پوران درخشنده، مهدی عسگرپور، رضا میرکریمی، مهتاب کرامتی و همایون اسعدیان نیز در میان میهمانان کنگره دیده می شوند.
چالش وزارت ارشاد با "خانه سینما" وارد مرحله تازه ای شد!
چالش معاونت سینمائی وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد با "خانه سینما" وارد مرحله تازه ای شده است. مراحل قبلی این چالش را در "هفت پرده" های پیشین خواندید که پس از برگزاری چهاردهمین جشن خانه سینما که فیلمسازان برجسته کشور در آن نشانه های سبز به بر کردند وبا سخنان انتقاد آمیزخود به شرایط امروزین فرهنگ و هنر در کشور تاخته بودند، وزارت ارشاد این تشکل را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار داد و از آن اعلام برائت نمود؛ اما دهها تن از سینماگران برجسته ایران با امضای بیانیه هائی به حمایت از خانه سینما و رئیس هیئت مدیره آن سیدمهدی عسگرپور برخاستند که در نامه های شدید الحنی وزیر و معاون سینمائی او را به چالش فرا خوانده بود.
حالا که چند هفته ای بیشتر به انتخابات جدید خانه سینما نمانده و بررسی ها حاکی از آن است که اگر انتخابات درستی صورت بگیرد به احتمال زیاد اعضای هیئت مدیره کنونی در پستهای خود باقی خواهند ماند، وزارت ارشاد ترفند تازه ای به کار بسته و آن ایجاد یک تشکل موازی بنام "تشکل واحد تهیه کنندگان" مرکب از سینماگران حامی خود است تا خانه سینما را از تک و تا بیاندازد و با تسلط بر این تشکل تازه، نبض اقتصادی سینمای ایران را در دست گرفته و آنرا به سوئی که خود می خواهد، هدایت کند. راه اندازی این تشکل را علیرضاسجاد پور مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی فیلمهای سینمائی (زیر شاخه معاونت سینمائی وزارت ارشاد) در برنامه تلویزیونی "هفت" اعلام کرد و سینماگران طرفدار دولت نیز بلافاصله از آن حمایت کردند.
از جمله حمایت کنندگان یکی "جمال شورجه" بود که احمدی نژاد را "رئیس جمهوری مردمی و ولائی و عدالت گستر" می شناسد و در مورد تشکل جدید می گوید: "هر اتفاقی که در جهت ایجاد اتحاد میان سینماگران و به طور خاص تهیهکنندگان اتفاق بیافتد و دوستان سینماگر از گروهها و فرقههای مختلف با هم گفتوگو کنند و مسائل خودشان را طرح و بررسی کنند اتفاق مثبت و ارزشمندی است." شورجه خود ازاعضای هیت موسس "تشکل واحد تهیه کنندگان" است و دیگری حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده "اخراجی ها" به کارگردانی "مسعود ده نمکی" چهره سرشناس انصارحزب اله است که به "خبرآنلاین" گفته: "به نظر میرسد این تشکل تنها نهاد مورد اعتماد همه تهیهکنندگان خواهد بود و از سوی دیگر این تشکل اعتماد معاونت سینمایی را نیز به همراه دارد و تنها راه نجات تهیهکنندگان سینمای ایران است"!
در مقابل، شورای عالی تهیه کنندگان و توزیع کنندگان فیلم که نهادی مستقل و غیر دولتی است،"انتصاب هيات تدوين پيشنويس اساسنامه را مسيري طولاني، پرتنش و غير مقبول" دانسته و در بیانیه ای ده ماده ای خودمی نویسد: "برخلاف گزارش پخش شده در برنامه هفت، مخالفين روش انتصاب هيات تدوين اساسنامه پيش از دو برابر مخالفين اعلامي در برنامه (چهارنفر) بودند... ماهمچنان بر اين باوريم گفتگو، وحدت درعمل، پذيرش تفاوت منافع و همپيماني بر مشتركات، راه برون رفت از وضعيت كنوني است و تشكيل صنف جديد التاسيس با هدف خروج از خانه سينما و پذيرش مسووليت نظام صنفي سينمايي كشور ( بر اساس اشاره صريح مدير كل محترم در برنامه هفت) پيش از آنكه موجد آرامش و تاني در سينماي ايران باشد به تشنج و بروز سوء تفاهمات جديد در عرصهي سينماي كشور منجر ميشود. يقين داريم سينماي ملي جمهوري اسلامي ايران جزء باتلقي و نگاه ملي به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد."
سر و وضع نیکی کریمی در"خیابانهای آرام" ارمنستان
بالاخره طلسم ساخت فیلم "خیابانهای آرام" شکسته شد و وقتی هدیه تهرانی نتوانست به دلیل بدهی مالیاتی از ایران خارج شود و به ارمنستان برود، نيکي کريمي دیگر ستاره سینمای ایران جایگزین او شد و به تیم کمال تبریزی پیوست تا در "خیابانهای آرام" این فیلمساز با سرووضعی تازه مقابل دوربین برود. او دراين فيلم نقش خبرنگاري را برعهده دارد که در يك روزكاري خود با حوادثي در سطح شهر روبهرو ميشود. از آنجا که مسئولین اداره نظارت و ارزشیابی فیلم در وزارت ارشاد، شباهتی بین این حوادث و اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران می دیدند، پس از لغو مجوز ساخت این فیلم تنها به شرطی اجازه ادامه کار را دادند که محل داستان از ایران به ارمنستان تغییر پیدا کند و حالا فیلم جدید سازنده "مارمولک" یک داستان ارمنستانی پیدا خواهد کرد!

در کنار نیکی کریمی،حسن معجوني، محمدرضا فروتن و لعيا زنگه ديگر بازيگران اصلي اين فيلم هستند. حبيب رضايي مسؤوليت انتخاب بازيگران و بازيگرداني را برعهده دارد. اين فيلم بر اساس فيلمنامهاي از كامبوزيا پرتويي جلوي دوربين علي محمد قاسمی رفته و فيلمبرداري آن به طور كامل در كشور ارمنستان انجام ميشود. پس از ممنوع الخروج شدن هدیه تهرانی بود که سایت "جهان نیوز" خبر داد اسفندیار رحیم مشائی رئیس دفتر احمدی نژاد یک سفر حج تمتع به این بازیگر هدیه داده است تا همراه خواهر مشائی به مکه برود ولی هدیه تهرانی این هدیه را نپذیرفته است!
خسرو سینائی از "مرثیه گمشده" تا "قطار زمستانی"
فيلم سينمايي "قطار زمستاني" با مشارکت بنياد سينمايي فارابي و موسسه فیلم لهستان به کارگرداني خسرو سينايي ساخته ميشود. سینائی نزدیک به سی سال پیش فیلم مستند "مرثیه گمشده" را در مورد مهاجرت لهستانیهای یهودی تبار به ایران در جریان جنگ دوم جهانی ساخت و اینک ماجراهای آنرا به صورت یک فیلم سینمائی دنبال می کند. او چند سال پیش و هنگام حضور در جشنواره سینمائی لهستان، مذاکراتی در این مورد با مسئولین سینمائی آن کشور داشت و طرحی را ارائه داد که آن طرح با امضای یک قرارداد رسمی اینک به مرحله اجرا نزدیک می شود.
به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، در جلسه بين مدير عامل این بنیاد با "ردو سلاو پتلاک" وابسته فرهنگي و مطبوعاتي سفارت لهستان در تهران، "فوسوويچ" قائم مقام موسسه فيلم لهستان، "شودلا" تهيهکننده معتبر لهستاني و سهامدار استوديو فيلم "کالدوسکوپ" لهستان و خسرو سينايي، در خصوص توليد يک فيلم سينمايي بين کشورهاي ايران و لهستان توافق شد. اين فيلم موضوع مهاجرت گروه کثيري از لهستانيها از جمله زنان و کودکان در دوران جنگ جهانی دوم از طریق اتحاد جماهیر شوروی به ایران را روایت می کند. پيش بيني ميشود اين فيلم که کارگردان هر دو بخش ايراني و لهستاني آن خسرو سينايي است تا يکسال آينده آماده نمايش شود. تهيه کننده هر بخش نيز از کشور متبوع انتخاب ميشود که از سوي ايران پروانه پرتو به عنوان تهيهکننده ايراني معرفي شده است.

توليد فيلم "قطار زمستاني" با اقبال مناسبي از سوي طرف لهستاني مواجه شده به گونهاي که "ردوسلاو پتاک" وابسته فرهنگي سفارت لهستان ضمن ابراز احساسات عميق خود نسبت به توليد فيلمي بر اساس اين موضوع، حضور گروه عظيمي از لهستانيها در ايران و مهمان نوازي ايرانيان را فصل برجستهاي در تاريخ بشريت دانسته و تصریح می کند: "ايرانيان با احساسات عميق انسان دوستانه خود، تعداد کم سابقهاي از مهاجريان لهستاني را به گرمي پذيرفتند که اين مساله قابل تقدير است."
پری ملکی: دوره تقسیم بندی جنسی گذشته است
"پری ملکی" بانوی آواز خوانی است که خود را در صحنه موسیقی ملی و اصیل ایرانی حفظ کرده و با وجود محدودیتهائی که بانوان خواننده در اجراهای زنده و ارائه آلبومهای موسیقی دارند، همچنان با برگزاری کنسرتهائی در داخل و خارج کشور، به فعالیتهای خود ادامه می دهد که تازه ترین آنها برگزاری کنسرتی با گروه "خنیا" در روزهای دوم و سوم آذرماه در تالار وحدت (رودکی) است. دراين برنامه با عنوان "شبي با خيام" گروه "خنیا" در دو بخش دستگاههاي راست پنچگاه و ماهور و آواز اصفهان، قطعاتي از ساختههاي بهرنگ بقايي و جلال امير پورسعيد را بصورت همخوانی و همنوازی اجرا خواهد كرد. در اين برنامه جلال امير پورسعيد (تار)، آوا ايوبي (تارباس و عود)، بهرنگ بقايي (تار)، هومان رومي (كمانچه)، محمدرضا ساكي (دف و كوزه) و بامداد ملكي (تنبك و دواير كوكي) صداي همخوانان پري ملكي، عليرضا وكيليمنش، حميرا مظاهري و آوا ايوبي را همراه ميكنند.
پری ملکی که بنیانگذار و سرپرست گروه "خنیا" است، در مورد دلیل نام گذاری این کنسرت به نام "خیام" به سایت "موسیقی ما" گفته است: "من فکر می کنم در شرایط کنونی که تمامی جوامع و بشریت در حال دست و پنجه نرم کردن با خشونت و سختی و مشکلات عمیق و پیچیده زندگی هستند ، روح انسان احتیاج به آرامش و لطافت دارد و به گمان من هیچ مرهمی بهتر از شعرهای خیام نیست. با شعرهای خیام ، انسان می فهمد که باید قدر لحظه لحظه از زندگی خود را بداند و به جای باقی ماندن در گذشته و یا تنها وقف آینده شدن، از همان نفسی که بالا می آید نهایت استفاده را بکند."
وی درباره این که چرا مدتی است به جای کنسرت بانوان، کنسرت های عمومی و مختلط برگزار می کند؟ گفت: "به عقیده من مدت هاست که دوره تقسیم بندی جنسی گذشته است؛ زیرا نفس هنر با امری معنوی ارتباط دارد و امری معنوی را نمی توان مرزبندی کرد. متاسفانه کنسرت های بانوان معمولا به اجرای آثار تکراری، سبک و سطح پایین اختصاص دارد و هیچ بازتابی هم ندارد؛ بنابراین من به عنوان یک انسان برای فعالیت و زحمتی که کشیده ام احترام قائلم و می خواهم از بازتاب و دسترنج فعالیت خود مطلع باشم. به شخصه برایم مهم است که منتقدان درباره کار من چه نظری دارند و خبرنگاران، هنرمندان و دیگر اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه، کارمرا چگونه ارزیاب می کنند؟ وقتی کسی برای فعالیت و زحمت ما درکنسرت بانوان ارجی قائل نیست و هویتی درنظر گرفته نمی شود، باید دید را باز تر کرد و با همسرایی افراد گوناگون این کنسرت را عمومی و برای همه انسان ها برگزار کرد."
احمد رضا احمدی با "کبوتر سفید کنار آئینه" به خانه آمد
احمدرضا احمدي شاعر، نویسنده و منتقد ادبی سرشناس که چند سال است از بیماری قلبی زنج می برد، از اوایل آبان براثر ذات الریه در بیمارستان بستری شد ولی چندروز پیش همزمان با انتشار کتاب تازه اش "کبوتر سپید کنار آئینه" از بیمارستان مرخص شد و برای ادامه درمان به خانه آمد. او هفتاد سال پیش در کرمان متولد شده و از میان آثار متعددش می توان به "احمدرضا احمدي از ايوان خانهشان فرار كرد"، "مژدگاني به يابنده احمدرضا احمدي"، "پسركي به نام احمدرضا احمدي"، "هزار فاقيه در چشمان تو هيچ بود"، "همه شعرهاي من"، "روزي براي تو خواهم گفت" و آثاری براي كودكان و نوجوانان اشاره كرد.
"کبوتر سفید کنار آئینه" کتاب جدید احمدرضا احمدی است. او دراین کتاب داستان دخترکی را در قالب قصهای خیالانگیز روایت کرده است که یک سفید و یک پرآبی از کبوتری سفید رنگ در دست دارد و در حالیکه به آسمان خیره شده، در جستجوی کبوتر است. این کتاب با تصویرگری علیرضا گلدوزیان و طراحی گرافیک کوروش پارسانژاد برای گروههای سنی "د" و "ه" (مقطع تحصیلی راهنمایی و سالهای اول و دوم دبیرستان) و در 6000 نسخه منتشر شده است.
شباهت آرامگاه قیصر امین پور با بنای بعثی ها
در شهرستان "گتوند" خوزستان (نزدیک شوشتر) بنای یادبوی بر روی آرامگاه قیصر امین پور شاعر ساخته اند که چند روز پیش در سومین سالگرد درگذشت او رونمائی شد؛ اما بلافاصله شباهت بسیار آن به بنای یادبود حزب بعث در بغداد سروصدای رسانه ها را درآورد تا جائی که مدير پروژه این بنا مجبور شد به خبرنگاران توضیح بدهد که این شباهت عمدی نبوده است. احمد طلايي گفت: "بهتر است در مرور اين اثر بيش از هر چيز به نكات مثبت آن توجه كنيم و آن را مال ديگري نكنيم. اين اولين گنبدي است كه در كشور ما روي زمين نصب شده و شهر گتوند را به يك زيارتگاه فرهنگي و هنري تبديل كرده است. ماهيت اين اثر يك گنبد است و چيز ديگري نيست. حال اين گنبد ميتوانست در چهار قسمت، دو قسمت و يا حتی كوچكتر طراحي شود؛ لذا ما درباره چيزي صحبت ميكنيم كه به فرد خاصي متعلق نيست و مشابهت آن نميتواند يك تقليد محسوب شود"

طراحی بنای یادبود آرامگاه قیصر امین پور را حسین خسروجردی گرافیست، نقاش و طراح با سابقه و سرشناس ایرانی انجام داده است. طلائی با اشاره به زمان شكلگيري اين پروژه و طرحهاي اوليه حسين خسروجردي توضيح داد: "كار ساخت و طراحي مقبره زندهياد قيصر امينپور زماني شروع شد كه خسروجردي دو يا سه طرح ديگر را در كنار هم آغاز كرده بود، بدون آنكه دربارهي اين گنبد و نمونهي مشابه آن در كشور عراق خبري داشته باشد. تا اینکه من يك سال پيش در گذري كه به جمعهبازار داشتم، يكي دو مجسمه از كشور عراق آورده بودند كه از جملهي آنها، اين گنبد دونيمه شده بود كه مشابه طرح خسروجردي محسوب ميشد. آن را به حسين نشان دادم و اشاره كردم كه تقريبا هر دو اثر از يك گنبد استفاده كردهاند. اما فرق اين دو اثر در اين است كه آنها يك گنبد را از وسط نصف و جدا كردهاند؛ يعني هم در عرض و هم در طول، اين جداسازي صورت گرفته است؛ اما كار حسين بدون هرگونه اطلاعي از نمونهي مشابه آن، يك گنبد كوچك و يك گنبد بزرگ است كه روي آن اشعاري از قيصر حكاكي شده است. داخل گنبد نيز سنگ قبر قيصر امينپور به شكل گرد طراحي شده است كه نشاندهندهي نگاه ويژهي خسروجردي و سنتشكني او در اين عرصه است. در كنار آن، يك لوستر با اشعاري از قيصر امينپور در بنا تعبيه شده كه با روشن شدنش، سايههاي آن بر روي سنگ قبر زندهياد امينپور ميتابد. آنچه در ظاهر ديده ميشود، به تعبير همهي ما گنبد است؛ لذا نميتوان از تقليد و كپيكاري حرفي زد. حتی آن زمان به ايشان گفتم كه اين گنبد را چهار نيمه كند تا در چهار طرف آن امكان ديده شدن سنگ قبر وجود داشته باشد؛ پس ملاك ما نميتواند اين باشد كه كسي از ايده ديگري در اين اثر استفاده كرده است." قيصر امينپور متولد دوم ارديبهشتماه 1338 در گتوند خوزستان بود كه هشتم آبانماه سال 1386 درگذشت.
نواده مولانا: زیبائیهائی که شمس و مولوی به ما هدیه کردند
به جبران اینکه نگذاشتند او در شیراز صحبت کند، برگزارکنندگان کنگره بین المللی مولانا سخنرانی خانم اسین چلبی بيستودومين نوادهي مولوی را در مراسم گشایش كنگره در اروميه گنجاندند تا بتواند بگوید که "مهم این نیست که چه کسی شیخ و چه کسی مرید است؟ چه کسی استاد و چه کسی شاگرد است؟ مهم این است که این دواستاد بزرگ چه زیبائیهائی به ما هدیه کرده اند"
به گزارش خبرگزاری "ایسنا" خانم چلبي در اين مراسم كه در دانشگاه اروميه برپا شد گفت: "شمس تبريزي به طوري كه ميدانيد، به مرتبهي معنوي كه دست يافته بود، قناعت نكرد و خودش را از نظر مرتبه تا رتبه و منطقهاي كه يار خداوند به حساب بيايد، بالا برد. حضرت مولانا نیزبراي يافتن يك يار و همدم به قونيه آمد و با حضرت شمس همصحبت شد. اين دو عاشق پروردگار با همنشيني يكديگر به مراتب بالايي دست يافتند و اكثر اوقات خود را به تفكر، خواندن قرآن و احاديث، خواندن اشعار و انجام رقص سماع سپري ميكردند."
چلبي در ادامه گفت: "بدين طريق، دانشجويان حضرت مولانا به اين وضعيت حسادت كرده و شروع به غيبت كردن در حق حضرت شمس ميكنند. حضرت شمس از اين بياحترامي اندوهگين شده و از قونيه به شام ميرود. حضرت مولانا از اين فراق بسيار اندوهگين ميشود، با تمامي دوستانش قطع رابطه ميكند و عزلت ميگزيند و سرودن اشعاري با موضوع شمس را در ديوان كبير شروع ميكند. مسببان اين امر پشيماني خود را از وضع موجود به زبان ميآورند و در نتيجه، شمس تبريزي را دوباره به قونيه برميگردانند. از ناپديد شدن ناگهاني شمس سابقه اطلاعاتي دقيقي در دست نيست، مبني بر اينكه كشته شده و يا قونيه را ترك كرده است؟" او در ادامه به مناطقي كه در تركيه و خارج از خاك تركيه از آنها به عنوان مزار شمس ياد ميشود اشاره کرد که یکی از آنها همین "برج شمس" در خوی است که کنگره در آنجا به پایان خواهد رسید. خانم چلبی تصریح کرد که در پایان این همایش حتما به سوالات زیادی پاسخ داده خواهد شد و سخنان خود را با خواندن غزلی از مولانا به پایان برد.