راهکارهای مصلحانه
درخواست از حکومت برای پذیرش حقوق اساسی شهروندان، محور مطالباتی است که رهبران جنبش سبز طی ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری بر آن تاکید داشته اند. بیانیه ها و اظهارات متعدد چهره های ارشد اصلاح طلب در این مدت نیز گویای آن است که در نگاه این چهره ها راه برون رفت از بحران سیاسی کنونی تنها در پذیرش حقوق اساسی ملت خلاصه می شود."میرحسین موسوی" در مصاحبه اخیر خود با تاکید بر همین راهکار گفته است :" ... زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد." "سید محمد خاتمی" رییس جمهوری پیشین ایران نیز در سخنانی که اخیرا ابراز داشته با تاکید بر راهکار برگزاری انتخابات آزادانه به عنوان راه خاتمه دادن به بن بست سیاسی موجود گفته است :" مردم متولی نمیخواهند، بگذاريد خود مردم در فضای امن و آزاد تصميم بگيرند و هر کس را که خواستند انتخاب کنند. در جريان يک انتخابات آزاد است که معلوم می شود مردم چه کسی را می خواهند و چه کسی را نمی خواهند."
تاکید بر برگزاری انتخابات آزاد در واقع بخش کلیدی ازمجموعه راهبردهایی است که اصلاح طلبان برای خروج از بن بست سیاسی کنونی پیشنهاد داده اند. رفع این بن بست از نگاه رهبران اصلاح طلب اما ضرورت های دیگری را نیز می طلبد. دیگر اجزای ضروری این راهکار سال گذشته در بیانیه هفدهم موسوی تعریف شده بود. او در این بیانیه پنج محور را به عنوان زمینه های خروج از بن بست سیاسی طرح کرده و از حکومت خواسته بود که برای پایان یافتن فضای ملتهب سیاسی این موارد را به اجرا بگذارد. محورهای پیشنهادی به ترتیب عبارت بودند از " اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود..."،" تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد..."، " آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها.."، "آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده..." و " برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی". موسوی در پایان این بیانیه تاکید کرده بود که برای اجرای این موارد نیازی به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی نیست" و حکومت می تواند از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی آن را اجرا کند.
مدتی پیش از آن که موسوی در بیانیه هفدهم اش راهکارهایی برای برون رفت از بحران سیاسی را مطرح کند، "آیت الله هاشمی رفسنجانی" رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در خطبه های نماز جمعه پیشنهادهایی با مضمونی مشابه پیشنهادهای موسوی را مطرح کرده بود.او در نمازجمعه ای که اجتماعی ده ها هزار نفری از هواداران جنبش سبز نیز همراهی اش می کرد خواهان " پایبندی همه گروه های سیاسی به قانون اساسی"،"ایجاد فضای بحث و مناظره آزاد"،" آزادی زندانیان سیاسی"،" دلجویی از آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات" و " آزادی رسانه ها و مطبوعات" شد.
واکنش حکومت به راهکارهای ارایه شده از سوی رهبران اصلاح طلب اما چیزی جز اعمال فشار و تهدید بیشتر نبوده است. جریان حاکم که از اساس بن بست سیاسی موجود را انکار می کند با دامن زدن مداوم به سرکوب ها به دنبال تثبیت وضع موجود برآمده و خود را بی نیاز از برآورده کردن خواسته های مخالفان نمی بیند.
جنگ با ابزارهای قدیمی
سرکوب جنبش سبز از سوی حکومت صرفا منحصر به ابزارهای سیاسی نبوده است. ترفندها و تلاش های تبلیغاتی رسانه های وابسته به جریان حاکم نیز نقش قالب توجهی در سناریو سرکوب داشته است. شواهد گویای آن است که با گذشت زمان لحن و آهنگ کلام رسانه های حکومتی نسبت به رهبران و کنشگران جنبش سبز عصبی تر شده و آنان اکنون پروایی از فحاشی و هتاکی های علنی به اعضای جنبش ندارند. در بعد سیاسی نیز تهدید به دستگیری و محاکمه رهبران جنبش سبز به مضمون آشنای اظهارنظر همه مقام های امنیتی و قضایی تبدیل شده و به نظر می رسد که تکرار این تهدید صرفا با هدف ارعاب رهبران جنبش و ساکت کردن آنان انجام می شود. در دهه نخست دی ماه امسال این سناریو تبلیغی و سیاسی به شکلی تمام عیار به اجرا گذاشته شد و جریان حاکم به مناسبت سالگرد تجمع حکومتی نهم دی تریبون های خود را در اختیار رادیکال ترین چهره هایش قرار داد. اکنون "میرحسین موسوی" در واکنش به سرکوب های سیاسی و تلاش های تبلیغاتی اخیر حکومت برای بدنام کردن مخالفان، این ترفندهای تبلیغی را متعلق به دوران گذشته دانسته و گفته است :" ... کسانی که این تبلیغات را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند، آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند." او با اشاره به اوج گیری تبلیغات علیه جنبش سبز در دهه اول دی ماه تصریح کرده که " این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است." از دید موسوی تداوم سرکوب های حکومتی نیز تنها به بالاتر رفتن سطح مطالبات خواهد انجامید و "تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد نیز جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت." تاکید بر بی تاثیر بودن تلاش های تبلیغی حکومت در اظهارات اخیر محمد خاتمی نیز دیده می شود و او نیز در رد این گونه تلاشها تاکید کرده :" خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بهوجود میآید بهوسیله سرکوب از بین میرود بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
دعوت به گفتگوی همگانی
دعوت به تقویب فضای مفاهمه و گفتگوی عمومی بخش کلیدی از خط مشی پیشنهادی رهبران اصلاح طلب به کنشگران جنبش است.آنها در اظهارات اخیر خود بار دیگر بر گسترش فضای مفاهمه و مدارا تاکید کرده و خواهان آن شده اند که در فضایی مناظره گونه زمینه حل برخی از بحران های جاری فرآهم آید. "میرحسین موسوی" در تاکید بر این خط مشی، گفتگوهای عمومی روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را یادآور شده و گفته است:" نباید از یاد ببریم که چه طور پیش از آن که مداخله های به اصطلاح امنیتی فضای گفتگوی مدنی را به آشوب بکشد و صدای بحث و گفتگو را خاموش کند، شنیدن صدای همدیگر را در گفتگوهای انتخاباتی تجربه و تمرین می کردیم." او تصریح کرده :" امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکافهای تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم. در نگاه این رهبر جنبش سبز "اگراقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم."
آمادگی برای انجام مناظره های علنی در سطح رهبری جنبش سبز نیز دیده می شود. چنان که "مهدی کروبی" در موضع گیریهای ماه های اخیر خود مدام بر آمادگی اش جهت مناظره با هواداران دولت تاکید کرده و در پیامی که به مناسبت سالگرد عاشورای خونین 1388منتشر کرد نیز گفت : من یکی از افراد معترض هستم و داوطلب انتخابات هم بودم آمادگی دارم در هر مسجدی ویا هر دانشگاهی در هر شهری مناظره کنیم با آنهایی که می گویند شما باعث این کشتار و فتنه هستید ما با ادلّه و مدارک ثابت کنیم که شما قانون شکنی کردید و با استبداد خواستید از صندوق کسی را در بیاورید و این فجایع متاسفانه رخ داد برای خانواده های عزیز مردم." در همین حال سید محمد خاتمی هم در سخنرانی اخیر خود بر انجام گفتگو و مناظره میان هواداران حکومت و معترضان تاکید کرده و از جریان حاکم خواسته است زمینه یک گفتگوی آزادی را فراهم آورند. او خطاب به مسوولان حکومت اظهار داشته :" بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه هم به آن اعتراف کنند اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند بیان شود." خاتمی سپس برخی مسائلی که می تواند در چنین مناظره ای طرح شود را نیز پیش کشیده و پرسیده است " آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟ " وی پس از طرح این پرسشها تاکید کرده اگر" فضا آزاد باشد جامعه قضاوت خوهد کرد چه کسانی اشتباه کردهاند و چه کسانی اشتباه نکردهاند..."
امتناع از مناظره
درخواست ها برای انجام مناظره آزادانه میان هواداران حکومت و معترضان در شرایطی از سوی رهبران اصلاح طلب مطرح می شود که ناظران امیدی به برآورده شدن این درخواست از سوی حکومت ندارند. شواهد موجود گواه آن است که جریان حاکم همچنان به سیاست سرکوب ادامه خواهد داد و در گفتار و کردار مسوولان حکومتی نیز نشانه ای از تغییر روش ها دیده نمی شود. تن ندادن حکومت به پیشنهاد مناظره رهبران اصلاح طلب از چشم ناظران اما نشانه فقدان منطق نزد حامیان حکومت است. به باور ناظران اگر حکومت از منطق قوی و مستدلی در مواجهه با مخالفان برخوردار بود پیشنهاد مناظره را می پذیرفت و از آن به عنوان عاملی جهت بالابردن مشروعیت خود استفاده می کرد اما از آن جا که تئوریسین های حکومت نگران نتایج و پیامدهای چنین مناظره ای هستند از پذیرش آن طفره می روند و تریبون هایشان را به صورت یکجانبه علیه اصلاح طلبان بسیج کرده اند. با این حال در نگاه رهبران جنبش سبز هجمه تبلیغی حکومت کارکردی ضد خود پیدا کرده است، چنانچه میرحسین موسوی هم در مصاحبه اخیر اظهار داشته " اثرات این تبلیغات خارج از عرف توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داده است."