تحلیل نامه

تحلیل نامه، کاری است از طرف گروه خبری -دانشجویی موج سبز (http://mowj-group.blogspot.com/).

_____________________________________________

تحلیل نامه مجموعه ای از مقالات تحلیلی است که در مورد مسائل روز و همچنین در مورد مسائل مختلف فکری بیان می شوند.

_____________________________________________

تحلیل نامه، مقالات تحلیلی هفته را جمع کرده و آنها را در قالب یک هفته نامه منتشر می کند.

_____________________________________________

برای عضویت در گروه خبری ایمیلی موج سبز و دریافت منظم و هفتگی تحلیل نامه یک ایمیل به آدرس زیر ارسالکنید.

mowje-sabz+subscribe@googlegroups.com

_____________________________________________

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

توییتر http://twitter.com/MowjeSabzGroup

فیس بوک http://www.facebook.com/pages/-/220917478690

_____________________________________________

عناوین آخرین مطالب

۱۳۸۹ مهر ۲۳, جمعه

احمد شیرزاد در گفت‌وگو با روزنامه شرق: نمی‌توان همه را خائن و وابسته دانست

احمد شیرزاد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و نماینده مجلس ششم، با بیان اینکه "در حال حاضر بیشتر فعالان سیاسی امکان مانور و تحرک ندارند و فضای کار برایشان مناسب نیست"، خاطرنشان می کند "ما امروز در واقع در یک پاییز سیاسی به سر می‌بریم، نه یک بهار سیاسی وهمه منتظر هستند ببینند در آینده چه خواهد شد."
 این استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح طلب، همچنین معتقد است "این روزها شکاف بین جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی کمتر شده است و آن چیزی که اکنون وجود دارد این است که این شکاف بیشتر بین کسانی که در پست‌های مدیریتی هستند و کسانی که حضور ندارند، است و شکاف بین ما و اصولگرایان به دلیل مسائلی که همیشه نگرانش بودیم و امروز دامن اصولگرایان را گرفته، کمتر شده است."
 

شیرزاد تصریح کرد "ما همیشه می‌گفتیم رد صلاحیت سلیقه‌ای صحیح نیست، خب این رد صلاحیت نخست متوجه دگر‌اندیشان بود، بعد نوبت ما اصلاح‌طلبان را رسید و اکنون نیز نوبت به اصولگرایان رسیده است."

احمد شیرزاد، عضو جبهه مشارکت، در گفت‌وگو با روزنامه شرق از حال و هوای سیاسی فعلی کشور و دیدگاه خود درباره فعالیت در عرصه سیاست سخن گفته و تاکید می‌کند: کشور ما نیز مانند کشورهای دیگر دوره‌های مختلفی دیده است. بالاخره در هر دوره‌ای افرادی یکه‌تازی‌هایی برای خود می‌کنند اما در واقع کشور ۷۰ میلیونی ایران را با این مردم و با این مشکلات و از طرف دیگر با این توانایی‌ها و پتانسیل نمی‌توان این‌گونه اداره کرد. در تاریخ کشور ما از این پاییز‌ها زیاد بوده و همه کسانی که روی اسب آمدند روزی از اسب پیاده شدند. نمی‌توان دست رد به سینه همه زد و همه را خائن و وابسته دانست و با درصد کمی از جمعیت کشور را اداره کرد.

این مصاحبه هفته پیش با خبرنگار روزنامه شرق انجام شده و در شماره روز شنبه هفدهم مهرماه به چاپ رسیده است. شیرزاد در وبلاگ رسمی خود در باره این مصاحبه می نویسد: "امیدوارم حال و هوای احتیاط آمیز صحبتها به ضرورت فشارها بر مطبوعات قابل درک باشد."

 متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
 

 

آقای شیرزاد اجازه دهید از یک پرسش خودمانی شروع کنم. این روزها چه می‌کنید؟

 

به یاد می‌آورم زمانی که برای مجلس ششم کاندیدا شده بودم، دوستان می‌گفتند این زندگینامه‌ای را که منتشر کردی، وقتی می‌خوانیم یک خلاء‌های چند‌ساله در آن هست به این معنی که در مقطعی فعالیت کردی و بعد خبری نیست یا باز در یک دوره‌ای فعالیت داشتی و در دوره‌ای دیگر هیچ چیز درباره خود ننوشته‌ای! خب این خلأ‌ها به شرایط خارجی و شرایط روز جامعه بر‌می‌گردد؛ از سال ۷۶ تا ۸۴ و حتی پس از آن شرایط برای انجام فعالیت‌های سیاسی مهیا بود؛ دو جناح سیاسی ایران همدیگر را‌ پذیرفته بودند و با یکدیگر رقابت می‌کردند، هرچند ممکن بود رخدادهای تلخ و شیرینی نیز اتفاق بیفتد اما فضا و شرایط برای فعالیت‌های سیاسی امکان‌‌پذیر بود اما متاسفانه در این چند وقت اخیر این فضا از بین رفته و متفاوت شده است. این تفاوت را به شکل‌های مختلف می‌توان تعبیر کرد اما در مجموع کسانی که در این سال‌ها فعالیت سیاسی انجام می‌دادند یا باید کارهای جدید و ابتکارات نوینی را در مجموع فعالیت‌های سیاسی جای می‌دادند یا هیچ کاری انجام نمی‌دادند. در حال حاضر نیز بیشتر فعالان سیاسی امکان مانور و تحرک ندارند و فضای کار برایشان مناسب نیست. در واقع در یک پاییز سیاسی به سر می‌بریم، نه یک بهار سیاسی. همه منتظر هستند ببینند در آینده چه خواهد شد. البته این به آن معنا نیست که فعالان سیاسی منفعل نشسته‌اند و اتفاقاً به دنبال ایفای نقش فعال نیز هستند اما به هرحال شرایط مهیا نیست. در‌باره خود من نیز، خوشبختانه شغل و کار اصلی من تدریس در دانشگاه و فیزیک است و در این کار نیز موفق بوده‌ام و آن را بلدم و مانند بعضی‌ها نیستم که اگر از میز ریاست کنار بروند کاری بلد نباشند انجام دهند. عده‌ای در این کشور همیشه از مقامات هستند و اگر مقام و موقعیت‌شان را از آنها بگیریم جایگاهی ندارند. بالاخره کار معلمی را بلد هستم و در کنارش تحقیق می‌کنم و از سال گذشته فرصتی دست داده تا بتوانم به دانشجویان و امور علمی‌ام بیشتر بپردازم که بسیار برای من لذت‌بخش است، چراکه عمده وقت خود را صرف تدریس و کارهای مورد علاقه‌ام می‌کنم.
 

 

این دوری از فعالیت‌های سیاسی و پرداختن به امور دیگر سبب نشده دل‌تان برای سیاست و ‌"های و هوهایش" تنگ شود؟

 

راستش نه. خیلی جواب استدلالی‌ای برای این سوال ندارم. اگر حمل بر این مثل معروف نشود که می‌گویند «گربه دستش به گوشت نمی‌رسد می‌گوید بو میده»، واقعیت این است که برای من به عنوان یک معلم بیشتر حضور در کلاس و سمینارهای علمی مهم لذت‌بخش است تا در جلسه‌ای که سیاسیون و شخصیت‌های مهم کشور نشسته‌اند و بحث می‌کنند. بعضی مواقع وقتی که جلسات سیاسی را به یاد می‌آورم که بی‌هیچ نتیجه‌ای به پایان می‌رسید افسوس نمی‌خورم که چرا در آن فضا نیستم. البته فضای کار حزبی و سیاسی که با دوستان داشتیم بسیار مطبوع و لذت‌بخش بود و همیشه از قرارگرفتن در کنار همفکران سیاسی خیلی چیزها یاد می‌گرفتم و ذهنم فعال‌تر می‌شد. برای آن فضا دلم تنگ شده اما برای بخش اجرایی و نمایندگی خیلی احساس دلتنگی نمی‌کنم.
 

 

یعنی دیگر علاقه چندانی به سیاست ندارید، آیا سعی کردید این عدم‌علاقه را در خانه نیز تسری دهید؟

 

من درباره آنها نمی‌توانم تصمیم‌گیری کنم اما به نظر من یک دانشجو نمی‌تواند نسبت به محیط اطرافش بی‌توجه باشد و من این توجه را چه برای فرزندانم و چه برای دیگر جوانان می‌پسندم و دوست دارم. همیشه به دانشجویان اگر فرصتی شود، چون هیچ‌گاه سر کلاس صحبتی غیر از مباحث علمی نداریم، خارج از کلاس می‌گویم نباید نسبت به محیط خود بی‌تفاوت باشید. البته این به معنی فعالیت تند سیاسی نیست. اما چه در مورد فرزندانم و چه در مورد دیگر جوانان دوست دارم در عرصه مسائل کشور فعال شوند. البته فضای رخدادهای سیاسی کشور اتفاقات ناخواسته‌ای به وجود می‌آورد که ممکن است جوانان به جریان‌هایی کشیده شوند که مورد پسند ما نیست ولی نمی‌توان در این باره برنامه‌ریزی کرد. در مجموع من برای خودم بیشتر کار تدریس و عملی را می‌پسندم.
 

 

با توجه به علاقه‌تان به تدریس و حضور در دانشگاه، اگر روزی این خزان سیاسی به پایان برسد و بهار بیاید به عالم سیاست بازمی‌گردید یا برای همیشه معلم باقی می‌مانید یا خود را بازخرید سیاسی می‌کنید؟

 

سیاست از آن اعتیاد‌هایی است که قابل ترک نیست. من نه خود را از کار‌افتاده سیاسی می‌بینم و نه بازنشسته سیاسی و در مجموع نیز گمان می‌برم تعبیر بازنشستگی سیاسی بی‌معناست مگر اینکه فردی واقعاً از کارافتاده یا پیر و فرتوت باشد و قدرت تشخیص کارهای شخصی خود را نداشته باشد. گمان می‌برم نسل سیاسی‌ای که در دوره اصلاحات فعال بود و هنوز نیز در جامعه حضور دارد بسیار پرانرژی است و می‌تواند در جامعه نقش‌آفرین باشد. من نیز به عنوان یکی از آن نسل تا جایی که بتوانم به مردم و کشورم خدمت می‌کنم و در فعالیت‌های سیاسی خواهم بود. نه، من خود را به عنوان کسی که از صحنه سیاست خداحافظی کرده، تلقی نمی‌کنم اما اکنون که نمی‌توان مانند گذشته فعالیت کرد ترجیح می‌دهم کار تدریس و علمی خود را داشته باشم.
 

 

گویا شما از مخالفان بازنشستگی سیاسی هستید. این بحث چندی پیش هم خصوصاً در رابطه با آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مطرح شد، گمان نمی‌برید که بالاخره سیاست هم بازنشستگی دارد؟

 

فضای سیاسی بازنشستگی‌بردار نیست اما کار اجرایی بازنشستگی دارد. معاونت، وزارت، نمایندگی مجلس و… انرژی و توان می‌خواهد و بالای ۶۵ یا ۷۰ سال یک نفر نمی‌تواند رئیس‌جمهور خوبی باشد و شرط سنی دارد که در خصوص دیگر ارگان‌های اجرایی نیز صدق می‌کند. واقعاً جایی می‌رسد که افراد نمی‌توانند فعالیت اجرایی داشته باشند اما می‌توانند نفوذ سیاسی خود را داشته باشند. در اکثر کشورها نیز همین گونه است؛ در کشورهای دیگر رئیس‌جمهورها، سناتور‌ها و نمایندگان پیشین فعال هستند و نفوذ سیاسی خود را دارند. ممکن است در حزب‌شان نیز از کارهای اجرایی کناره بگیرند اما مشاوره می‌دهند، فکر‌ساز و تصمیم‌ساز هستند و در اتاق‌های فکر فعالیت می‌کنند. با این تعابیر سیاست بازنشستگی‌‌بردار نیست. ممکن است فرد به جایی برسد که پیر و فرتوت شود که نتواند مسائل را تشخیص دهد خوب طبیعتاً فعالیتی نیز نخواهد داشت اما در مجموع فعالیت سیاسی بر خلاف کار اجرایی بازنشستگی ندارد.
 

 

اما به نظر می‌رسد بازنشستگی در کشور ما در حال فراگیر ‌شدن است و اکنون گریبان مربیان اساتید دانشگاهی را گرفته، آیا ما بازنشستگی علمی داریم؟

 

بحث بازنشستگی در کشور ما گزینشی است. در بحث بازنشستگی اعضای هیات علمی نیز همین اتفاق رخ داد. این امکان وجود دارد که یکی از اعضای هیات علمی به دلیل کبر سن نتواند در دانشگاه حضور داشته باشد اما در صحنه‌های دانشگاهی این امور برای خود عرف دارد که از قانون نیز مهم‌تر است. در بسیاری از نقاط دنیا عرف‌های محترم‌تر از قانون وجود دارد که باید رعایت شود و همه بر سر آن توافق کرد‌ه‌اند و اگر هم کسی آن را بشکند مورد مذمت قرار می‌گیرد. در عرصه دانشگاه نیز در مواردی به صلاحدید خود استاد است و مواردی را مجموعه دانشکده و هیات علمی تشخیص می‌دهند که استادی کارآمدی دارد یا خیر؟ اما متاسفانه در کشور ما با این مساله برخورد سیاسی شد و بعضی از روسای انتصابی دانشگاه‌ها از آنجایی که با بعضی از اساتید مخالف بودند آنان را کنار گذاشتند. اگر ضابطه‌مند و بر اساس عرف دانشگاه با این مساله برخورد می‌شد و اساتیدی بازنشسته می‌شدند قطعاً مشکلی به وجود نمی‌آمد. قانون چنین اختیاری را به دانشگاه می‌دهد اما عرف چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد که رئیس دانشگاه بر اساس سلیقه و مصلحت‌اندیشی سیاسی خود با استادی برخورد و او را بازنشسته کند. اگر استادی کارآمد است، دانشجویان موافقش هستند، تز و مقاله ارائه می‌کند، به دانشجویان مشاوره می‌دهد و… نباید او را کنار گذاشت و در واقع این کار از بین بردن سرمایه‌های علمی کشور است. البته این به آن معنی نیست که اساتید باید آنقدر سر کلاس بمانند تا همان‌جا سکته کنند و مطمئناً جوانان باید جایگزین آنها شوند اما تمامی اینها معیار دارد. اکنون یک فضای خیلی دلسرد و مایوس‌کننده بر دانشگاه‌ها چیره شده است. چهره‌های قدیمی دانشگاهی انسان‌های با‌شهامتی هستند و خیلی نیز به دنبال پست و مقام نیستند. این اساتید مشاوران خیلی خوبی هستند و کیفیت علمی دانشگاه توسط چنین افرادی حفظ می‌شود و از ارکان دانشگاه هستند اما متاسفانه بر اساس تصمیم‌گیری‌های اشتباه استوانه‌های دانشگاه حذف می‌شوند و همین نیز موقعیت بسیار خطرناکی را به وجود آورده است. ضوابط استخدام نیز بسیار نامناسب شده و از دست هیات علمی خارج شده است، حال اگر یک عده این‌گونه کنار گذاشته شوند و عده‌ای نیز نتوانند وارد محیط علمی و دانشگاهی شوند و سلایق سیاسی در دانشگاه‌ها حاکم شود دانشگاه‌ها آینده بدی خواهند داشت.
 

 

جدا از بحث بازنشستگی، شما به سکوت نیز اشاره کردید و از اظهارات شما این‌گونه برداشت می‌شود که اکنون زمان سکوت اصلاح‌طلبان است، می‌توان گفت شما و همفکران‌تان به جای بازخرید و بازنشستگی سیاسی در حال حاضر و برای مقطعی سکوت را برگزیده‌اید؟

 

این سکوت یک سکوت انتخابی نبوده و ضرورتی است که فضای بیرونی به ما تحمیل کرده است. شما زمانی می‌توانید سکوت را بشکنید که هرچه بخواهید بتوانید بگویید اما متاسفانه فاصله‌ها به دلیل اتفاقات این مدت به نوعی زیاد شد که گفتمان‌ها حالت تقابل گرفت و آن فضایی که دو جناح در درون حاکمیت با یکدیگر در حال رقابت بودند از بین رفت بنابراین در گفتمان‌هایی که بیشتر حالت تقابل می‌گیرد دست آدم بسته‌تر است و عده‌ای ترجیح می‌دهند در این فضا سخنان تکراری به زبان نیاورند. در مورد خود من، وقتی که می‌بینم خیلی مسائل روشن و ملموس است تکرار آن را بی‌فایده و عبث می‌دانم. فقط بعضی از چهره‌های شاخص ممکن است موضوع‌گیری‌های انجام دهند که بیشتر جنبه سمبلیک و ثبت در تاریخ دارد.

شخصاً فکر نمی‌کنم بتوانم تحلیل‌هایی را ارائه دهم که نکات خاص و عجیبی را در‌برگیرد. مسائل روشن است و جامعه نیز قضاوت خود را دارد هرچند این قضاوت‌ها قطبی و متضاد شده است. در چنین فضایی یک تحلیلگر سیاسی جایی برای مانور ندارد، من که همیشه از نوشتن لذت می‌بردم اکنون احساس می‌کنم چه بنویسم و چه بگویم! باورها خیلی دو‌قطبی شده و عده‌ای همیشه مخالف موضوعی و عده‌ای موافق هستند و حد‌وسطی وجود ندارد. به نظر نمی‌رسد جا برای واشکافی و ارائه تحلیل وجود داشته باشد و بیشتر فضا، فضای بیانیه نوشتن است. اتفاقاً همیشه نیز در جمع دوستان می‌گفتم من بیانیه‌نویس خوبی نیستم، شاید تحلیل‌های خوبی ارائه دهم اما گفتمان بیانیه ندارم. حتی کار برای روزنامه‌نگاران نیز سخت‌تر شده و آنقدر که بیانیه و حرف‌های کلی وجود دارد، خبر و نکات ریزی که بتوان برای آنها تحلیل ارائه داد وجود ندارد. بسیاری از کسانی که در گذشته یادداشت‌نویس بودند اکنون کمتر می‌نویسند.

در حال حاضر بیانیه و موضع‌گیری بیشتر مورد قبول مردم واقع می‌شود و به همین دلیل کسانی که کارشان یادداشت، تحلیل و واشکافی امور است فضایی برای نوشتن و سخن گفتن ندارند.
 

 

برای عبور از این فضا چه تمهیداتی باید اندیشید که باز بتوان تحلیل و گفتمان را جایگزین بیانیه و موضع‌گیری‌های دو قطبی کرد و آیا اصلاح‌طلبان برای تغییر این فضا برنامه یا ابتکار خاصی را در نظر دارند؟

 

ما هم علاقه‌مند هستیم که این فضا تغییر کند و این وضعیت متضاد از بین برود. اما متاسفانه اگر واقع‌بین باشیم با چنین وضعیتی خیلی فاصله داریم. این‌گونه هم نیست که فعلاً سیاسیون یا تشکیلاتی بتوانند کاری انجام دهند تا این فضا عوض شود. این فضا دو‌طرفه است که بخش عمده آن متوجه حاکمیت و نهادهای اجرایی و مدیریت کشور است. اکنون سینما‌گران کشور حتی امکان اینکه بتوانند احساسات واقعی خود را بیان کنند، ندارند. یک اظهارنظر ساده در جمع تبدیل به بحران و مشکل می‌شود. این نشان می‌دهد مشکل از طرف ما نیست و می‌خواهیم که این گفتمان قطبیده وجود نداشته باشد و گفت‌وگو‌ها طیفی و تخصصی باشد. به طور مثال من یک دانشگاهی هستم. در مورد مسائل دانشگاه صحبت می‌کنم.
نظر می‌دهم اما اگر گفتمان اخیر وزیر در اواخر تابستان را بررسی کنید، باید شدیداً محکوم یا تایید کرد و جایی برای تحلیل باقی نمی‌ماند. این بسیار بد است و نه از باب یک مبارز سیاسی که به وزیر نامه سرگشاده می‌دهد که از باب تحلیل می‌گویم از سوی یک همکار دانشگاهی ما که تا چندی پیش استاد علم و صنعت بوده سخنانی بیان می‌شود که جایی برای تحلیل و بحث و موشکافی باقی نمی‌گذارد. اگر قرار است جامعه از این فضای قطبیده خارج شود نقطه شروعش باید از سوی حاکمیت و مسوولان باشد اما این فضا را ما نمی‌بریم و ظاهراً مسوولان بیشتر گفتمان قطبیده را می‌پسندند و طرف مقابل را به بیانیه دادن بیشتر تشویق نمی‌کنند. قطعاً این به نفع مردم و کشور نخواهد بود.

 ما نیز یک‌طرفه نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. مهم‌ترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم صبر است و اینکه امیدوار باشیم که یک حداقل واقع‌بینی در بین مسوولان کشور وجود داشته باشد و جایی که متوجه می‌شوند سیاست‌هایشان جواب نمی‌دهد اصرار به ادامه آن تا ته خط نداشته باشند و اصلاحاتی را با روش‌های خود انجام دهند و فضا را تغییر دهند. در یک فضایی تغییریافته می‌توان بحث و انتقاد کرد. در حال حاضر مسائل قابل انتقاد نیست، فضای سیاسی کشور باید به حداقلی برسد که جدا از قابل قبول یا غیر‌قابل قبول بودن مباحث بتوان انتقاد کرد. مسائل از انتقاد گذشته و در حال حاضر فقط گفتمان‌های رودررو در راستای اتهام‌زنی رواج دارد.

 سال‌های نخست دولت نهم، یکسری اقتصاد‌دان نامه‌هایی نوشتند و نکاتی را مطرح کردند اما آنان نیز اکنون سخنی نمی‌گویند و سکوت پیشه کرده‌اند چراکه انتقادها را کسی گوش نمی‌دهد. نحوه اداره کشور به گونه‌ای است که از حد قابل انتقاد بودن گذشته و فقط می‌توان موضع گرفت.
 

 

با توجه به نکاتی که مطرح کردید، جدا از بحث حاکمیت و مدیریتی، ما به هر حال در کشور با دو جناح عمده سیاسی مواجه هستیم که هر کدام از اینها در درون خودشان احزاب و گروه‌های متفاوتی هستند، آیا این احزاب و گروه‌های وابسته به دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا نمی‌توانند با یکدیگر گفت‌وگو و مذاکره کنند تا فضای کشور از این حالت دوقطبی موافق و مخالف خارج شود؟

 

واقعیت این است که تقسیم‌بندی نیروهای سیاسی کشور خیلی تغییر کرده و مانند گذشته نیست، در قالب قدیمی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی که در قدیم بود، نمی‌گنجد. اکنون ما اگر شرایط مهیا باشد و امکانش وجود داشته باشد، می‌توانیم با بسیاری از نیروهای موسوم به اصولگرا گفت‌وگو کنیم و احساس دوری با آنان نمی‌کنیم. کسانی که قادر به درک مسائل مدیریتی هستند و نگرش مدیریتی و تخصصی به مسائل کشور دارند حال از جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب می‌توانند راحت با هم گفت‌وگو کنند، کما‌اینکه در گذشته این کار را انجام می‌دادند و اختلاف‌نظر داشته‌اند.

 اما اکنون تقسیم‌بندی‌های کسانی که معتمد حاکمیت هستند و کسانی که کنار رفته‌اند و شاید تقسیم‌بندی اصلاح‌طلب و اصولگرا خیلی معنی‌دار نباشد. از طرف دیگر بین کسانی که در کرسی مدیریت نشسته‌اند با کسانی که در عرصه مدیریت چه از جناح اصولگرا و چه اصلاح‌طلب کنار گذاشته شده‌اند شکاف گفتمان به وجود آمده است.

 در بحث مطبوعات، ارشاد و فرهنگ کشور وضعیت به گونه‌ای نیست که بتوان گفتمان صورت داد و درباره نحوه مدیریت نظر داد. کارهایی انجام می‌دهند که از نظر خودشان درست است و کسی نیز نمی‌تواند با آنها گفت‌وگو کند، جلسه بگذارد و انتقادها را مطرح کند و فقط همه از دور می‌توانند بگویند سیاست‌های اعمال‌شده اشتباه است و کسی هم البته گوش نمی‌دهد.

 آیا اصحاب کتاب و نشر می‌توانند گفتمانی انجام دهند که وضعیت نشر بهتر شود؟ آنها نیز قهر کرده‌اند و نظاره‌گر این هستند که چه رخ خواهد داد. آنها نیز که قدرت دست‌شان است توجهی به نقد‌ها ندارند و این امر بی‌توجهی به حوزه انتقادها از سیاست‌های اعمال شده متاسفانه در همه حوزه‌ها از دانشگاه تا کتاب و نشر و سینما رواج پیدا کرده است.
 

 

به طور مشخص منظور من گفت‌وگو با احزاب اصولگرا مانند موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین و… است. آیا احزاب اصلاح‌طلب نمی‌توانند برای عوض کردن فضای سیاسی حاکم بر کشور با این گروه‌ها گفت‌وگو کنند؟

 

حتماً و کار ‌درستی نیز است. اما در فضای کنونی احزاب اصلاح‌طلب به لحاظ فعالیت قانونی در بلاتکلیفی به سر می‌برند و مهم این است که گروه‌های اصولگرای سنتی و ریشه‌دار مانند همین جامعه اسلامی مهندسین، موتلفه اسلامی و… با کدام گروه و در چه مکانی گفت‌وگو و صحبت کنند. نمی‌توان از آنها نیز چنین توقعی داشت. البته در محافلی مانند عروسی یا ختم روحانیون و سیاسیون یکدیگر را می‌بینند، گفت‌وگوهایی صورت می‌گیرد اما آنچه شما می‌گویید و مورد تایید ما نیز هست مانند گفت‌وگو‌های سازمان‌یافته و هدفمند در حال حاضر امکان‌‌پذیر نیست.

 این کار بسیار خوب و لازم است و پس از این تجربیاتی که همه دارند نیز بسیار مفید است اما مشکل در آنجاست که در حال حاضر احزاب اصلاح‌طلب در یک شرایط بلاتکلیفی به سر می‌برند و کسی هم پاسخ درستی برای ادامه فعالیت آنها نمی‌دهد و آنها در یک وضعیت شبه‌امنیتی به سر می‌برند و البته آن شرایط برای یک یا دو گروه نیست و کل جریان اصلاح‌طلب در یک وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برد که دیگر احزاب را نیز در مواجهه با آنان در بلاتکلیفی قرار داده است. از طرف دیگر من دیگر احزاب را نیز که وابسته به طیف اصولگرا هستند چندان فعال نمی‌بینم و به نظر می‌رسد جریان‌های آلترناتیوی در اصولگرایان وجود دارند که در مواجهه با مسائل و رخدادها فعال به سر می‌برند و در مجموع آنان نیز در یک حالت صبر و انتظار به سر می‌برند.
 

 

تا چندی پیش از سوی شخصیت‌های پیشکسوت اصولگرا از حزب موتلفه اسلامی عنوان می‌شد اصلاح‌طلبان باید به صحنه سیاسی کشور بازگردند و کسی خواهان حذف آنها نیست، اما به تازگی در جدید‌ترین اظهارنظرها صحبت از این شده که اصولگرایان اجازه این بازگشت را به اصلاح‌طلبان نخواهند داد. چرا به ناگاه چنین تغییر موضعی در مقابل اصلاح‌طلبان صورت گرفت؟

 

به گمان من اصولگرایان فقط یک حزب نیستند، البته حزب موتلفه حزب تاثیرگذار و قدیمی است اما گروه‌های دیگری همچون جامعه روحانیت مبارز، جامعه اسلامی مهندسین و… نیز در جریان اصولگرایی هستند که تاثیرگذارند و تحلیل یکدست و منسجمی نیز ارائه نمی‌دهند. یک بار می‌گویند توبه کنید، یک بار می‌گویند باید حضور داشته باشید و … این امر نشان می‌دهد آن جریانی که بنا داشت جریان اصلاحات را به طور کامل حذف کند، موفق نشده چراکه اصلاحات یک جریان ریشه‌دار و اصیل در سیاست ایران است. ممکن است با چند نفر یا گروه برخوردهایی صورت گرفته باشد اما نتوانسته‌اند کل جریان اصلاح‌طلبی را که در روحانیت، مراجع، بازار، دانشگاه و … نماینده دارد ریشه‌کن کنند و امکان آن نیز وجود ندارد.

سال ۸۸ عده‌ای با این خیز آمدند که این جریان را حذف و محو کنند اما واقعاً نشد و هزینه حذف اصلاح‌طلبان بیشتر از آنچه بود که تصور می‌کردند. فضای سیاسی و تبلیغاتی‌ای که باید ایجاد کرد نیز باید بیشتر از این باشد که مشخص هم نیست چقدر قابل‌ پذیرش و تحمل است. از طرف دیگر تک‌شخصیت‌های جناح اصولگرا موضع‌گیری‌های جداگانه‌ای انجام می‌دهند، در حالی که این امر موضوعی است که باید همه مسوولانه در مقابلش موضع بگیرند، نه اینکه جایی اظهارنظری کنند و در جای دیگر آن را پس بگیرند.

 به طور مثال حزب موتلفه که به عنوان یک حزب ریشه‌دار و قدیمی مورد احترام ما هم هست اگر به این نتیجه برسد که باید ریشه اصلاحات کنده شود این را باید مسوولانه مطرح کند و پای آن نیز بایستد که البته من گمان نمی‌کنم چنین نظری داشته باشند و اگر هم گمان می‌برند که اصلاحات باید حضور داشته باشد باز هم باید بر سر موضع خود بایستند. البته ما توقع نداریم که همه موضع خیلی قاطعی بگیرند که بابت آن هزینه‌ای نیز پرداخت کنند اما اظهارات پراکنده و غیر‌مسوولانه مشکلی را حل نمی‌کند. اگر روزی جریان‌های اصولگرا به یک موضع صریح و قاطع برسند بهتر است آن را بیان کنند، نه اینکه در کنار مصاحبه‌ای یا سخنرانی‌ای موردی را اظهار کنند که فایده‌ای نیز ندارد. مطمئناً هم هر کس هر موضعی به نفع جریان اصلاح‌طلبی بگیرد از آن حمایت و استقبال می‌شود و البته موضع‌گیری شدید نیز بی‌پاسخ نخواهد بود.
 

 

شما در خلال اظهارات‌تان ذکر کردید فضای سیاسی بین دو جریان سیاسی کشور رقابتی بود که چندی است این رقابت از بین رفته. مشکل اصلی بین این دو جریان سیاسی بر سر چیست؟

 

مشکل ما با جریان اصولگرایی به دلیل تفکرات اصولگرایانه آنان نیست و علت اصلی اختلاف در مشی رفتاری است. اصل مساله ما انتخابات و رقابت آزاد است و اینکه هر کس کاندیدای خود را معرفی کند و هنوز هم بر سر این موضوع با آنان مشکل داریم. ما منتقد رفتار شورای نگهبان در انتخابات پیشین هستیم و اصولگرایان موید این مساله هستند و اگر هم منتقد باشند بیشتر انتقادها به قول خودشان در محافل خصوصی صورت می‌گیرد. این اختلاف اصولی غیر از این است که دو حزب سیاسی به طور مثال در نحوه مدیریت اقتصادی با یکدیگر اختلاف داشته باشند.

در کشورهای دموکراتیک و آزاد اصل رقابت آزاد سیاسی، اصل به دست گرفتن قدرت از طریق انتخابات مورد قبول همه است اما ما در کشورمان در خصوص این موارد حساس با نیروهای اصولگرا وحدت نظر نداریم. اصولگراها فضای رقابتی کنترل‌شده را می‌پذیرند و نمی‌خواهند این فضا آزاد شود و هزینه آن را نیز پرداخت کنند، همین نیز سبب می‌شود مشکلاتی برای کشور به وجود آید. البته این امر گهگاهی هم دامن خود آقایان را می‌گیرد و در همین انتخابات مجلس هشتم دامنه رد صلاحیت‌ها جریان اصولگرا را نیز دربرگرفت. به طور طبیعی و تاریخی این جریان باید نظرش را در این خصوص روشن کند. این نوع نگرش کنترل‌گرایان در فضای رقابت سیاسی ممکن است مشکلاتی برای کشور به وجود آورد و دامنه تنگ‌نظری‌ها را نمی‌توان محدود نگه داشت و حتماً روزی دامن عده بیشتری را نیز خواهد گرفت.
 

 

گمان نمی‌برید هرچه این شکاف بین دو جریان سیاسی عمیق‌تر شود فضای کشور تند‌تر می‌شود و این امر نه‌تنها به نفع هیچ کدام از گروه‌های سیاسی که به نفع کشور و آینده آن نیز نیست؟

 

من فکر می‌کنم این شکاف بین جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی کمتر شده است و آن چیزی که اکنون وجود دارد این است که این شکاف بیشتر بین کسانی که در پست‌های مدیریتی هستند و کسانی که حضور ندارند، است. اما شکاف بین ما و اصولگرایان به دلیل مسائلی که همیشه نگرانش بودیم و امروز دامن اصولگرایان را گرفته، کمتر شده است. ما همیشه می‌گفتیم رد صلاحیت سلیقه‌ای صحیح نیست، خب این رد صلاحیت نخست متوجه دگر‌اندیشان بود، بعد نوبت ما اصلاح‌طلبان را رسید و اکنون نیز نوبت به اصولگرایان رسیده است. به همین دلیل فکر می‌کنم شکاف‌ها کمتر شده است. همان طور که گفتم موضع‌گیری‌های افراد را نیز موضع‌گیری رسمی نمی‌دانم.
 

 

و این پاییز سیاسی کی تمام می‌شود؟

 

کشور ما نیز مانند کشورهای دیگر دوره‌های مختلفی دیده است. بالاخره در هر دوره‌ای افرادی یکه‌تازی‌هایی برای خود می‌کنند اما در واقع کشور ۷۰ میلیونی ایران را با این مردم و با این مشکلات و از طرف دیگر با این توانایی‌ها و پتانسیل نمی‌توان این‌گونه اداره کرد. در تاریخ کشور ما از این پاییز‌ها زیاد بوده و همه کسانی که روی اسب آمدند روزی از اسب پیاده شدند. نمی‌توان دست رد به سینه همه زد و همه را خائن و وابسته دانست و با درصد کمی از جمعیت کشور را اداره کرد. مطمئناً با شل‌تر شدن این گره‌ها و سد‌ها می‌توان شرایط را تغییر داد.

افرادی که سیاست‌های تاخت و تازانه را در پیش گرفته‌اند باید از اسب پیاده شوند و نمی‌توان بر مرکب قدرت و غرور نشست و کشور را اداره کرد. قدرت برای همه مردم است و بدون آنها نمی‌توان کاری کرد. همه با همه تفکرات، اخلاق و طرز تفکرات باید حضور داشته باشند.
 

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

گزارش آ ب ث از ماگ وایر و شیرین عبادی؛ اسراییل و ایران، جای برندگان صلح نوبل نیست



"میکل آیستاران"


دولت یهود از ورود میرید کوریگان ماگوایر به خاک اسراییل جلوگیری کرده و شیرین عبادی نیز پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ تصمیم گرفته کشورش را ترک کند.

به نظر می رسد که اسراییل و ایران مکان های مناسبی برای برندگان جایزه صلح نوبل نیستند. دولت یهود  از ورود خانم میرید کوریگان ماگوایر، فعال ایرلندی و برنده جایزه صلح نوبل، جلوگیری بعمل آورد و او از دیوان عالی این کشور فرجام خواهی کرد.

دادگاه اسراییل علیه او حکم داد و از نیروهای امنیتی خواست وی را به محل اقامت اش بازگردانند، زیرا او به مدت ۱۰ سال از ورود به خاک اسراییل منع شده بود. این حکمی بود که به دلیل حمایت وی از ورود کشتی های صلح به غزه صادر شده و می بایست از سوی او امضاء می شد.

ماگوایر در فرودگاه بین المللی بن گوریون بازداشت شد و طی چند روزی که در انتظار برگزاری دادگاه خود بود اظهار داشت: "اسراییل آپارتاید را در خاورمیانه گسترش می دهد." این اظهارنظر از سوی دولتمردان محلی به "تبلیغ علیه اسراییل" تعبیر شده است.

 

عبادی در تبعید

اخراج این فعال زن و برنده صلح نوبل از تل آویو چند ماه پس از آن روی می دهد که برنده صلح نوبل دیگری تصمیم گرفته به دلیل فشارهای دولتمردان جمهوری اسلامی از کشورش خارج شود. شیرین عبادی با وقف زندگی خود برای دفاع از حقوق بشر در کشورش، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ که در آن محمود احمدی نژاد برنده اعلام شد کشورش را ترک نمود. 

این ناراضی اصلاح طلب، رییس جمهور فوق محافظه کار را به دستکاری در روند انتخابات متهم کرده. این بزرگ ترین بحران حکومت آیت الله ها از زمان پیروزی انقلاب اسلامی است؛ بحرانی که اعتراضات مردمی در آن بسیار گسترده بود و بازداشت و پیگرد قضایی مخالفان از سوی دولتمردان به اوج خود رسید.

حرفه خانم عبادی در ایران با مشکلات بسیاری برای او و خانواده اش همراه بوده. او پس از چندین سال تلاش به مقام قضاوت رسید، ولی با وقوع انقلاب اسلامی از این مقام به منشی دادگاه تنزل یافت و امروز شرایط را به گونه ای می یابد که مجبور به جلای وطن شده است. این موضوع همواره در مصاحبه ها از سوی او رد می شد، زیرا او به این معتقد بود که "برای انجام تغییرات در داخل کشورش تلاش کند".

عبادی به عنوان وکیل، قاضی، استاد دانشگاه، نویسنده، فعال صلح و مدافع حقوق زنان، همواره در داخل برای تغییر قوانین کشورش تلاش کرده و بهای آن تهدید به مرگ، تهدید به اخراج از کانون وکلا و زندان بوده است.

او در آخرین مصاحبه ای که در دفتر کارش در تهران با آ ب ث انجام داده بود، اظهار داشت: "هیچ دولتی در ایران تاکنون به من کمک نکرده است. هیچ وقت. تنها چیزی که از سوی دولتمردان نصیبم شده اعمال فشار و جلوگیری از انجام وظایفم بوده است. دو بار وظایفم به صورت قانونی با موانعی روبرو شده، یک بار زمانی که مسأله حقوق کودکان را مطرح کردم و دومین بار زمانی که قصد حمایت از زندانیان سیاسی را داشتم. در کار و زندگی روزمره نیز شرایط را برای ما مشکل و پیچیده می کنند، زیرا مجوز کار برای کسانی که می خواهند در راه دفاع از حقوق بشر تلاش کنند، از سوی آنان صادر نمی شود."

 

منبع: آ ب ث، ۵ اکتبر

افشاگری های کیهان و نادران همگی بی رنگ شد؛ رحیمی در حصار امن دستگاه قضا



"اردلان صیامی"
 

حلقه یا باند فاطمی که توسط الیاس نادران مطرح شده بود توسط بخش دیگری از اصولگرایان در حال پاک شدن است.حلقه فاطمی کد و نشانه فسادی است که به محمد رضا رحیمی معاون اول دولت نسبت داده شده است.محسنی اژه ای میگوید 60 نفر به خاطر آن دستگیر شده اند اما رییس کمیسیون اصل نود میگوید اطلاعی ندارد. رسیدگی کردن به این پرونده به گفته تحلیل گران میتواند نشانه ای از همت واراده دستگاه قضا در برخودر با فساد های اداری ودولتی و دانه درشت ها باشد.

 

بی اطلاعی از باندفاطمی

رییس کمیسیون اصل نود مجلس در گفت وگو با خبر آن لاین در خصوص پرونده فساد منتسب به محمد رضا رحیمی گفته است: "خانه فاطمی؟ من اصلا اطلاع ندارم. اصلا این موارد در شان  پارلمان نیست. دولت به دنبال خدمت گذاری است- فارغ از اسامی که شما بردید- خط فتنه ای که بعد از انتخابات شکل گرفت تلاش می کند دولت را ناکارآمد و فاسد نشان دهد؛ این را یادتان باشد. این را تکرار  می کنم که خط فتنه تلاش می کند به هر بهانه ای دولت را ناکارآمد نشان بدهد و در اذهان مردم دولت را دولت غیر پاک جا بیندازد. طرح این موارد هم در آن راستا است. خط فتنه با کمک رسانه ها و سازمان های جاسوسی غربی تلاش می کند این دولت را ضعیف کند و ما نمی توانیم بپذیریم که دولت مشروع دولت جمهوری اسلامی ایران این همه مورد هجمه قرار بگیرد. این بحث خیابان فاطمی و امثال آن و بزرگ کردنش در راستای همان فتنه است و لذا من اجازه نمی دهم که در رابطه  با نقشه های بر زبان افتاده خط فتنه از من سوال بکنید".

وی  بدون اشاره به نام الیاس نادران افشاکننده موضوع "خانه فاطمی "میگوید: "امروز به جای اینکه از دولت حمایت کنند -آن چنان که آقا فرمودند باید همه  کمکش کنند- به دنبال خط فتنه همه تلاش  دارند که کمر این دولت را بشکنند. کسی که  در وسط میدان کار می کند اشتباه هم دارد. غلط های دولت را کمیسیون اصل نود پیگیری می کند. خیلی های آن را رسانه ای می کنیم. خیلی هایش را هم با خود دولت می رویم حرف میزنیم. داد می زنیم، مکاتبه می کنیم؛ به محاکم معرفی می کنیم".

هفته پیش هم محسنی اژه ای در گفت وگو با خبرنگاران ابراز کرده بود: "رحيمی جزء آن کسانی نیست  كه در پرونده مفاسد اقتصادی موسوم به باند فاطمی كه برای آنها قرار مجرميت صادر شده است، نمی‌باشد".
وی درپاسخ به سوالی در خصوص پرونده مفاسد اقتصادی كه از سوي نمانيدگان مجلس به عنوان پرونده باند فاطمی مطرح شده بود  اظهار داشت: "اين پرونده تشكيل شده و متهمانی در اين ارتباط احضار و بعضا بازداشت شده‌اند و برای 60 نفر نيز قرار مجرميت صادر شده است و كيفر‌خواست‌های آنها نيز بعضا صادر شده و يا در حال صدور می‌باشد".
چندی پیش البته سایت جرس خبر داده بود که با دستور آیت الله خامنه ای پی گیری فساد رحیمی متوقف شده است.

 

بازخوانی ماجرای رحیمی

ماجرای رحیمی وفسادهای منتسب به وی همزمان با افشای مدرک تحصیلی کردان آغاز شد در آن زمان یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس به خبرنگاران پارلمانی گفته بود که "مدرک کردان دو قلو بوده و یکی دیگر از اعضای ارشد دولت نیز به همین صورت دکترا گرفته است." اما جنجال بر سر ماجرای کردان تا حد بسیار زیادی ماجرای رحیمی را تحت شعاع قرار داد تا اینکه در ابان ماه 88 احمد توکلی و الیاس نادران به کمیسیون اصل 90 مجلس مراجعه و شکایتی را در این خصوص علیه رحیمی تدوین کردند.

همان زمان داریوش قنبری نماینده اصلاح‌طلب به خبرنگار سیاست روز گفت: "مرحوم فاکر از ارائه این شکایت و همچنین پرونده رحیمی به اعضای کمیسیون خودداری میکرد".

اما تلاش‌ها و خودداری‌ کردن‌های مرحوم فاکر که آن دوران ریاست کمیسیون 90 را برعهده داشت، برای عدم افشای این پرونده نتیجه نداد و الیاس نادران در ابتدا نامه‌ای به رحیمی نوشت و از وی در خصوص واریز میلیون‌ها تومان پول به حساب شخصی‌اش در جریان انتخابات مجلس هشتم  سوال کرد.

در قسمتی از نامه نادران به رحیمی پس از آنکه این نماینده اصولگرای مجلس از معاون اول احمدی‌نژاد در خصوص اصالت مدرک تحصیلی‌اش سوال کرده، آمده بود: "در جريان انتخابات مجلس هشتم توسط آقاي جابر ابدالي، پول‌هايي را بين نامزدهاي مجلس توزيع كرده‌ايد. آيا ممكن است نسبت به منشا اين پول‌ها توضيح بفرمائيد تا به عنوان نماينده مردم بتوانم موكلينم را در جريان امر قرار دهم؟ آيا ممكن است توضيح بفرمائيد كه چك‌هاي چند ميلياردي و چند صد ميليوني كه به حساب شما واريز شده است از چه حساب‌هايي و مربوط به چه افرادي است؟"

بی پاسخ ماندن سوال نادران از رحیمی بازهم آخر ماجرا نبود و نادران در فرودین ماه 89به جمع خبرنگاران آمد و بی پروا معاون اول را متهم به سرشبکه باند فساد مالی که خود از آن با نام "باند خیابان فاطمی" یاد می‌کرد، متهم کرد.

بعد از آن معاون حقوقی رییس‌جمهور خبر داد که شکایتی از سوی این معاونت علیه الیاس نادران تنظیم شده است." شکایتی که رجا نیوزسایت حامی دولت  آن را اشتباه بزرگ خواند.این سایت در این خصوص نوشت: "اگرچه نادران اتهامات بدون سندی را به رحیمی نسبت داد و سخنان خود را به یک موضع گیری رسانه ای محدود کرد، اما اقدام معاون حقوقی رئیس جمهور در اعلام "شکایت رسمی دولت" از نادران هم یک اشتباه سیاسی به نظر می رسد."

رجانیوز افزود : رحیمی اگرچه اکنون به عنوان معاون اول رئیس جمهور و شخص دوم دولت در حال خدمت است ولی موضوعاتی که از سوی نادران در مورد عملکرد مالی وی مطرح شده مربوط به شخص اوست و هیچ اشاره به سمت اجرایی رحیمی و مجموعه دولت نداشته است."

بر همین اساس اگر رحیمی بنا دارد تا نسبت به سخنان نادران و دعاوی وی، واکنشی نشان دهد، می تواند شخصا دست به این اقدام بزند و دستگاه عریض و طویل دولت را که به گفته رهبر [معظم انقلاب] بار سنگین مسئولیت های اداره کشور را بر دوش دارد، به چنین عرصه های سرعت گیری نکشاند".

در همین رابطه یک منبع آگاه به خبرنگار سیاست روز گفت: "نادران از مدت‌ها پیش منتظر شکایت دولت و شخص رحیمی از خود بود و بارها گفته است که مدارک زیادی را در خصوص برخی افراد به ویژه رحیمی تهیه کرده و منتظر فرصت مناسبی است تا آنها را منتشر کند."

 

مرگ فاکر و ناامیدی از اصل نود

به گفته وی: "نادران که از پیگیری پرونده رحیمی در کمیسیون اصل 90 مجلس ناامید شده است، می‌خواهد در یک دادگاه مدارک خود را افشا کند."

بعد از آن  مهر خبری را به نقل از نماینده اسلامشهر و عضو کمیسیون اصل 90 منتشر کرد که بر اساس آن هیچ شکایتی از رحیمی در خصوص مفاسد اقتصادی مطرح نشده است.

به استناد این خبر "حسین اسلامی در پاسخ به این سوال که در خصوص پرونده فساد اقتصادی آقای رحیمی که از سوی برخی نمایندگان مطرح شده شکایتی به این کمیسیون ارجاع شده گفت: تاکنون شکایتی به کمیسیون اصل 90 در این خصوص ارجاع نشده اما کمیسیون آمادگی این را دارد در صورت شکایت نسبت به این موضوع مسئله را مورد بررسی قرار دهد."

اسلامی همچنین "در خصوص اینکه آیا بررسی پرونده شکایت از مدرک تحصیلی محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در کمیسیون اصل 90 به نتیجه نرسیده است؟" متذکر شده بود که "حدود 6 ماه پیش این پرونده به دلیل پیگیری نکردن شاکیان آن مسکوت مانده و در کمیسیون اصل 90 بررسی نشده است. آقایان نادران و توکلی خود دیگر پیگیر این موضوع نبوده اند و حقیقت آن بود که در آن زمان نیز دیگر مصلحت نبود. زیرا فضای ملتهب پس از انتخابات جای بحث بیشتر برای این موضوع باقی نمی گذاشت و جامعه نیازمند آرامش بود."

اما بعد از  خبرگزاری ایلنا خبری متفاوت نسبت به آنچه که حسین اسلامی گفته بود منتشر کرد و به نقل از سيد فاضل موسوي نماينده خدابنده و عضو کمیسیون اصل 90 نوشت "شكايت آقايان نادران نماينده تهران و رحيمي معاون اول رييس جمهور عليه يكديگر پيش از فوت آقاي فاكر رييس كميسيون اصل نود در حال پيگيري بود كه متاسفانه پس از فوت آقاي فاكر متوقف شد. در حال حاضر بايد منتظر ماند تا رييس جديد كميسيون انتخاب شود و پيگيري‌ها در مورد اين شكايت‌ها از سر گرفته شود."

حال هم که رییس کمیسیون اصل نود انتخاب شده است ایشان اسمی وپرونده ای به نام "خانه فاطمی نمیشناسند اما نکته جالب گفته های ابراهیم نکونام است که  در پایان مصاحبه اش میگوید: "در حال جمع آوری ها  یک سری  اسناد هستیم که مسائل فسادی را که آقای نادران ادعا کردند، بررسی کنیم. چون پرونده در قوه قضائیه هست ورود ما جدی نخواهد بود. کار موازی که نمی خواهیم انجام دهیم. الان خود دستگاه قضایی در این پرونده در حال کار کردن است. ما یک سری جمع آوری هایی داشتیم شاید دو سه جلسه و هر جلسه 2 تا 3 ساعت با آقایان جلسه داشتم تا اسناد و مدارک  و اظهارات و دفاعیات انها را شنیدم. که عمدتا از طرف دولت بوده است. بیشتر برداشت های خودمان را به قوه قضائیه منتقل کردیم اما اینکه بخواهیم گزارشی تهیه کنیم این با توجه به اینکه قوه قضائیه در حال کار روی این پرونده است،  منتفی است".

در این میان سکوت کیهان روزنامه ای که عطش فوق العاده ای برای کشف فساد نشان می دهد شاید معنادارتر باشد. کیهان در روزگاری با تیترهای درشت فاش ساخت که کردان و رحیمی مشغول معاملاتی با شرکت نفتی کرسنت بوده اند در حالی که در این زمان کردان در وزارت کشور بود و دیگر در وزارت نفت نقشی نداشت. و از جمله فاش شد که رحیمی هم در این جلسه بوده است بدون این که کار دولتی وی ربطی به معاملات حوزه نفت و گاز داشته باشد.

کیهان دو شماره این افشاگری را ادامه داد و با توضیحات کردان و رحیمی کار بدتر هم شد. در پایان آن حسین شریعتمداری وعده داد که هرگز این ماجرا را رها نمی کند. اما به نظر می رسد جنبش اعتراضی به نتایج انتخابات همه این ها را پوشاند و حتی فریادهای حق طلبانه و عدالت جویانه سرداران قدیمی سپاه را هم از نفس انداخت.

 

مقاله فايننشيال تايمز درباره فشارهای اقتصادی بر حکومت ایران


فشار تحريم ها بر واردات بنزين


"نجمه بزرگمهر"


وزير نفت ايران اعلام کرده است که واردات بنزين به دليل تحريم های بين المللی بر سر برنامه هسته این کشور، به پائين ترين حد خود ظرف در يک دهه گذشته رسيده است. وی در عين حال اصرار دارد که توليد داخلی برای تأمين نيازهای کشور همچنان کافی است.

هرچند ايران صاحب سومين منابع بزرگ نفت دنياست، اما از فقدان ظرفيت کافی پالايشگاهی رنج می برد و تا همين اواخر، يک سوم نياز 66.5 ميليون ليتری بنزين خود را از خارج وارد می کرد.

مسعود ميرکاظمی به خبرنگاران گفت واردات بنزين در ماه گذشته ايرانی، منتهی به 22 سپتامبر، به 0.8 ميليون ليتر کاهش يافته است. اين درحالی است که واردات ايران در ماه های قبل 23 ميليون ليتر بوده است.

ويتول، ترافيگورا و گلنکور از جمله شرکت های تجاری بوده اند که فروش بنزين به ايران را در فصل بهار و به دليل نگرانی از تحريم ها متوقف کرده اند. کاهش تجارت در ماه ژوئن و پس از منع شرکت ها از فروش محصولات پالايشگاهی به ايران توسط دولت اوباما، شدت گرفت.

دولت آمريکا هفته گذشته اعلام کرد شرکت های ديگری نظير ريلاينس هند، توپراس ترکيه، گروه مستقل پتروليوم کويت و لوک اويل روسيه نيز فروش محصولات پالايشگاهی به رژيم ايران را متوقف کرده اند.

دولت محمود احمدی نژاد که عهد کرده غنی سازی را متوقف نکند، ماه گذشته يک طرح اضطراری را برای واداشتن شش کارخانه پتروشيمی به توليد بنزين به مرحله اجرا گذاشت.

آقای ميرکاظمی تنبيهات ايالات متحده را «تخطی از حقوق بشر» توصيف کرده است.

وی محدوديت های موجود بر سر راه واردات بنزين را بی اهميت جلوه داد و تأکيد کرد کمبود آن توسط تأسيسات پتروشيمی کشور با توليد روزانه 1.4 ميليون ليتر بنزين با اوکتان بالا تأمين خواهد شد.

وزير نفت ايران گفت اين محصول از تمامی استانداردهای لازم برخوردار است و افزود تأمين نيازهای کشور انجام شده و مسؤولان توانسته اند مازاد توليد را به کشورهايی که از آنها نامی برده نشده، صادر کند.

اما سطح جديد واردات به همراه سوخت توليد شده در تأسيسات پتروشيمی، کشور را با کمبود 7 ميليون ليتری در مقايسه با دوره قبل از وضع تحريم ها روبرو خواهد کرد.

برخی تحليلگران نفتی ايران اعتقاد دارند بنزين توليد شده در تأسيسات پتروشيمی ايران پرهزينه است و به همین دلیل این راه جديد را به راه حلی کوتاه مدت تبديل کرده است.

آنها برآورد می کنند اين محصول 15 بار گرانتر از بنزين توليد شده در پالايشگاه هزينه دارد و با درنظر گرفتن وقفه ايجاد شده در کار صنايع پتروشيمی، هزينه آن تا 40 برابر افزايش می يابد.

مردم نيز از خطرات بنزين با اوکتان بالا بر روی سلامتی و زندگی خود و نيز کارکرد خودروهايشان نگران هستند.

مير کاظمی با خودداری از اعلام بهای توليد بنزين جديد گفت: "اين سخنان برتبلیغات رسانه های غربی رواج پيدا می کند."

آقای ميرکاظمی ضمناً ادعا کرد توان توليد نفت کشور در سطح 4.2 ميليون ليتر در روز باقی مانده است. اين عليرغم شک و ترديدهای موجود در ميان تحليلگران نفتی است که اعتقاد دارند کاهش سرمايه گذاری در سال های اخير سبب کاهش توليد نفت ايران شده است.

وی از اعلام ميزان فعلی صادرات نفت ايران و ميزان درآمدهای کشور از صادرات نفت ظرف شش ماه گذشته خودداری کرد.

شايعاتی وجود دارد که از سخت تر شدن فروش نفت خام توسط ايران، به عنوان اصلی ترين منبع درآمد ارزی کشور، حکايت دارند.

تحريم ها همچنین بر توان تهران برای جلب 200 ميليارد دلار سرمايه مورد نياز برای يک برنامه پنج ساله به منظور جلوگيری از عقب افتادن بازسازی چاه های نفت، توسعه ميادين جديد نفت و گاز  برای تأمين مصارف داخلی و نيز حفظ سطح صادرات کشور تأثير گذاشته اند.

نه تنها شرکت های بزرگ غربی نظير رويال داچ شل، توتال فرانسه و اِنی ايتاليا به تحريم های تحت سرپرستی ايالات متحده تن داده اند، بلکه شرکت اينپکس ژاپن نيز از سهام 10 درصدی خود در پروژه عظيم ميدان نفتی آزادگان دست کشیده است.

آقای ميرکاظمی گفت اکتشافات جديد، منابع نفتی کشور را به 150.31ميليون بشکه و منابع گازی کشور را به بيش از 33 تريليون مترمکعب افزایش داده است و ايران را در مقامی بالاتر از کشور همسايه نظیر عراق قرار داده است.

 

منبع: فايننشيال تايمز- 11 اکتبر

لینک:

جمعه در تلویزیون ادامه می یابد: سریال ناتمام اعترافات ابطحی ها



"محمدرضا یزدان پناه"


14 ماه پس از آنکه محمدعلی ابطحی، معاون و رئیس دفتر سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری، به بیان اعترافاتی علیه خود و نامزدهای معترض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پرداخت، رسانه ها از پخش اعترافات پدر او علیه خود از سیمای جمهوری اسلامی خبر دادند.

روابط عمومی شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی روز گذشته به نقل از تهیه کننده و کارگردان برنامه "به سوی ظهور" خبر داد که اعترافات سید حسن ابطحی علیه خود، ساعت 13 روز جمعه از این شبکه پخش خواهد شد.رضا صبور با اعلام این خبر، پدر محمدعلی ابطحی را "یکی از منحرفین و مدعیان دروغین" معرفی کرد.

به گفته آقای صبور، "کارشناس این هفته برنامه، حجت‌الاسلام سلیمی، دادستان کل ویژه روحانیت است و با حضور وی تعدادی از اعترافات متهمین و مدعیان دروغین مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت."

سایت رجانیوزکه این خبر را منتشر کرده در این خصوص نوشته است: "با روی کار آمدن دولت خاتمی و انتصاب پسر سیدحسن ابطحی در مقام معاونت حقوقی رییس جمهور، بار دیگر عرصه فعالیت برای او و دوستانش باز شد و با استفاده از این فرصت طلایی و رانت حاکمیتی که در اختیار سید حسن ابطحی گذاشته شد فعالیت های وی گسترش چشمگیری یافت."

رجانیوز سپس با اشاره به آشنایی سید حسن ابطحی با سید عبدالکریم هاشمی نژاد (روحانی کشته شده در جریان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی) از سال های دور، و سپس وصلت این دو با خواهران یکدیگر، نوشت: "گرایش شدید سید حسن ابطحی به فعالیت تبلیغ ایده ظهور صغری و ارتباط و ملاقات با امام زمان، عدم دخالت در مسایل سیاسی و در نتیجه، گرایش به تفکرات انجمن حجتیه، سبب آغاز و اوج گرفتن اختلاف شهید هاشمی نژاد با وی شد که این اختلاف از سال 1350 تا شهادت شهید هاشمی نژاد در سال 60 ادامه داشت."

این سایت نزدیک به احمدی نژاد در ادامه مدعی وجود سندی در میان اسناد سازمان اطلاعات و امنیت وقت (ساواک) شده که در آن سید حسن ابطحی "فردی سالم و آرام" و "طرفدار آیت الله شریعتمداری" معرفی شده است.

سایت ارگان کمیته ویژه رسانه ای دولت احمدی نژاد درباره عملکرد آیت الله ابطحی پس از انقلاب 22 بهمن 57 هم نوشته: "ابطحی پس از انقلاب هم رویه خود را ادامه داد تا اینکه با اوج گیری فعالیت او در اوایل دهه هفتاد، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در اطلاعیه ای نسبت به انتشار بی رویه کتب پر اشکال وی اعتراض کرد و حتی درباره وجود شخصی بنام ملاآقاجان با آن توصیفات که ایشان بدفعات در کتابهای خود از وی به عنوان استاد سیر وسلوک خویش یاد کرده است، تشکیک کرده و آن را ساخته و پرداخته خود ایشان قلمداد کرد."

رجانیوز در پایان گزارش خود آورده است: "با این حال با روی کار آمدن دولت خاتمی و انتصاب پسر سیدحسن ابطحی در مقام معاونت حقوقی رییس جمهور، بار دیگر عرصه فعالیت برای او و دوستانش باز شد و با استفاده از این فرصت طلایی و رانت حاکمیتی که در اختیار سید حسن ابطحی گذاشته شد فعالیت های وی گسترش چشمگیری یافت. این فضای باز برای وی چندان دوام نیاورد چرا که او چند سال پیش به اتهام ادعای ارتباط با امام زمان و اغفال مردم دستگیر شد."

 

مسائل مرتبط با امام زمان

سید حسن ابطحی، پدر و سید تقی ابطحی، برادر محمدعلی ابطحی اوایل تیرماه سال 1385 توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

محمدعلی ابطحی اما خود نزدیک به دو هفته در این باره سکوت کرد تا اینکه در 13 تیر با انتشار مطلبی بر روی وبلاگش، تایید کرد که پدر و برادرش "به دليل مسائل فکری وتشکيلاتی مربوط به امام زمان" بازداشت شده اند.

وی علت سکوت دو هفته ایش درباره این مسئله را "شرایط دشوار خانوادگی" و "اختلاف نظر سیاسی" با پدرش عنوان کرده بود.

ابطحی همچنین نوشت پدرش مدت زيادی از دوران بازداشت شانزده روزه اش را در بيمارستان سپری کرده، چرا که بيمار است و سه سال پيش عمل قلب باز کرده است.

سيد حسن ابطحی که 74 سال دارد، از روحانيون شهر مشهد و نويسنده کتابهايی در زمينه تجربيات عرفانی شخصی خود و همچنين امام دوازدهم شيعيان است که به باور پيروان اين مذهب، بيش از يازده قرن است زنده است اما در غيبت به سر می برد و قرار است در آينده قيام کند.

در کتابهای آقای ابطحی هيچ اشاره مستقيمی به اينکه وی با امام غايب ارتباط داشته باشد نشده اما او در کتابهايش از افرادی ياد کرده که به گفته وی، با امام دوازدهم ارتباط داشته اند و او نيز شخصاً با اين افراد ارتباط داشته است.

يکی از کتابهای آقای ابطحی به نام "پرواز روح" به زندگی فردی به نام ملا آقا جان اختصاص دارد که آقای ابطحی، آن گونه که خود نوشته، مدتها نزد وی به کسب معنويات مشغول بوده و او را راهنما و مرشد خود در مسائل معنوی قرار داده بوده است.

آقای ابطحی بنيانگذار مسجدی به نام صاحب الزمان در شهر مشهد است و از ۴۴ سال پيش مرکزی با نام "کانون ‌بحث‌ و انتقاد دينی" در اين شهر پايه نهاده که هدف‌ ‌آن، پاسخ به "عقده ها، ‌گره ‌ها و مشکلات‌ فکری‌ و دينی جوانان" اعلام شده است. اين کانون در تهران و قوچان نيز شعبه دارد.

سایت خبری "انصارنيوز" در آن هنگام علت بازداشت سید حسن ابطحي را "نقض تعهد قبلي مبني بر عدم انجام فعاليت هاي تشكيلاتي" دانسته و افزوده بود که نامبرده "پيش از اين به دليل انجام فعاليت هاي تشكيلاتي مشكوك، از جانب نهادهاي امنيتي كشور مورد بازخواست گرفته و مدتي را به حالت تبعيد در كلاردشت به سر برده است".

به ادعاي اين سايت: "وي پس از آنكه در دولت خاتمي، پسرش به پست هاي مهم و كليدي گمارده شد از موقعيت استفاده نمود و فعاليت هاي قبلي خود را مجددا از سر گرفت و در شهرهاي مختلف كشور تشكيلات عريض و طويلي به راه انداخت كه نشريه خورشيد مكه يكي از محصولات آن بود. گفتني است، فرزند اين مدعي رابطه با امام زمان(عج) كه او نيز در كسوت روحانيت است، در سايت شخصي خود، مدام دولت احمدي نژاد را به دليل آنچه كه تحجر و ارتجاع و سوء استفاده از مقدسات مي نامد، مورد حمله و بعضا تمسخر قرار مي دهد."

پدر و برادر محمدعلی ابطحی 55 روز پس از بازداشت، آزاد شدند. اعترافاتی که قرار است روز جمعه از سید حسن ابطحی در تلویزیون ایران پخش شود، به احتمال زیاد در همان هنگام بازداشت از او اخذ شده است.

برخی منابع خبری در دوران بازداشت پدر آقای ابطحی خبر دادند که وی علیرغم کهولت سن در بازجویی ها تحت فشار شدیدی قرار گرفته است.

محمدعلی ابطحی همواره تصریح کرده اعتقادی به دیدگاه های پدرش ندارد اما در عین حال بسیار به او احترام می گذارد و علاقه دارد.

 

عجب روزی بود...

محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی و رئیس دفتر سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی بود که به عنوان اولین روحانی شناخته شده ایرانی که وبلاگنویس شد، از شهرت زیادی برخوردار است.

وی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری از حامیان مهدی کروبی بود و پس از انتخابات هم مانند بسیاری از دیگر فعالان سیاسی، مسئولان و اعضای احزاب مخالف احمدی نژاد، روزنامه نگاران و... بازداشت شد.

وی صبح روز شنبه 10 مرداد سال گذشته همراه با بسیاری دیگر از چهره های اصلاح طلب در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی حاضر شد و در حالی که چهره کاملا متفاوتی با پیش از دوران زندان پیدا کرده بود، به بیان اعترافاتی علیه خود، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و... پرداخت.

او در آن دادگاه تقلب در انتخابات را "توهم" نامید و گفت: "تقلب واقعا در ایران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتی فاصله كروبی و احمدی‌نژاد كمتر از نیم میلیون بود، وزارت كشور خاتمی نپذیرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبی تخلف در انتخابات را مطرح می‌كرد و بنده تعجب می‌كنم كه در این انتخابات با وجود اختلاف 11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می شود."

آقای ابطحی همچنین گفت: "شخصا از معدود كسانی بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوی موافق نبودم. سال 84 كه وی برای حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه این مقطعی كه وی در سیستم حكومتی حضور نداشت، می‌توانست توهماتی برای موسوی ایجاد كند كه این توهمات به كشور آسیب می‌زد."

مخالفان دولت احمدی نژاد و معترضان به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقدند اعترافات افرادی مانند ابطحی در آن دادگاه بر اثر شکنجه های روحی و جسمی بوده است.

محمدعلی ابطحی هرچند در دوران بازداشت این مسئله را رد می کرد اما 10 مرداد سال جاری، با انتشار یک سطر کوتاه در صفحه فیس بوک خود، تلویحا این مسئله را تایید کرد.

وی در آن هنگام نوشت: "پارسال مثل امروزی دادگاه داشتیم. از روز قبلش تمرین کرده بودیم. چه روزی بود…"

لینک:

ورود آیت‌الله خمینی به دعوای دانشگاه‌آزاد


هاشمی: تا نظر امام حجت است، دانشگاه آزاد دولتی نخواهد شد

"آرش بهمنی"


پس از آنکه رهبر جمهوری‌اسلامی، با ارسال نامه‌ای به اکبر هاشمی‌رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد، اعلام کرد وقف اموال دانشگاه آزاد صحیح نیست و امکان آن وجود ندارد، سایت اکبر هاشمی رفسنجانی، نسبت به این نظر واکنش نشان دادو به این ترتیب پای آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به میان کشیده شد.

در حالی که تنها چند ساعت از نامه آیت‌الله خامنه‌ای می‌گذشت، وب‌سایت وابسته به هاشمی رفسنجانی با انتشار مصاحبه ای قدیمی از او و به نقل از ایت الله خمینی نوشت: "تا نظر امام حجت است دانشگاه آزاد دولتی نخواهد شد".

رفسنجانی با یاداوری خاطراتش از یک میلیون تومان اهدایی آیت‌الله خمینی گفت: "گفتم مخالفند. می‌گویند این کار باید دولتی باشد، خصوصی نمی‌شود. ایشان (امام )گفتند: من این موضوع را حل می‌کنم و حل کردند."

رهبر جمهوری اسلامی در نامه خود نوشته بود: "پس از بحث و تحقیق توسط دو هیات فقهی و حقوقی، مشخص شد که وقف دانشگاه آزاد دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است از جمله، هم به لحاظ مشروعیت وقف مذکور و هم از جهت صلاحیت هیات محترم موسس در انشاء این وقف. همچنان که مشکل اساسی تحقق قبول مقام ذیصلاح نیز مطرح است، بنابراین وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحیح نیست".

وی همچنین در نامه خود با اشاره به تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد، آورده بود: "با توجه به ماهیت غیرخصوصی و غیردولتی دانشگاه آزاد اسلامی، لازم است بندهای 5 و 10 مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد اساسنامه آن دانشگاه مورد بررسی مجدد قرار گرفته و اصلاح شود."

شورای عالی انقلاب فرهنگی با تغییر بندهای 5 و 10 ترکیب اعضای هیات امنا را به گونه ای قرار داده بود که نقش هیات موسس در آن به حداقل کاهش یافته و این شورا حق بیشتری برای دخالت در دانشگاه آزاد می یافت.

 بندهای 5 و 10 مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی به شرح زیر بودند:

5 ـ دانشگاه مؤسسه‌اي است عمومي و غيردولتي و اموال آن بعنوان اموال عمومي محسوب مي‌شود. هيچ يك از اعضاي هيأت مؤسس، هيأت امناء، مديران و ديگر اركان و مسئولين دانشگاه هيچ گونه حق مالكيت و حق انتفاع شخصي از اموال مزبور را ندارند و اموال و منافع مزبور منحصراً با رعايت مفاد اين اساسنامه و مقررات حاكم و با رعايت مصلحت دانشگاه، صرف هزينه‌ها و پيشرفت و توسعة فعاليت‌هاي دانشگاه خواهد شد.

10 ـ اعضاء هيات امناء عبارتند از:

1ـ پنج نفر از اعضاء هيات علمي تمام وقت دانشگاه‌ها در مرتبه دانشياري و يا بالاتر به پيشنهاد و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي.

2ـ چهار نفر از اعضاي هيات مؤسس كه حتماً يك نفر از آنها روحاني باشد.

3ـ وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و يا نمايندگان آنها.

4ـ رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها يا معاون وي.

5 ـ رئيس دانشگاه (دبير هيات امناء).

اکنون و در حالی که پیش از این هاشمی رفسنجانی اعلام کرده بود "بر اساس فتوای رهبر و چهار مجتهد که در هیات موسس حضور داریم تصمیم به وقف این دانشگاه گرفته ایم، صیغه آن نیز خوانده شد و قبض و اقباض نیز انجام شد که فکر نمی کنیم کسی بتواند آن را بر هم بزند. اگر کسی توانست این کار را انجام دهد، از خداوند قوی تر است و از او پس می گیرد" براساس نظر صریح رهبر جمهوری اسلامی وقف دانشگاه آزاد از حیض انتفاع خارج شده، وباید دید هاشمی رفسنجانی می تواند چاره ای برای برون رفت از این بحران پیدا کند یا خیر؟

 

آیت الله خامنه ای و دانشگاه آزاد

این نخستین بار نیست که رهبر جمهوری اسلامی، در پرونده دانشگاه ازاد به میدان می آید و اظهارنظر می کند. در همین ارتباط می توان به نامه‌ای اشاره کرد که او خطاب به هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد نوشت و از آن ها خواست "بحث های ملال آور پیرامون دانشگاه آزاد" را خاتمه دهند. همین نامه منجر به شکل گیری هیات فقهی – حقوقی برای بررسی مساله وقف دانشگاه ازاد شد.

در پاییز ۱۳۸۶، رهبر جمهوری اسلامی، در جلسه ای با محمود احمدی نژاد، به او توصیه کرد درگیری بر سر دانشگاه آزاد را خاتمه دهد. محمود احمدی نژاد سه بار این توصیه غیر علنی را علنی کرد. در شهریور ۱۳۸۸، هیات امنای دانشگاه آزاد با صدور بیانیه ای از وقف اموال این دانشگاه با اجازه آیت الله خامنه ای خبر داد. این بیانیه به سرعت از سوی دفتر رهبری تکذیب شد و متعاقبا، رسانه های دولتی نوشتند که رهبری، تایید وقف را به "تایید مراجع ذی صلاح نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی" منوط دانسته است. پس از تکذیب خبر موافقت رهبری با وقف دانشگاه آزاد، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به دیدن او رفت تا یادآوری کند که آیت الله خامنه ای قبلا با وقف موافقت کرده است، و پاسخ شنید که این موافقت، فقط از "نظر فقهی" بوده است.

بعدها مشخص شد که اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای به خامنه ای نوشته شورای عالی انقلاب فرهنگی از نظر قانونی حق ورود به بحث اساسنامه دانشگاه آزاد را ندارد؛او اما پاسخ خود را از "بخش حقوقی" دفتر رهبر جمهوری اسلامی دریافت کرد که تصریح داشت تغییر اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانونی است.

در آخرین روز خرداد گذشته، در حین بحث های نمایندگان مجلس در مورد مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی راجع به دانشگاه آزاد، علی لاریجانی رئیس مجلس یادآوری کرد که به عقیده رهبری، مجلس نباید در مصوبات این شورا دخالت کند. در نیمه تیر ماه جاری، آیت الله خامنه ای با صدور علنی دو حکم جداگانه خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد، دستور داد که "فعلا" هم وقف دانشگاه آزاد و هم تصویب اساسنامه جدید آن متوقف شود.

اما اینک با نامه ایت الله خامنه ای به نظر می رسد که مساله بحث وقف دانشگاه آزاد را باید خاتمه یافته تلقی کرد، مگر آنکه هاشمی رفسنجانی در مقابل این حکم تسلیم نشود.

 

دانشگاه ازاد و هاشمی رفسنجانی: قاتق نان یا قاتل جان؟

دانشگاه آزاد اسلامی ایران دانشگاهی نیمه دولتی- نیمه خصوصی است که چهار سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به دستور آیت الله خمینی تاسیس شد.

رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد هاشمی رفسنجانی و اعضای این هیأت راعلاوه بر وی، عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه، عبدالکریم موسوی اردبیلی از مراجع تقلید، میرحسین موسوی نامزد معترض به نتایج انتخابات، حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور در دوره های ریاست جمهوری رفسنجانی و محمد خاتمی، علی ‌اکبر ولایتی مشاور رهبر جمهوری اسلامی، محسن قمی از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی، حمید میرزاده و حسن خمینی، نوه آیت الله خمینی( پس از مرگ احمد خمینی) تشکیل می دهند.

پس از برگزاری انتخابات و اعتراضات گسترده به تقلب در انتخابات و موضع گیری های هاشمی رفسنجانی در حمایت از اعتراضات مردمی، و در جریان  چهارمین جلسه دادگاه فعالان سیاسی و روزنامه نگاران، حمزه کرمی، فعال مطبوعاتی در اعترافات  خود از مهدی هاشمی‌رفسنجانی، فرزند هاشمی‌رفسنجانی به عنوان یکی از عوامل اصلی پشت پرده "فتنه" نام برد و اعلام کرد مسئولان دانشگاه آزاد در مواردی چون "پول‌شویی" و "هزینه اموال بیت‌المال برای مصارف انتخاباتی" دست داشته‌اند. این اتهامات واکنش مهدی هاشمی را برانگیخت. وی با انتشار نامه‌ای ضمن رد اتهامات وارده اعلام کرد که "طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است".  فرزند هاشمی‌رفسنجانی در نامه خود همچنین با توجه به طرح این اتهامات در چهارمین جلسه دادگاه حوادث پس از انتخابات تصریح کرد: "این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که خبر ارسال شکایت خانواده آیت‌الله هاشمی از آقای احمدی‌نژاد برای قوه قضاییه اعلام شده است."

 

دولت و دانشگاه آزاد

محمود احمدی‌نژاد و تیم همراهش، حمله به دانشگاه آزاد را بسیار زود شروع کردند. سخنان جاسبی مبنی بر کمبود بودجه دانشگاه آزاد و افزایش شهریه دانشجویان، و سپس تجمعات اعتراضی، دولت را وارد بحث دانشگاه آزاد کرد. جاسبی تنها سه ماه پس از اعلام این خبر، در دیدار با محمود احمدی‌نژاد، خبر از کاهش 10 تا 18 درصدی شهریه‌ها داد تا شاید اعتراضات کمی فروکش کند. این‌گونه بود که محمود احمدی‌نژاد، در ایلام گفت: "قرار شده است آقای جاسبی شهریه‎‎ها را پايین بیاورد. اگر این کار صورت نگیرد، جاسبی را جریمه می‌کنیم که سه فرزندش در دانشگاه آزاد درس بخوانند و اگر باز پایین نیامد، جریمه آقای جاسبی را سنگین‌تر خواهیم کرد."

این سخنان اما تنها آغازی بود برای عزم دولت در تصاحب دانشگاه آزاد. موسسه‌ای آموزشی که حجم دارایی‌های آن از سوی برخی بالغ بر 250000000000000 (دویست و پنجاه هزار میلیارد) تومان ارزیابی می‌شود.

مدتی بعد احمدی‌نژاد در سخنانی از "اقدام انقلابی" در خصوص دانشگاه آزاد خبر داد و گفت: "اگر دانشگاه آزاد شهریه‎‎ها را کاهش ندهد، درباره این دانشگاه تصمیم انقلابی خواهیم گرفت و همه ملت خوشحال خواهند شد."

این سخنان احمدی‌نژاد اما بی‌پاسخ نماند. اکبر هاشمی‌رفسنجانی که از وی به عنوان طرف اصلی این نزاع یاد می‌شود، با اشاره به سخنان احمدی‌نژاد، آن‌ها را "موذی‎گری" و "شرارت" خواند و  تاکید کرد که: "اگر قرار بود در مقابل این موذی‌گری‌‎ها عقب بنشینیم، باید به همان اتاق طلبگی برمی‌گشتیم و برای مردم مسئله می‌گفتیم."

هنوز چندی از سخنان هاشمی‌رفسنجانی نگذشته بود که غلام‌حسین الهام ـ که در آن زمان سمت سخنگویی دولت نهم را بر عهده داست - از توقف هرگونه "اقدام انقلابی و غیرانقلابی" دولت در مقابل دانشگاه آزاد خبر داد و گفت: "بحث دانشگاه آزاد بنابر دلایل و مصالحی از دستور کار رییس‌جمهور خارج شده است و دولت در مسایل دانشگاه آزاد مداخله‎ای ندارد."

در آن زمان ناظران سیاسی این سخنان را به رایزنی‌های هاشمی‌رفسنجانی با رهبر جمهوری اسلامی  و توصیه آیت‌الله خامنه‌ای به محمود احمدی‌نژاد، برای توقف فعالیت علیه دانشگاه آزاد ربط دادند.

برخی رسانه‌های اصول‌گرا هم در آن زمان اعلام کردند  احمدی‌نژاد، در جمع‌های خصوصی گفته است: "ما تا یک قدمی حصول نتیجه درباره موضوع دانشگاه آزاد به پیش رفتیم، اما به واسطه برخی مصالح و به توصیه بعضی از بزرگان، فعلا این امر را متوقف کرده‌ایم تا در وقت مقتضی اقدامات خود را مجددا آغاز کنیم."

 

شورای عالی انقلاب فرهنگی علیه دانشگاه آزاد

سکوت دولت و مقامات دولتی درباره دانشگاه آزاد، اما دیرپا نبود. در این مدت بسیاری از مسئولان دانشگاه آزاد، از مقاومت مسئولان وزارت علوم در برابر تاسیس واحدهای جدید دانشگاهی خبر دادند. مسئولان وزارت علوم نیز به صراحت از طرح خود برای توسعه دانشگاه پیام‌نور در تمامی مناطق کشور سخن راندند.

اما جنگ پنهان میان دولت و دانشگاه آزاد، دوامی طولانی نداشت. در حالی که بسیاری مشغول گمانه‌زنی برای اقدام بعدی دولت علیه دانشگاه ازاد بودند، ناگهان شورای‎عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرد اصلاح اساس‌نامه دانشگاه آزاد را در دستور کار قرار خواهد داد.

این شورا که به ریاست عالی‌ترین مقام اجرایی کشور ـ رییس جمهور ـ تشکیل جلسه می‌دهد، در واقع نهادی است که اعضای‌اش با حکم رهبر جمهوری اسلامی مشخص می‌شوند. شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ابتدای انقلاب و پس از تعطیلی دانشگاه‌ها، برای اسلامی کردن دروس ایجاد شد، اما پس از بازگشایی دانشگاه‌ها نیز هم‌چنان، تا امروز به کار خود ادامه داده است و بسیاری از تصمیمات مربوط به دانشگاه‌ها در این نهاد اخذ می‌شود.

اعلام بررسی اساس‌نامه دانشگاه آزاد، با واکنش اعضای هیات موسس این دانشگاه مواجه شد. این واکنش‌ها باعث  شد تا شورای عالی انقلاب فرهنگی، بررسی اساس‌نامه را دو هفته به تاخیر بیندازد، اما این بار عبدالله جاسبی رییس دانشگاه آزاد، در واکنش به این تصمیم چنین گفت: "هر وقت هیات موسس دانشگاه آزاد اساس‌نامه را اصلاح کرد این اصلاحات به شورای‎عالی انقلاب فرهنگی ارسال خواهد شد. شورای‎عالی انقلاب فرهنگی نیز پس از اینکه هیات موسس دانشگاه آزاد اصلاحات لازم را بر روی اساس‌نامه انجام داد، می‌تواند این مورد را بررسی کند."

درگیری‌های لفظی میان مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه آزاد، چندین ماه بدون وقفه ادامه یافت، بدون آنکه شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد بحث تغییر اساس‌نامه این دانشگاه شود.

 

وقف برای کشیدن دندان طمع

در گیر و دار حوادث پس از انتخابات و انتقادات به هاشمی، بیانیه‌ای از سوی هیات موسس دانشگاه آزاد صادر شد که خشم حامیان دولت را برانگیخت. این بیانیه با اعلام وقف دارایی‌های دانشگاه آزاد که "پس از استیذان از مقام‌معظم رهبری" انجام شده بود، اعلام می‌کرد: "با توجه به مفاد اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان هیات موسس و واقف و با انشا و امضای صیغه شرعی كلیه اموال غیرمنقول اعم از مشاع یا مفروض و دارائی های منقول بادوام حقوق امتیازات سهام و تمامی اجزا توابع و متعلقات مربوط به دانشگاه آزاد اسلامی شامل كلیه واحدها مراكز سازمان سما و سایر موسسات وابسته موجود در كشور جمهوری اسلامی ایران و سایر كشورها وقف خواهد شد."

  اطلاعیه دانشگاه آزاد همچنین اعلام می کرد که "1 ـ آیت الله اكبر هاشمی‌رفسنجانی 2 ـ دكتر عبدالله جاسبی 3 ـ مهندس میرحسین موسوی 4 ـ آیت الله عبدالكریم موسوی اردبیلی 5 ـ حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی 6 ـ دكتر ابراهیم حسن حبیبی 7 ـ حجت الاسلام والمسلمین دكتر محسن قمی 8 ـ دكتر علی اكبر ولایتی 9 ـ دكتر حمید میرزاده" اعضای هیات موسس جدید این دانشگاه خواهند بود.

تنها چند روز پس از این بیانیه، دفتر ایت‌الله خامنه‌ای هرگونه موافقت وی با بحث وقف دانشگاه آزاد را رد کرد. اعلام خبر وقف دانشگاه آزاد، باعث موضع‌گیری شدید حامیان دولت علیه دانشگاه آزاد شد، اما عبدالله جاسبی، رییس این دانشگاه اعلام کرد که: "صیغه وقف را خوانده‎اند و کار تمام شده است."

بیانیه هیات موسس دانشگاه آزاد باعث شد تا شورای عالی انقلاب فرهنگی، کار بررسی اساس‌نامه دانشگاه آزاد را به طور جدی‌تری در دستور کار خود قرار دهد.

شورای عالی انقلاب فرهنگی، اموال دانشگاه آزاد را جزو اموال عمومی خواند و سخن از غیرقانونی بودن وقف این اموال به میان آورد. همچنین این شورا با اصلاح اسا‌س‌نامه دانشگاه آزاد، اعلام کرد که سیدشهاب‌الدین صدر، رییس سازمان نظام پزشكی و نماینده تهران در مجلس، نسرین سلطان خواه معاون علمی فناوری رییس جمهور و رییس بنیاد ملی نخبگان، محمدحسن شجاعی‌فرد رییس دانشكده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت، فرهاد دانشجو رییس سابق دانشگاه تربیت مدرس و فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران، به عنوان اعضای جدید هیات امنای این دانشگاه برگزیده شده‌اند و نخستین ماموریت آنان انتخاب رییسی جدید برای دانشگاه آزاد، و محدود شدن زمان ریاست بر این دانشگاه است. اما هاشمی‌رفسنجانی این مصوبه را "غیرشرعی و غیرقانونی" نامید.

از سوی دیگر محمد هاشمی، درباره وقف اموال دانشگاه ازاد چنین اظهارنظر کرد: "شاید این گونه بتوان دندان طمع برخی را کشید. در واقع این تصمیم برای تداوم و ثبات بزرگ‌ترین مرکز آموزشی غیردولتی کشورمان اتخاذ شده تا به نوعی دانشگاه را از تعرض جریان‌های سیاسی مصون نگه دارد و ظاهراً هم به نظر می‌رسد که تصمیم مورد اشاره جزو مورد ذکر شده، نمی‌تواند علت دیگری داشته باشد.  برای مصون نگهداشتن و در امان ماندن دانشگاه آزاد باید چاره‌ای اندیشیده می‌شد و شاید وقف کردن دانشگاه تنها کار و بهترین اقدامی بود که می‌توانستند انجام دهند".

 

اسناد محرمانه در دانشگاه آزاد

در حالی که بحث‌ها حول محور انتخاب اعضای جدید هیات امنای دانشگاه آزاد، ادامه داشت، اوایل خردادماه سال جاری، خبرگزاری مهر خبر از حمله عده‌ای از افراد لباس شخصی به دفتر هيات امنا و هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامی داد. مهر به نقل از شاهدان عینی نوشت: "این افراد در حالی که اسلحه با خود داشتند، حدود چهار ساعت در این ساختمان حاضر بوده‌اند و همراه با تهديد و دست‌بند زدن به نگهبان های ساختمان و بازداشت موقت آن‌ها در محل، بعد از زير و رو کردن کليه وسايل موجود در آن تعدادی از مدارک، اسناد، کيس های کامپيوتری و اشيای مختلف ديگر را با خود خارج کردند."

این افراد به نگهبانان ساختمان اعلام کردند که با حکم دادستانی دست به این کار زده‌اند، مساله‌ای که ابتدا با تکذیب دادستانی مواجه شد، اما تنها چند روز بعد دادسرای انقلاب تهران خبر از آن داد که این "بازرسی" با مجوز این نهاد بوده و در جریان آن "اسناد محرمانه‌ای" به دست آمده است.  تنها چند روز پس از این اتفاق، حمله مشابهی نیز به دفتر فائزه هاشمی انجام شد، گرچه این بار هیچ نهادی مسئولیت آن را بر عهده نگرفت.

در این میان نخستین جلسه هیات موسس دانشگاه آزاد در شرایطی برگزار شد که اعضای هیات موسس نه تنها اجازه حضور نمایندگان تازه منصوب شده محمود احمدی نژاد در این جلسه را ندادند بلکه با دعوت از میرحسین موسوی، مخالفت مجدد خود با مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی را ابراز داشتند. موسوی که در مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست احمدی نژاد، نامش از هیات موسس دانشگاه آزاد حذف شده بود، مهمان ویژه جلسه ای بود که توسط حامیان دولت به "از رو بستن شمشیر توسط دانشگاه آزاد" تعبیر شد. آنگونه که سایت های خبری حامی دولت گزارش دادند، حضور موسوی در جلسه هیات موسس دانشگاه آزاد به دعوت و اصرار اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس هیات موسس صورت گرفته بود. در این جلسه، هیات موسس این دانشگاه بار دیگر بر وقف اموال این دانشگاه تاکید کرد.

این در حالی بود که دادگاهی در تهران، حکم به محق بودن اعضای هیات موسس این دانشگاه می داد. حکمی که چند روز بعد توسط صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه، به دلیل "مخالفت با مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی" وتو شد.

همچنین پس از مصوبه مجلس درباره قانونی بودن وقف اموال دانشگاه آزاد، حدود 200 نفر از نیروهای بسیج دانشجویی و انصار حزب الله با تجمع در برابر مجلس به سر دادن شعارهای تند و بی سابقه ای علیه نمایندگان مجلس هشتم و رئیس آن علی لاریجانی پرداختند. چند تن از نمایندگان حامی دولت مانند مهدی کوچک زاده و حمید رسایی نیز با حضور در جمع این افراد از آنها حمایت کردند؛مسئله ای که واکنش لاریجانی و برخی دیگر از نمایندگان مانند علی مطهری و کاظم دلخوش ـ از اعضای اصلی فراکسیون اصولگرایان ـ را برانگیخت. علی لاریجانی رئیس مجلس نیز در سخنانی با اشاره صریح به هدایت شده و هدفمند بودن اعتراضات علیه مدیریت دانشگاه آزاد از مراکز و نهادهایی که تجمعات علیه دانشگاه آزاد در مقابل مجلس راه انداخته بودند انتقاد کرد. با این حال مجلس تنها چند روز بعد، با تصویب طرحی جدید، طرح قبلی خود را نقض کرد.

لینک: