نظامهای دیکتاتوری بهترین مجریان و اغلب نوکران بی جیره و مواجب سیاستهای استعماری قدرتهای مسلط جهانی هستند. استعمار گران دیکتاتورهای بی جیره و مواجب با رنگ و لعاب انقلابی گری و ضد امپریالیستی و پوپولیستی و مردمی و ناسیونالیستی و دینی را به مراتب بر نوکری جاسوسان و مزدوران و عوامل مستقیم خود ترجیح می دهند.
چه آنکه دیکتاتورهای مزدور و عامل مستقیم استعمار همانند شاه سابق ایران دقیقا همان سیاستهای دیکته شده به آنها از سوی دول مسلط را مو به مو به اجرا در می آوردند و در نتیجه با بروز انقلابها و جنبشهای مردمی و سقوط آن نظامهای وابسته و تحت سلطه ؛ کلیه عواقب و مسئولیتهای ناشی از اجرای آن سیاستها دامن خود کشورهای سلطه گر را فرا می گیرد. همانند انقلاب ایران که سه دهه است دامان خود آمریکا را فرا گرفته است.
دیکتاتورهای مستقل بعنوان عوامل غیر مستقیم و نوکران بی جیره و مواجب استعمار با ظاهری ملی و مردمی و ضد استعماری و ضد امپریالیستی همانند مزدوران و عوامل مسقیم استعمار دقیقا همان سیاستهای استعماری را در ظاهر بطور خود جوش و مسستقل اما در واقع بصورت تحمیل شده و القا شده بصورت غیر مستقیم به اجرا در می آورند. القای غیر مستقیم همانند القای میدان مغناطیسی از یک سیم پیچ به سیم پیچ دیگر و بدون داشتن هیچ گونه ارتباط مستقیمی میان انها صورت می پذیرد.
حاکم دیکتاتور و نظامی سودان که دارای ظاهری مستقل و اسلام گرا و ضد غربی است مدتها است که از سوی دادگاه بین المللی جنایات جنگی به خاطر ارتکاب جنایت در دافور بعنوان متهم به دادگاه جلب شده و جرات خروج از کشور خود را ندارد و از تسلیم خویش سرباز می زند.
او سالها است که قدرت را به زور در این کشور بزرگ عرب ومسلمان و افریقائی غصب و احزاب سیاسی را منحل کرده و به هیچ وجه قصد ترک قدرت را ندارد و به هر قیمت به قدرت چسبیده است. او با این موقعیت ضعیف و شکننده اکنون به بهترین مهره برای اجرای سیاستهای استعماری و امپریالیستی و صهیونیستی بر علیه کشور و مردم خود تبدیل شده است.
سکنه جنوب کشور سودان اکثرا افریقائی تبار و مسیحی هستند و همین امر باعث گردیده تا جنوب سودان همواره بعنوان یک مرکز بحران و عامل ایجاد تنش برای دولت مرکزی این کشور مطرح باشد. کشورهای غربی و بخصوص اسرائیل قویا از جنبش تجزیه طلبی در جنوب این کشور حمایت می کنند.
دولت اسرائیل در چهارچوب سیاست صهیونیستی تشکیل اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات همواره رویای تجزیه جنوب سودان و دست اندازی بر منابع آبی نیل که تنها منبع حیات و زندگی در دو کشور مصر و سودان است را در سر پرورانیده و بصورت خزنده در جهت تحقق آن حرکت کرده است.
اما عامل اصلی تحریک و تشویق جنبش تجزیه طلبی در جنوب سودان عامل داخلی است که به حاکمیت نظامهای دیکتاتوری بر دولت مرکزی این کشور باز می گردد چه آنکه در کشورهای آزاد و دمکراتیک که اقلیت و اکثریت بطور مساوی در پرتو حمایت قانون قرار دارند هیچ داعیه و انگیزه ائی برای تجزیه طلبی و استقلال بر منبای دین و نژاد و رنگ پوست وجود ندارد.
حاکم نظامی و دیکتاتور سودان اکنون برای نجات شخص خود و بقای حکومت نامشروع و غیر قانونی خویش و تحت فشارهای بین المللی مجبور به پذیرش برگزاری رفراندوم برای استقلال جنوب این کشور گردیده است و بزودی دنیا شاهد تولد اسرائیلی دیگر در آفریقا خواهد بود. قابل ذکر است که از ابتدا که اندیشه تشکیل دولت یهودی به ذهن سران جنبش صهیونیستی خطور کرد ؛ اوگاندا و جنوب سودان بعنوان گزینه اول و فلسطین بعنوان گزینه دوم مطرح بوده و اینک هر دو گزینه در حال تحقق است.
اما سومین گزینه مطرح در استراتژی جنبش صهیونیسم مربوط به گسترش دامنه نفوذ دولت اسرائیل بزرگ تا کرانه های رودخانه های دجله و فرات و دست اندازی بر این تنها منابع آبی خاورمیانه و محروم کردن کشورهای عراق وسوریه از آب و تهدید امنیت ملی آنها است...
حاکمان دیکتاتور ایران و سودان علیرغم همه ادعاها و تبلیغات و شعارهای ضد صهیونیستی خود همانند دیکتاتور سابق عراق؛ اکنون بهترین عوامل و مهره های اجرای سیاستهای استعماری جنبش صهیونیسم جهانی در کشورهای خود در جهت تشکیل دولت اسرائیل بزرگ از کرانه های نیل تا فرات و بزرگترین دشمنان استقلال و آزادی و تمامیت ارضی و وحدت ملی کشورها و مردم خویش هستند.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.