تحلیل نامه

تحلیل نامه، کاری است از طرف گروه خبری -دانشجویی موج سبز (http://mowj-group.blogspot.com/).

_____________________________________________

تحلیل نامه مجموعه ای از مقالات تحلیلی است که در مورد مسائل روز و همچنین در مورد مسائل مختلف فکری بیان می شوند.

_____________________________________________

تحلیل نامه، مقالات تحلیلی هفته را جمع کرده و آنها را در قالب یک هفته نامه منتشر می کند.

_____________________________________________

برای عضویت در گروه خبری ایمیلی موج سبز و دریافت منظم و هفتگی تحلیل نامه یک ایمیل به آدرس زیر ارسالکنید.

mowje-sabz+subscribe@googlegroups.com

_____________________________________________

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

توییتر http://twitter.com/MowjeSabzGroup

فیس بوک http://www.facebook.com/pages/-/220917478690

_____________________________________________

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

از خواب گران خیز!

محمد شوری

 

تقریبا چند ماه قبل از آغاز رسمی جنگ در سال 59، شب و نیمه شبها صدای آژیر خطر و پدافند ضدهوایی در زادگاهم شهرآبادان، خواب را ازچشم مردم شهرمی گرفت. برای من که در آن شهر متولد شده ام، صدای آژیر و وضعیت قرمز  صدایی آشنا بود.

 

شبهایی که در دوره رژیم پهلوی دوم، وقتی خاموشی های شبانه به همراه صدای آژیر خطر شنیده می شد، من و هم سن و سالهای خودم جمع می شدیم و شعارمی دادیم:

 

نون و پنیر و سبزی،عراق چرا می ترسی / ایران کاریت نداره، سر به سرت می ذاره.

 

و روزهایی که طیّاره های ارتش شاه بر فراز شهر اعلامیه پخش می کرد و هشدارمی داد که بهر نبردی بی امان آماده باش! و با ورود تانکهای چیفتن خود در خیابانهای اصلی شهر، می گفت: جنگ در راه است و خواهد آمد!...

 

و جنگ بلافاصله با سقوط شاه و در بُحبوحه ضعف مدیریت سیاسی نظام ج.ا.ا.، در شهریور 59 آمد و در خانه ایران بیتوته کرد و هیچگاه  هم نرفت!

 

صدام حسین رئیس رژیم بعث عراق در مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفت وگفت: «ما از این پس موافقتنامه های مورخ 6مارس1975 الجزیره را باطل و بلا اثر می کنیم».

 

قراردادی که شاه توانسته بود پس از کش و قوسهای جنگ سرد خود با رژیم بعث در مورد اختلافات مرزی به تصویب بین المللی برساند.

 

همزمان با شروع جنگ، روزنامه کیهان درتاریخ 1مهر59، ازقول امام خمینی نوشت: امیدوارم  کاربه آنجا نرسد و اگر برسد دیگر بغدادی باقی نخواهد ماند».

 

در8مهرماه 59کیهان نوشت: «صدام آتش بس شورای امنیت را پذیرفت؛ ودرفردای همانروز، همین روزنامه ازقول امام خمینی نقل کرد: «ماپیروزهستیم و به صدام و دولتهای همراه او اعتنا نمی کنیم»:

 

«ماتا آخر با آنها جنگ خواهیم کردو انشاءالله پیروز خواهیم شد و هر یک از دول هم که با او همراهی کندما هیچ ابدا اعتنایی به این نمی کنیم. برای اینکه ماهدفمان این است که تکلیفمان راعمل کنیم.تکلیف مااین است که ازاسلام صیانت کنیم وحفظ کنیم اسلام را. کشته بشویم تکلیف را عمل کرده ایم،بکشیم هم تکلیف راعمل کرده ایم»./صحیفه نور، ج18ص109

 

ودرتاریخ 18مهر همان سال کیهان ازقول امام جمعه تهران نوشت:«این جنگ تمام شدنی نیست» و البته تمام هم نشد!

 

جنگی که گفته شد تا رفع فتنه درجهان ادامه خواهد یافت، خود فتنه ای شد تا دمکراسی نوپای  کشور دفن و شهید شود!

 

جنگی که می خواست با عبور از خاک کربلا، بیت المقدس را آزاد کند با عبور از ارزشهایی که برای آن انقلاب شد و نظام ج.ا.ا. با آن تأسیس، واردجنگی شد که قدرت پرستان برای ادامه بقاء خود،حاضرشدند آدم بکشند، تجاوز و شکنجه کنند و در زندگی عمومی و خصوصی مردم بااستراق سمع وتجسس سَرک بکشند و بعداعلان کنند: حفظ نظام ازنماز، روزه و همه واجبات و ارزشهای اخلاقی و دینی و آنچه که برایش انقلاب شد، واجب تر و از اوجب واجبات است!.

 

جنگی که هدفش حفظ و صیانت از اسلام و کشور بود و آنرا تکلیف می دانست،سرانجام با نوشیدن جام زهر پایان یافت:

 

«وامادرموردقطعنامه که حقیقتا مسأله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود این است که ما تا چند روزقبل معتقدبه همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودیم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدیم ولی بواسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خود داری می کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد با قبول قطعنامعه و آتش بس موافقت نمودم»./امام خمینی،صحیفه نورج20ص238.

 

گفتنی است سرتیپ پاسدارعلیرضاافشاردرتاریخ5/3/1373گفت:«یکی ازاهداف استکباری عراق این بود که ایران را به پای میز مذاکره بکشاند امافتح خرمشهر باعث شد تا ایران خواستار تشکیل دادگاهی برای تنبیه متجاوز شود»!(روزنامه اطلاعات).

 

درساعت30/6بامدادروز20مهرماه سال1367دبیرکل سازمان آغازآتش بس جنگ ایران و عراق را اعلام کرد.

 

قطعنامه598 درسال 1366تصویب شد؛اماحدودیک سال بعدودر27تیرماه 67ازسوی ج.ا.ا. پذیرفته شد.

 

در ماده 6قعطنامه 598 از دبیرکل سازمان درخواست شده بودکه با مشورت ایران و عراق هیأتی بی طرف را برای رسیدگی وتحقیق درموردآغازگرجنگ مأمورنمایدودراسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد».

 

امامتجاوزر-که رژیم صدام اعلام شده بود-تازمان سقوط،هیچگاه تنبیه نشد؛وهیچ غرامتی هم تاکنون به ایران پرداخت نگردید!

 

ولی ازطنزهای تاریخ جهان وپس از22سال خاتمه جنگ،این است که«احمدی نژاد» رئیس دولت ایران،هیأتی را مأمور کرد تا با طرح شکایت،بتواندغرامت خود را ازجنگ جهانی دوم بگیرد!

 

و ازعبرتهای آموزنده تاریخ اینکه: صدام حسین  در دادگاهی عراقی والبته پس ازسقوط رژیم بعث، توسط نیروهای ارتش آمریکا و انگلیس، محاکمه و سپس اعدام شد.

 

و هم چنین پس از سالهای متمادی، زیارت کربلا آزاد و گروه گروه مردم ایران برای زیارت ارز  را خارج و مُهر و تسبیح  را واردکنند!

 

تا جنگ تمام شد، اعلان شد:«از این به بعد باید مانور تجمل داشته باشیم»!جیب خالی و پز عالی!

 

و22سال پس از جنگ،وبا شروع مانور تجمل،این بالا رفتن آمار فحشا،اعتیاد،دختران فراری و افزایش خانه های فساد بود که تشییع فاحشه می شد!

 

و نیزبالارفتن کشته های جنگ؛که پس از22سال،هنوزاجسادقربانیان جنگ از لابلای خاکها کشف وبیرون کشیده می شودو سپس  درحاشیه  همان مانور تجمل، تشییع می شود!

 

روزنامه کیهان در17مهر59 ازقول امام خمینی نوشت:حکومت عراق رفتنی است».آری حکومت صدام به دست حامیان خودسقوط کردو رفت، ولی حکومت ایران تجربه صدام را آغاز کرد و با «غشِّ درمعامله»توسط حکام6نفره شورای نگهبان، ازتفسیرنظارت درقانون اساسی به «نظارت استصوابی»،دمکراسی و آزادی  هم در ایران شهید و مفقودالاثر شد.

 

خوبان وفرزندان انقلاب  وایران دردادگاهها وخارج ازدادگاهها،محاکمه،زندانی،شکنجه،ومورد  آزارو اذیَّتهای جسمی و روحی قرارگرفتند.مطبوعات تعطیل،قلم هاشکسته و برای نفس کشیدن در هوای تازه،مالیات بستند!

 

عنوان همه این اتفاقات حفظ اسلام و نظام  بود و هست که از روی تکلیف شرعی و به نیَّت قربه الی الله انجام گرفته و می گیرد.

ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز

کاشانه مارفت به تاراج عمان خیز

ازناله مرغ چمن از بانگ اذان خیز

ازگرمی هنگامه آتش نفسان خیز

ازخواب گران،خواب گران خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

خورشیدکه پیرایه بسیماب سحر بست

آویزه بگوش سحر ازخون جگر بست

ازدشت و جبل قافله ها رخت سفربست

ای چشم جهان بین به تماشای جهان خیز

ازخواب گران،خواب گران،خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

 

خاور همه مانند غبار سر راهی ست

یک ناله خاموش و اثر باخته آهی ست

هرذره این خاک گره خورده نگاهی ست

از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز

ازخواب گران،خواب گران،خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

 

دریای تو دریاست که آسوده چو صحراست

دریای تو دریاست که افزون نشد و کاست

بیگانه آشوب ونهنگ است چه دریاست

از سینه چاکش صفت موج روان خیز

ازخواب گران،خواب گران، خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

 

این نکته گشاینده اسرار نهان است

ملک است تن خاکی و دین روح روان است

تن زنده و جان زنده ز ربط تن و جان است

با خرقه و سجاده و شمشیر و سنان خیز

ازخواب گران،خواب گران، خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

 

ناموس ازل را تو امینی تو یمینی

دارای جهان را تو یساری تو زمینی

صهبای یقین در کِش و از دیر گمان خیز

ازخواب گران، خواب گران، خواب گران خیز

ازخواب گران خیز

 

فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ

 فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ

عالم همه ویران ز چنگیزی افرنگ

معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز

ازخواب گران،خواب گران،خواب گران خیز

ازخواب گران خیز (علامه اقبال لاهوری)