تحلیل نامه

تحلیل نامه، کاری است از طرف گروه خبری -دانشجویی موج سبز (http://mowj-group.blogspot.com/).

_____________________________________________

تحلیل نامه مجموعه ای از مقالات تحلیلی است که در مورد مسائل روز و همچنین در مورد مسائل مختلف فکری بیان می شوند.

_____________________________________________

تحلیل نامه، مقالات تحلیلی هفته را جمع کرده و آنها را در قالب یک هفته نامه منتشر می کند.

_____________________________________________

برای عضویت در گروه خبری ایمیلی موج سبز و دریافت منظم و هفتگی تحلیل نامه یک ایمیل به آدرس زیر ارسالکنید.

mowje-sabz+subscribe@googlegroups.com

_____________________________________________

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

توییتر http://twitter.com/MowjeSabzGroup

فیس بوک http://www.facebook.com/pages/-/220917478690

_____________________________________________

۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

معاون سینمائی وزیر ارشاد: انا لله و انا الیه راجعون!

سعید زندگانی
جرس: حذف غیر خودیها از فعالیتهای فرهنگی و هنری درایران به هربهانه و بشدت ادامه دارد. از سوئی محمد حسینی وزیر ارشاد در گردهمائی ائمه جمعه اعلام می کند که یارانه نشریات با توجه به موضع گیریهایشان (مثبت و منفی) به آنان پرداخت می شود؛ واز سوی دیگر نام بردن از چند سینماگر مقیم خارج از کشوربوسیله اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما، بهانه ای فراهم می سازد که علیرضا سجادپور مدیر کل اداره نظارت و ارزیابی شخصا دستور لغو پروانه ساخت فیلم تازه او (جدائی نادر از سیمین) را در نیمه راه صادرکند و جواد شمقدری معاون سینمائی وزیر ارشاد، پس ازبازگشت از سفر نیویورک (به همراه احمدی نژاد) در بیانیه ای حرفهای فیلمساز را به منزله فراخوانی برای حکومت شاهنشاهی تلقی کرده و "انا لله و انا الیه راجعون" بگوید!  

 

دستور لغو پروانه ساخت یک فیلم آنهم در حالیکه میلیونها تومان برای آن سرمایه گذاری شده و بیش از سی و پنج درصد ازآن فیلمبرداری شده است، برای اولین بار است که در سینمای ایران اتفاق می افتد. فرهاد توحیدی نایب رئیس هیئت مدیره خانه سینما به خبرگزاری مهر گفته است: "بر اساس توافقهای انجام شده قرار بود مشکل فیلم "جدائی نادر از سیمین" با انصراف اصغر فرهادی از تهیه کنندگی آن حل شود اما علیرضا سجادپور از اعلام هرگونه توافقی خودداری می کند. گویا فرهادی با مراجعه به ارشاد متوجه می‌شود که صحبتهای مطرح شده در آن جلسه نقض شده و وی باید منتظر اعلام نظر نهایی آقای شمقدری معاونت سینمایی در این ارتباط باشد. ما نیز در حال حاضر اقدام دیگری در این ارتباط نداریم و منتظر نتیجه هستیم." که البته با بیانیه ای که شمقدری منتشر ساخته و در اختیار رسانه ها گذاشته است، بعید به نظر می رسد مشکل به این آسانیها حل شود. بویژه که روزنامه کیهان هم به نقل از یک مقام مسئول در وزارت ارشاد نوشته است: "متاسفانه برخی از دوستان این فیلمساز با پنهان کردن واقعیت اظهارات سخیف این فیلمساز، سعی در تبرئه وی دارند" و تنها راه حل را عذرخواهی فرهادی از مردم دانسته است.

 

فرهادی: سرتا ته قضیه سینمائی بود

 

اصغر فرهادی که فیلم شناخته شده او "درباره الی" شش تندیس در جشن خانه سینما از جمله تندیس کارگردان برگزیده را از آن خود کرد، در مقابل همه این سروصداها، دلیل ساده ای برای حرفهای خود دارد که به سایت "سینمای ما" گفته است: "آقاي سيروس الوند که مي‌خواستند جايزه را بدهند نقل قولي از مرحوم علی حاتمي کردند و گفتند اگر روزي فيلمي را ديدي که آن فيلم در تو شوق فيلم ساختن ايجاد کرد آن فيلم ،فيلم خوبي است و گفت اين جايزه را به فيلمي مي‌دهم که وقتي آن را ديدم احساس کردم که دلم مي‌خواهد فيلم بسازم. در حين حرف‌هاي آقاي الوند با خودم اين گفته‌ مرحوم حاتمي را مرور مي‌کردم و اينکه در طول زندگي‌ام کدام فيلم‌ها در من اين احساس را ايجاد کرده‌اند. ياد فيلم «دونده» امير نادري افتادم،ياد «مسافران» و «باشو غريبه کوچک» و همين‌طور «نون و گلدون» و فيلمهايي ديگر. بعد فکر کردم که چه عجيب سه نفر ازسازندگان اين فيلم‌ها دراين لحظه بيرون از مملکت هستند، با اسامي اين فيلم‌ها در ذهنم رفتم که جايزه را بگيرم در حين رفتن به روي صحنه صحبت از خانم گلشیفته فراهاني شد با آنکه تصميمم همان تشکر از گروهم بود، فکر کردم به عنوان کارگردان فيلم حالا که از بازيگر اين فيلم صحبتي شده به لحاظ حرفه‌اي و اخلاقي درست نيست از او که معتقدم بازيگر توانايي است ياد نکنم. گرچه لااقل اهالي سينما از مشکلاتي که دو سال گذشته به خاطر حضور او در فيلمم با آن مواجه شدم با خبرند. بنا براین خود را موظف ديدم که از او ياد کنم، صحبتم را با آرزوي بازگشت خانم فراهاني شروع کردم وخواستم شرايط به گونه‌اي شود که ايشان بتواند بازگردد.اسامي فيلم‌هاي کارگردان‌هايي که روزگاري آثارشان در من شوق فيلم ساختن ايجاد کرده بود دوباره به ذهنم آمد و با ياد بهرام بيضايي شروع کردم که همان روز شنيده بودم از ايران رفته است. آرزو کردم اميرنادري برگردد، کسي که وقتي در سفري او را ملاقات کردم هنوز شوق ساختن بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينما را در لحن و حرکت دست‌هايش موقع گپ زدن با او مي‌ديدم. آرزو کردم جعفرپناهي هم فيلم بسازد به خاطر فيلم شريف «طلاي سرخ»ش،آرزو کردم شرايطي بشود که کارگرداني که روزگاري در اين مملکت،آثار قابل اعتنايي همچون «گبه» و «نون و گلدون» و «باي سيکل‌ران» را ساخته (محسن مخملباف)همچنان مي‌توانست فيلم‌هاي اينچنيني بسازد، همين. يعني سر تا ته قضيه از نظر من کاملا سينما بود و بحث فيلم. طبيعي است منظور من از اينکه شرايطي بشود که اين سينماگران برگردند تغيير شرايط مطابق با نگرش سياسي فلان فرد خاص نبود، من آرزو کردم آنهايي که روزگاري نشان داده‌اند اهل ذوق وفرهنگ هستند، بازگردند و همانگونه فيلمها را بسازند."

 

شمقدری: این آفت شاه نشینان در سینماست!

 

اما جواد شمقدری معاون سینمائی وزارت ارشاد که همراه احمدی نژاد به نیویورک رفته بود تا درآنجا برای فیلمهای مورد پسند حکومت بازاریابی کند و البته دست از پا درازتر برگشت، اینگونه نمی اندیشد. او وقتی فیلم جشن خانه سینما را دید و حرفهای فرهادی راشنید، رگ غیرتش جنبید و بیانیه ای منتشر کرد که در آن آمده است: "انالله وانا الیه راجعون. من از خانواده شهدا عذر می خواهم، من از شهدای عزیز که خون مقدسشان برای رویش و نهال انقلاب اسلامی ریخته شد تا به درخت تناور و پر برکتی تبدیل شود عذر می خواهم، من از ایثارگران و جانبازان که سالهاست درد و رنج ناشی از زخمهای جراحت را به عشق رشد و شکوفایی نظام جمهوری اسلامی صبورانه تحمل می کنند عذر می خواهم. من ازملت بزرگ و قهرمان ایران که با بزرگواری زخم زبان جاهلان را که به اسلام و انقلاب طعنه می زنند و آن را نشنیده می گیرند عذر می خواهم، من از محضر رهبر بزرگ انقلاب اسلامی عذر می خواهم. من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود(عج) طلب عفو و بخشش می نمایم."

 

شمقدری با اشاره به جشن سینمای ایران می افزاید: "اینکه در مراسمی به نام جشن خانه سینما با هلهله و شادی بی خبران و غافلان پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می کنند چه باید کرد! کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می راند چه پاسخی دارد؟! کسانی که شنیدند و سکوت کردند، کسانی که تشویق کردند و هلهله سر دادند، به راستی می دانند کجا ایستاده اند؟ می دانند پاگذاشتن بر روی میراث بزرگ امام (ره)و رهبرکبیر انقلاب اسلامی و پایمال کردن خون دهها هزار شهید چه جفای بزرگی است؟ حتماً نمی دانند. و الاّ فرزندان این آب و خاک مثل همه آحاد ملت بزرگ و قهرمان ایران در هر شرایطی حاضر نیستند از انقلاب و نظام خود فاصله بگیرند. این آفت شاه نشینان درسینماست که گاهی گرفتار هیجان و گاهی لجبازی و گاهی غفلت و سرخوشی می شوند. امیدوارم خداوند از این لغزشها بگذرد و بر بیچارگی ما این خطاها را ببخشاید و رحم نماید. مباد که در روز جزا در پیشگاه صالحان و اولیاء و شهدا سرافکنده باشیم"!

 

بیضائی و کیارستمی هم رفتند

 

همه این اتفاقات هنگامی می افتد که دو تن ازبرجسته ترین سینماگران ایران نیز به تازگی به خیل مهاجران پیوسته اند. بهرام بیضائی به دانشگاه پرینستون آمریکا رفته است تا در آنجا سینما درس بدهد وعباس کیارستمی رئیس آکادمی فیلم آسیا که قرار بود بزودی ساخت «پدر و پسر» را آغاز کند، در واکنش به اتفاقات اخیر سینمای ایران و لغو مجوز فیلم اصغر فرهادی اعلام کرد فیلم تازه‌اش را در ایران نمی سازد و به ژاپن می رود.

 

عباس کیارستمی، کارگردان بزرگ ایرانی که با روزنامه «شرق» گفتگو کرده است، در واکنش به اتفاقات چند وقت اخیر سینمای ایران با بیان اینکه فعلا برنامه‌ای برای ساختن فیلم در ایران ندارد و بنا دارد «ناکیسا» را با سرمایه یک کمپانی ژاپنی و فرانسوی در ژاپن جلوی دوربین ببرد، گفت: "قرار بود که فیلم بعدی ام را در ایران بسازم، فیلمنامه ای با نام «پدر و پسر» را آماده کرده بودم، با حامد بهداد برای بازی در نقش اول آن نیز صحبت کرده بودم؛ اما در یکی دو ماهی که در ایران بودم، به نظرم آمد شرایط لازم و کافی برای کار در ایران هنوز به وجود نیامده است". کیارستمی تاکید کرد، تصمیم فردی و مجموعه اتفاقاتی که در این روزها در سینمای ایران افتاده باعث شده به این نتیجه برسد که فیلم بعدی خود را هم خارج از ایران کار کند.

 

این فیلمساز مشهوردر توضیح دلایل کنار گذاشتن پروژه "پدر و پسر" با اشاره به "عدم وجود امنیت شغلی در حرفه فیلمسازی" به شرایط پیش آمده برای اصغر فرهادی اشاره کرد وافزود: "حرفهای فرهادی، آرزوی یک فیلمساز بود. هر پروژه ای وقتی شروع می شود تا پایانش شش ماه زمان می برد و در این شش ماه هزاران اتفاق می افتد و هیچ امنیت خاطری برای این مدت وجود ندارد. حتی وقتی که مجوز هم می گیریم باز هم این امنیت وجود ندارد. وقتی پروژه ای را این طور ناگهانی متوقف می کنند، این ترس دیگر در همه ایجاد می شود. قانون ها در اینجا به روز است و با آمدن آدم های گوناگون قانون ها تغییر می کند. از عمر من چیزی نمانده است و واقعا حوصله سر و کله زدن با مسئولان را ندارم. بنابر این اگر از این امکانی که دارم استفاده نکنم، یک کم بلاهت است دیگر"!