| در جنبش های اجتماعی گونه ای از افراد دیده می شوند که می توان با کمک گرفتن از تعابیر نیچه ای آن ها را "نیهیلستهای فعال" نامید . نیهیلستهای فعال به جای انزواگرایی و عزلت گزینی نیهیلست های انفعالی با فریادهای سرشار از خشم، کنشی زیباشناختی در راستای آزادی احساس های انباشته شده ی فروخورده ی خود انجام می دهند؛ کنشی تکانشی و خلاقانه که تبلور هیجانی بیهوده برای معنادهی به لحظه های فرسایشی کسالت بار زندگی بوده می باشد . گزینش این افراد بین گزینه های ممکن برای عمل غالبا بر اساس احساسات آنی و جرگه واری هست که هیچ هدف ایجابی خاصی را دنبال نمی کند . هرچند پذیرفته نشدن این نوع حرکات ویرانگر بدون برنامه و بی هدف - که این پذیرفته نشدن از طرف کسانی هست که قائل به مبنایی عقلانی یا غیرعقلانی ولی سیستم بخش در زندگی شخصی یا اجتماعی هستند - طبیعتا نوعی محافظه کاری را می تواند در پی داشته باشد؛ ولی عواقب اجتماعی این نوع آنارشیسم اجتماعی که ریشه در آنارشیسم معرفتی , نسبیت اخلاقی , شکسته شدن هرگونه فراروایت , خصوصی شدن معنا, انکار سوژه آگاه , طغیان علیه روشنگری و نیز بعضی مشکلات روحی مثل اختلال کم توجهی , بیش فعالی , تکانشی بودن رفتار , اختلال شخصیت مرزی و ... دارد ممکن است بسیار خطرناک و ویرانگر برای جامعه و جنبش ها و نیز خود فرد باشد. نمی توان به بهانه ی آزادی یک انسان هرچند این آزادی قابل نقد براساس فرهنگ فلسفی غالب در آن عصر نباشد, آزادی انسان های انبوه دیگر و ضرورت های زیستی و نیز اهداف جنبش های اجتماعی را به بازی گرفت؛ هرچند که در عصر ما به وسیله انتقادهای مدرن های کانتی و هگلی و مبناگرایان و پراگماتیست ها و ... پایه های فرهنگ فلسفی غالب که آویزان گاه نظری آنارشیست ها می باشد متزلزل شده است . کنش اجتماعی حتی نوع رادیکال آن - که این نوع کنش به خاطر تبعاتش بایست آخرین گزینه ی پیش رو قرار داده شود - تقریبا تنها در صورتی می تواند به هدف راستین خود یعنی رهایی از بحران رهنمون شود که نتیجه ی آگاهی از بحران و چگونگی برون شد از آن باشد و حرکت براساس سلطه ی جریان احساسات درونی که همراه با جهل می باشد , انداختن تیری در تاریکی هست که به احتمال زیاد هزینه های هنگفتی را نیز به بار خواهد آورد ؛ برای مقابله با عواقب این حرکات تکانشی که کم و زیاد در همه ی جنبش های اجتماعی دیده می شود ؛ افزایش آگاهی افراد حاضر در اجتماع نسبت به بحران های درونی خودشان و جامعه و راه برون شد از این بحران ها امری ضروریست . ناگفته نماند که از خلاقیت ها و دید هنری و شور وشوق زائد الوصف این گونه افراد - هر چند در مقابل آگاهی متأملانه همه جانبه نسبت به بحرا ن های موجود فردی و اجتماعی امر چندان ایده آلی نیست - می توان با یک مدیریت آگاهانه در راستای حل بحران نیز استفاده کرد. |