تحلیل نامه

تحلیل نامه، کاری است از طرف گروه خبری -دانشجویی موج سبز (http://mowj-group.blogspot.com/).

_____________________________________________

تحلیل نامه مجموعه ای از مقالات تحلیلی است که در مورد مسائل روز و همچنین در مورد مسائل مختلف فکری بیان می شوند.

_____________________________________________

تحلیل نامه، مقالات تحلیلی هفته را جمع کرده و آنها را در قالب یک هفته نامه منتشر می کند.

_____________________________________________

برای عضویت در گروه خبری ایمیلی موج سبز و دریافت منظم و هفتگی تحلیل نامه یک ایمیل به آدرس زیر ارسالکنید.

mowje-sabz+subscribe@googlegroups.com

_____________________________________________

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

توییتر http://twitter.com/MowjeSabzGroup

فیس بوک http://www.facebook.com/pages/-/220917478690

_____________________________________________

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

جنبش‌های اجتماعی و نیهیلیست‌های فعال

رضا تبریزی

در  جنبش های   اجتماعی   گونه ای از  افراد  دیده می شوند که می توان با کمک گرفتن از  تعابیر نیچه ای   آن ها را   "نیهیلستهای فعال" نامید . نیهیلستهای فعال  به جای انزواگرایی و عزلت گزینی نیهیلست های انفعالی  با فریادهای سرشار از خشم، کنشی  زیباشناختی در راستای آزادی احساس های  انباشته شده ی فروخورده ی خود  انجام  می دهند؛ کنشی  تکانشی و خلاقانه که تبلور هیجانی بیهوده برای معنادهی به لحظه های فرسایشی کسالت بار زندگی بوده می باشد .  گزینش این افراد بین گزینه های ممکن برای عمل غالبا بر اساس احساسات آنی و جرگه واری هست که  هیچ هدف ایجابی خاصی را  دنبال نمی کند .
 
 هرچند پذیرفته نشدن این نوع  حرکات ویرانگر بدون برنامه و بی هدف - که این پذیرفته نشدن  از طرف کسانی هست  که  قائل به مبنایی  عقلانی یا غیرعقلانی ولی سیستم بخش در زندگی شخصی یا اجتماعی هستند - طبیعتا  نوعی محافظه کاری را می تواند در پی داشته باشد؛ ولی عواقب اجتماعی این  نوع  آنارشیسم  اجتماعی که  ریشه در آنارشیسم معرفتی , نسبیت  اخلاقی , شکسته شدن هرگونه فراروایت , خصوصی شدن معنا, انکار سوژه آگاه , طغیان علیه روشنگری و نیز  بعضی مشکلات روحی مثل اختلال کم توجهی ,  بیش فعالی , تکانشی بودن رفتار , اختلال شخصیت مرزی و ... دارد ممکن است  بسیار خطرناک و ویرانگر برای جامعه  و جنبش ها و نیز خود فرد باشد.
 
 نمی توان به بهانه ی  آزادی یک انسان هرچند این آزادی قابل نقد  براساس فرهنگ فلسفی غالب در آن عصر  نباشد,  آزادی انسان های انبوه دیگر و ضرورت های زیستی  و نیز اهداف جنبش های اجتماعی  را به بازی گرفت؛ هرچند که  در عصر ما به وسیله انتقادهای مدرن های کانتی و هگلی و مبناگرایان و پراگماتیست ها و ... پایه های   فرهنگ فلسفی غالب که آویزان گاه نظری آنارشیست ها می باشد  متزلزل شده است .
 
کنش  اجتماعی حتی نوع رادیکال آن - که  این نوع کنش به خاطر تبعاتش بایست آخرین گزینه ی پیش رو قرار داده شود -  تقریبا تنها  در صورتی می تواند به هدف راستین خود یعنی رهایی از بحران رهنمون شود که نتیجه ی آگاهی از بحران و چگونگی برون شد از آن باشد و حرکت براساس سلطه ی  جریان  احساسات درونی  که همراه با جهل می باشد , انداختن تیری در تاریکی هست که به احتمال زیاد هزینه های هنگفتی را نیز به بار خواهد آورد ؛  برای مقابله با عواقب این حرکات تکانشی  که کم و زیاد  در  همه ی جنبش های اجتماعی دیده می شود ؛ افزایش  آگاهی افراد حاضر در اجتماع  نسبت به بحران های درونی خودشان   و جامعه و راه برون شد از این بحران ها  امری ضروریست .
 
ناگفته نماند که از خلاقیت ها و دید هنری و شور وشوق  زائد الوصف این گونه افراد - هر چند در مقابل آگاهی متأملانه همه جانبه نسبت به بحرا ن های موجود فردی و اجتماعی امر چندان ایده آلی  نیست - می توان  با یک مدیریت آگاهانه در راستای حل بحران نیز استفاده کرد.

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.