تحلیل نامه

تحلیل نامه، کاری است از طرف گروه خبری -دانشجویی موج سبز (http://mowj-group.blogspot.com/).

_____________________________________________

تحلیل نامه مجموعه ای از مقالات تحلیلی است که در مورد مسائل روز و همچنین در مورد مسائل مختلف فکری بیان می شوند.

_____________________________________________

تحلیل نامه، مقالات تحلیلی هفته را جمع کرده و آنها را در قالب یک هفته نامه منتشر می کند.

_____________________________________________

برای عضویت در گروه خبری ایمیلی موج سبز و دریافت منظم و هفتگی تحلیل نامه یک ایمیل به آدرس زیر ارسالکنید.

mowje-sabz+subscribe@googlegroups.com

_____________________________________________

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

توییتر http://twitter.com/MowjeSabzGroup

فیس بوک http://www.facebook.com/pages/-/220917478690

_____________________________________________

عناوین آخرین مطالب

۱۳۹۰ دی ۲, جمعه

کاری کرده اید که اینک کوچکترین اصلاح به یک انقلاب می‌‌ماند

عبدالکریم ســـروش به رهبر جمهوری اسلامی

دکتر عبدالکريم سروش، فیلسوف، نویسنده و نواندیش دینی، طی نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی، تحت عنوان " باغبانا ز خزان بی‌ خبرت می بینم"، با هشدار نسبت به تداوم وضعیت موجود در کشور، خطاب به وی خاطرنشان کرده است "پايان دولت سحر مدت شما نزديک است."    

این روشنفکر دینی، خطاب به آقای خامنه ای نوشته است: "در انتخابات دخالت وتقلب می کنيد ، مجلس را در رايزنی های مهم سر جای خود می نشانيد، اجازۀ تظاهرات آزاد به هيچ گروهی و حزبی نمی دهيد، بنام دفع تهاجم فرهنگی بروزنامه ها تهاجم می کنيد، قوّۀ قضائيه را معلّق می گذاريد و بی التفات به آن ، مخالفان را مجازات ودر حصروحبس می کنيد، حتی با درويشان که "وفا کنند و ملامت کشند و خوش باشند" وفا نمی کنيد ، به احدی اجازه نقد رهبری را نمی دهيد، سپاهيان را به عرصه سياست و اقتصاد می کشيد، صدا و سيما را مهار ميزنيد، فرهنگ و دانشگاه را امنيتی نظامی می کنيد، حوزه های علميه دينی و مساجد ومنابر را حکومتی می کنيد، ناقدان را حتی اگر از مراجع باشند فرو می کوبيد."

در این نامه آمده است: "حرٌزمانه وهنرمند دلیر و آزاده ، محمد نوری زاد ، باب نقد ناصحانه و نصح ناقدانه رهبری را گشوده است و از اصحاب قلم و اجتهاد خواسته است تا دعوت او را لبیک گویند و به نوبه خود ادای تکلیف و امر به معروف کنند و دفتر انتقاد را کلان تر سازند ، مگر این آواهای نازک ناقدانه بدل به فریا د شود و پرده گوشی و صفحه وجدانی را بلرزاند و گره از کار فرو بسته خلقی بگشاید."
 
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
 
آقای سید علی خامنه یی رهبر جمهوری اسلامی ایران  
 صاحب این قلم چند بار با شما با عتاب و درشتی سخن گفته و مذمّت‌ها و ملامت‌ها بر شما باریده و قلم را بر سیاهی‌ها و تباهی‌ها گریانده است اما اینک بر آن است تا خشم خود را فرو خورد و قلم را به جانب دیگر بگرداند و از در ارشاد و نصیحت و انذار و موعظت در آید. و اگر چه به عین الیقین پایان دولت سحر مدت شما را نزدیک می‌بیند ، راه نکونامی و نیک‌ سر انجامی را به شما نشان دهد ، مگر به جاروب انصاف خانه قدرت را از خاشاک ستم بپیرایید و از خدا و خلق آمرزش و پوزش بطلبید و بند از پای عدالت و آزادی بردارید و زندانیا‌ن استبداد را آزاد و استبداد را (که اعظم منکرات عالم است) زندانی کنید و آب حکمت را به جوی حکومت بازگردانید و بازی سیاست را به قاعده کنید و جامه ریاست را به اندازه ببرید و بقیه دوران زعامت را به توبه و تدارک سپری کنید تا سپید روی به دیدار خدا روید. 

 زین کاروان سرای بسی‌ کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد
 بادی که در زمانه بسی‌ شمع‌ها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

 میدانم که آزموده رامی‌‌ آزمایم و ‌ای بسا که جز ملامت و خذلان نصیب نبرم ، اما با خود می‌‌گویم " نور او نوشد که باشد شعله خوار " . در گفتن فایده‌ها هست که در نگفتن نیست : گزاردن تکلیف ، آگاهانیدن خلایق ، عذر تقصیر به پیشگاه خا لق ، جنبانیدن وجدان مخاطب ، گشودن راه آزدگی و شکستن قفل غمناکی و غلامی وافسانه نیک‌ شدن در تاریخ. پس " بیم خسران و خسروانم نیست".

 گر چو فرهادم به تلخی‌ جان بر آید باک نیست بس حکایت‌های شیرین باز می ماند ز من
 
آقای خامنه یی:
 این تجربه نخستین من در گفتگوی نرم با شما نیست. سال‌ها پیش وقتی‌ در نوشته یی از روحانیت انتقاد کردم که چرا سقف معیشت را بر ستون شریعت زده اند ، با عتاب شما رو به رو شدم که در خطابه یی بر آن نوشته خرده گرفتید و چون پاسخ آن خرده گیری را با کمال ادب و فروتنی در مجله کیان دادم و از فتح باب دیالوگ با رهبری ابراز شادمانی کردم و عتاب تلخ شما را با قند تحمل فرو خوردم که " جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت " ، شما در خطابه یی دیگر چنان درشتی کردید و این باب نیم باز مخاطبه را چنان غضب ناکانه به هم کوفتید که گویی دنده‌ها و دندان‌های مرا می‌شکنید تا به من و دیگران حالی‌ کنید که " شاه با تو گر نشیند بر زمین/ خویشتن بشناس و نیکوتر نشین".

 رفتار‌های هراس آور وزارت اطلاعات از آن پس شروع شد و آنان به بهانه اینکه " تو صدای آقا را هم در آورده ای " بر من تنگ تر گرفتند و اشتلم‌ها کردند و دشنام‌ها دادند و محرومیت‌ها پیش آورد‌ند و " زور عریان " را که از آستین انصار حزب الله بیرون می‌‌آمد ، حوالت من کردند و صریحاً گفتند که تکه تکه ات میکنند و آتشت میزنند که تا امروز هم آن گستاخی‌ها ادامه دارد. چندی پیش بود که فرزند مرا، که تنها گناهش فرزندی منست، صدا زدند و به قتل تهدیدش کردند و گفتند آماده شهادت باش چون ممکن است " اسرائیلی‌ها " کارت را بسازند و خونت را بگردن حکومت بیندازند. ممنوع التدریس و ممنوع الخطابه وممنوع الخروج بودن و سپس اخراج شغلی وکتک خوردن ها در تهران وقم ومشهد واصفهان وخرم آباد و… به جای خود ، که از جنس " خشونت نرم " اند و از فرط نرمی و نعومت بی‌ آزار می‌‌نمایند! رنجنامه های من به هاشمی رفسنجانی مطلقاً بی پاسخ ماند. از آن پس زبان در کام بردم و رسم مخاطبه پر مخاطره را فرو نهادم . این‌ها همه در زمستان استخوان سوز انسداد بود..
 خاتمی که آمد گفتم فاتحت است نه خاتمت. باب گفتگو باید گشوده بماند که ضمان حرّیت است و نشان مدنیت.
 او هشت سال رئیس جمهور بود و ما یکدیگر را ندیدیم. ازمکر ماکران و طعن‌ طاعنان می‌‌ترسید. به قم رفت و همه جا رفت ، اما به ملاقات اعظم و افقه فقیهان ، آیت الله منتظری رحمة الله نرفت . دست و پایش چنان به زنجیر احتیا ط بسته بود که پیوندش با احباب گسسته بود. با این همه من به او نامه‌های گشاده و سر گشاده نوشتم و نقد‌های چالاک کردم و او را از سرهنگی‌های فرهنگی‌ با انگیزه‌های چنگیزی بیم دادم که : " اگر ایران است ، اگر ایمان است ، اگر کرامت انسان است ، اگر عقل و برهان است ، اگر عشق و عرفان است ، همه دستخوش تاراج و طوفان است . کجاست شیر دلی‌ کز بلا نپرهیزد".

 پاسخی نداد ، گر چه پاسخی واژگون هم نداد . حکایت حافظ بود و شاه یزد:
 شاه هرموزم ندید و بی‌ سخن صد لطف کرد شاه یزدم دید و مدحش گفتم و هیچم نداد

 به همین دلخوش بودم که اگر رهبری کلاه گوشه به آستین دلبری می‌‌شکند و برتر از سلیمان می‌‌نشیند و با موران سخن نمی‌‌گوید ، رئیس جمهوری هست که آشکارا نقد می‌‌شنود و بر نمی‌‌آشوبد و به " آئین گفتگو " روی خوش نشان میدهد و به جوانان می‌‌آموزد که نقد آشکار حاکمان هم ممکن است و هم مطلوب. دریغا که او سپر بلای رهبری بود و در نقض پیمان با مردم تا آنجا پیش رفت که " ترک کام خود گرفت تا بر آید کام دوست".

 احمدی نژاد که به جای خاتمی نشست " ز تاب جعد مشکینش چه خون افتا د در دل‌ها " . این بار حتا وسوسه یی خرد دل مرا نگزید که نامه یی به وی بنویسم و با او رازی‌ بگشایم. بلی ، " ز منجیق فلک سنگ فتنه می‌‌بارید " و کجروی‌ها و بی‌ رسمی‌‌ها طوفان می‌کرد ، اما " کی‌ شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد " چه جای مکاتبه است با دولتمردی بی‌ تدبیر و دولتی خرافه گستر و سفاهت پرور که از چاه‌های نفت بر می‌دارد و در چاه‌های جمکران می‌ریزد ؟ و قایق خرد خیالات خام خود را با پاروی تائیدات رهبری در دریای مخاطرات بین المللی به یمین و یسار می‌‌راند و به توهم " ظهوری " و فتح الفتوحی قریب الوقوع ، انگشت تحریک در چشم خونریز جهان خواران جنگ طلب می‌کند و باکی از ویرانی خاک ایران ندارد.

ایام میگذشت و خود را برای نقد و نصیحت رهبری آماده می‌کردم که قصّۀ " وحی و نبوّت " پیش آمد وتهمت تکفیرو غوغای عنیفی که بر سر آن بر آورد‌ند . دست نگاه داشتم و نخواستم شهد کلام را به زهر سیاست بر آمیزم و پا از کفش فقاهت بر نیاورده در کفش ولایت کنم. انتقادات عالمانه را پاسخ گفتم و به قدر مقدور شوخ های شبهه را از رخسار رسالت زدودم و حقیقت کلام خدا را که همان کلام محمد ( ص) ست باز نمودم . غبار آن مناقشات که فرو نشست، برق انتخابات از افق سیاست دمید و چشم‌ها را خیره و دل‌ها را فریفته کرد . امید ها زنده و جانها تازه شد. همه جوشیدند و گفتند نوبت آزمودن بخت است و نشاندن عدالت بر تخت. کسی‌ نمیدانست که درون پرده چه فتنه‌ها میرود و شاخ گستاخ استبداد چشم عدالت را چه زود کورخواهد کرد. نتایج که ازپرده برون افتا د ، آشکار شد که دست خیانت در صندوق امانت مردم برده اند و دیوی را دوباره بر تخت سلیمان نشانده اند و دامادی دروغین را به حجله حکومت فرستاده اند و غنیمتی را به غارت ربوده اند و پای اهانت بر شرافت مردم نهاده ند. خوشبختانه غیرت ملت بر غارت شورید و شیرینی‌ سرقت را در کام راهزنان تلخ کرد. 

 مردم « زوال استبداد دینی» را جشن میگرفتند و باد و آتش در کار برکندن خیمه استبداد وسوختن ریشه بیداد بودند که مزدوران و شقاوت پیشگان فرمان یافتند تا قتل و شکنجه و شرارت و تجاوز و تطاول را به اوج رسانند و عَلَم شقاوت را بر قلٌه قساوت بر افرازند . گورستان‌ها را پر کردند و زندان‌ها را پر تر. اما جنبش فرو ننشست..
 دانستید که کار از گلوله پیش نمی‌رود . به تحبیب پرداختید. هر روز به بهانه‌ای جمعی‌ را فرا خواندید و با آنان به سخن نشستید . حتی شاعران شعر به مزد را ، مگر آب رفته را به جوی بازگردانید. اما شعار‌های ستم رسیدگان نشان داد که شعورشان بسی‌ بیشتر از این هاست و نارضائی آنان فراتر از آن است که به نوازشی فرو بنشیند. شعار" مرگ بر دیکتاتور" نشان آن بود که جز زوال استبداد و مرگ دیکتاتوری راضی‌ شان نخواهد کرد.

 در هنگامه این بیداد و استبداد و در یکی از مجالس لطف و عتاب رهبری بود که جوانی دلیری کرد و وام شجاعت بگزارد و شما را به شنودن انتقاد دعوت و سفارش کرد(محمود حمیدنیا) .شما هم خشک و خنک پاسخ دادید که: بلی ما مخالف انتقاد نیستیم، همین و بس. پیدا بود که لغتنامه تنگ رهبری از شرح و بسط واژه انتقاد سخت تهی است و ذهن خو کرده به ستا یش ها و نوازش های مداحان ، تحمل ورود این مفهوم ویرانگر را ندارد.
 آشکار بود و رفته رفته آشکار تر شد که رهبری هواهای دیگر در سر دارد. نه مشتا ق نقد است نه مشوق ناقدان و خوی نکوهیده استبداد چنان در دماغش متمکن شده است که سیاهی درحبش و سرخی درآتش.

 حدیث تلخ حوادث ایام بعد را چگونه می‌توان نوشت که قلم را نسوزاند؟ اعظم مصائب آن بود که مزرع سبز جنبش را به خون سرخ جوانان آلودید و شمس و قمرِ آن را در بند کردید وآن دوشیر بیشه شجاعت را به زنجیر ستم بستید وآن دوچراغ راه آزادی را در تاریکخانه اسارت نشاندید بدین امید که جنبش فرو نشیند و بیداری فرو خسبد و اینک نیز مبتهج و مفتخرید که به عنایت ولی‌ّ عصر فتنه گران را محبوس کرده اید و بد خواهان را مأیوس و" به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد". جمعی از بهترین فرزندان این آب و خاک اکنون در سیاه چال و زندان اند و رنجه و شکنجه می‌‌شوند و تاوان نیک‌خواهی‌‌ها و حق طلبی‌های خود را می‌‌دهند و نجاست و خباثت سفلگان و سفّاکان را به جان میکشند تا ردای ریاست و هاله قداست شما آسیب نبیند.

 بس کنم گر این سخن افزون شود خود جگر چبود؟ که خارا خون شود
 
همین قدر بگویم کاری کرده اید که اینک کوچکترین اصلاح به یک انقلاب می‌‌ماند، آیا هنروحسن تدبیر این نبود که هاضمه مدیریت را ، چنانکه هنر همه دموکراسی هاست، چندان فراخ و نیرومند کنید که حرکات انقلابی بدل به اصلاح شود ؟

 آیا از ضعف بصیرت وسوء سیاست نبود که با دروغزنی کم خردوفریبکار چون محمود احمدی نژاد ابتدا به مغازله پرداختید ودولت او را فخر امت وشرف سیاست وا نمودید وحاشیه نشینان درگاه رهبری هم امام زمان را دعا خوان وپشتیبان او دانستند ، لکن همینکه رفتار اورا حمل به نافرمانی کردید فرمان حمله باو را صادر کردید؟ جنٌ و انس جمع شدند و به شما گفتند:
 بر تو میلرزد دلم زاندیشه یی با چنین خرسی مرو در بیشه یی
 وشمااز سر رعونت گوش نکردید تا آنجا که:
 سنگ روی خفته را خشخاش کرد این مثل بر جمله عا لم فا ش کرد
 مهر ابله مهر خرس آمد یقین کین او مهرست و مهر اوست کین
 باری از پس نامه نگاریهای نورانی نوریزاد، بجستجو در پایگاه الکترونیکی‌ و دفتر خطابه‌های پیشین شما برآمدم و ازبخت نیک این جملات نادر را یافتم که درین فضای ملول وعبوس ، مصلحت اقتضا می‌کند حقیقت انگاشته شود: " البته نباید با مسئولان مبارزه و دشمنی کرد ، اما این حرف به معنای‌ انتقاد نکردن و مطالبه نکردن از مسئولان متخلف از جمله رهبری نیست ، چرا که می‌‌توان در عین صفا و دوستی‌ انتقاد هم کرد. " ( ۱۷ مهر ماه ۱۳۸۶ – پایگاه اطلاع رسانی دفتررهبری)
 آقای خامنه یی
 حالا من از همین سخن ساده و کم جان شما می‌خواهم قلم را جان دهم تا با شما سخنان جانانه بگوید که:
 نه هر کس حق تواند گفت گستاخ سخن ملکی است سعدی را مسلٌم
 سالها پیش دیدم که بر کنگرهٔ ایوان ، آنجا که مهمانان را می‌پذیرید کتیبه یی نهاده اند و این سخنان امام علی‌ را به خط خوش بر آن کنده اند : " من نصب نفسه للناس اماما فلیبدأ بتادیب نفسه قبل تأدیب غیره …… " : "هر کس بر مسند رهبری می‌‌نشیند ، نخست به تأدیب خود بپردازد و سپس به تأدیب دیگران ، که معلم خویشتن احترامش بیشتر از معلم دیگران است".
 
من می‌خواهم شما را در این تادیب کمک کنم

 باور کنید من بر شما رقت بسیار میبرم که چگونه میتوانید از گرداب مداحی‌ها طاهر و سالم بیرون بجهید ؟ ناز پرورده مدح نرم مداحان آیا طاقت نقد سخت نقادان را خواهد داشت؟

 نیک‌ خواهان دهند پند ولیک نیک‌ بختان بوند پند پذیر
 پند من گر چه نیکخواه توأم می‌ کند در تو سنگدل تاثیر؟

 بر رعایایی چون خود و نوری زاد و … هم رحمت میبرم که چه مایه ناکامی کشیده اند و ناراستی دیده اند که اکنون کلماتی‌ کم جان را که با کراهت ادا شده اند باید به منزله کرامتی آسمانی بر گیرند و در پناه آن خطر کنند و‌ای بسا که ترک جان و سر کنند 
 غریبا ! واعظ مسجد کرامت مشهد را چه افتاده است که خود وعظ کسی‌ را نمی‌‌شنود و قدرت مطلقه ولایت در گوش او چه خوانده است که ناشنوا ما ند ه است ؟

 ای صاحب کرامت ! شکرانه سلامت روزی تفقّدی کن درویش بی‌ نوا را

 شما که کراراً در خطابه‌های خود برای اعیان حضرت و ارکان دولت به ویژه سفیران و رایزنان و مبلغّان می‌گویید " پیام اسلام را به همه جا برسانید . ما برای جهانیان حرف‌های گفتنی بسیار داریم " آیا نمی‌دانید که سخن بدون مجال نقد ، نه گفتنی میشود و نه ماندنی. شما و همراهانتان که همیشه یک سو‌یه سخن میگوئید و سخن دیگران را نه از نزدیک و نه از دور نمیشنوید و اصلا لایق شنیدن نمی‌دانید ، کدام حرف گفتنی برایتان باقی‌ مانده است ؟ چهار صد سال است که جهان تئوری نقد آزاد و عمل آزادانه نقد را می‌‌آزماید و از برکاتش بهره مند می‌‌شود. حالا از شما چه بشنود که ز این بانگ جرس چهار صد سال است پس مانده آید و هنوز سخنان آب ندیده و نقد نشنیده خود را علاج درد‌های جهانیان می‌دانید؟

 ای کاش نقد‌ها را فقط نشنیده می‌‌نهادید و ناقدان را این همه فرو نمی‌‌کوفتید.

 کارنامه شما در پاسخگو کردن خویش و شنیدن نقد دیگران به هیچ روی درخشان نیست. جوانان و نیکخواهان توصیه های شما را بکدام پیشینه و پشتوانه جدی بگیرند؟ در آغاز رهبری که دماغ مرجعیت می پختید، فقیهی دلیر مشفقانه و عالمانه شما را پند داد که فروتنی کنید و جامه افتاء بر تن مکنید که "من افتی بغیر علم فلیتبوّأ مقعده من النّار"، صاعقه عذاب چنان بر او نازل شد که دیگر مراجع از بیم سرها در گلیم کشیدند وخائفانه در کنج خاموشی خزیدند. آنچه ولایتی ها با آن فقیه اهل بیت کردند ناصبی ها با علی واهل بیت نکردند. این پیمانه کوچک تحمل که به نیم قطره مخالفت پر می شود با سیلاب بی امان نقد چه خواهد کرد؟

 البته در این میان فقیهی زیرک قد علم کرد وسر قدم کرد وجوهر در قلم کردو رساله یی در ولایت مطلقه شما فراهم کرد.مقام رهبری هم کرم کردو اورا به ریاست قوه قضاییه مفتخر ومکرّم کرد.

 از سعیدی سیرجانی نمیگویم که او را از جان سیر کردید و به دست "سعید "شقی اسیر کردید و یک چند او را در غل و زنجیر

 کردید وعاقبت او را هم سرنوشت امیرکبیر کردید، و چون او بسی بسیار، از فروهر ها گرفته تا پوینده و سهرابی وتفضلی و زیدآبادی واحمدقابل و… ودریغ از یک جمله توضیح یا استغفار.

 چرا با ناقدان و مخالفان چنین می‌کنید؟ از مقید شدن قدرت مطلقه میترسید؟مگر آنان جز این می‌‌گویند که بازی‌ سیاست را به قاعده کنید و جامه ریاست را به اندازه ببرید؟ میترسید که دیگر نتوانید با اشاره انگشتی دفتر حیات کسی را ببندید؟ این همه که مردم را در خطابه‌ها به تقوا دعوت می‌کنید ، آیا می‌‌شود به انتقاد هم دعوت کنید؟ نقد، تقوای سیاست است و بی‌ انتقاد و مطالبه ، تقوا طبلی‌ تو خالی‌ است. مگر علی‌ با مردم خود نگفت :" لا تکفٌو عن مشورة بعدل او مقولة بحق فانی فی نفسی لست بفوق آن نخطی":

 "از مشورت دادن و حق گفتن با من دریغ نکنید که من برتر از خطا نیست".
 
در این روزگار چه حاجت به انوری پروری است که چنین با شاعران شب نشینی می‌کنید؟ آیا حافظان زمانه هم راهی‌ به مجالس شما دارند؟ آیا اصلا حافظ صفتانی باقی‌ گذشته اید ؟ شاعران پر گوی دم سرد وفصاحت فروشان بی درد کم نبوده اند و نیستند. حافط را دلیری نقد فقیهان و صوفیان و ریاکاران و تزویر گران و خرقه پوشان و زهد فروشان و محتسبان و اوقاف خواران و قارونان و گران جانان و عبوسان و شحنه شناسان ، یعنی نقد جامعه دینی زمان ، حافظ کرد نه حدیث سرو و گل و لاله و وصف چشم و ابرو وخال و گیسوی نازک بدنان و سیمین ذقنان.

 شما هم بگذارید تا جامعه ، حافظان دلیر و نقاد و تزویر ستیز خود را بپرورد حتی اگر در روی شما بایستند وبدرشتی بگویند :

 گر جلوه می نمایی و گر طعنه می زنی ما نیستیم معتقد شیخ خود پسند

 نگویید مجلس خبرگان و خبرگان مجلس هستند و " عرایض لازم را به استحضار می رسانند ". آنان مفلسان منقادند نه مخلصان نقّاد: از دلق پوش صومعه نقد طلب مجو یعنی ز مفلسان سخن کیمیا مپرس
 دیانت را چرا بهانه خشونت کرده اید؟ گفته اید "اسلام تازیانه هم دارد" ولی آیا فقط تازیانه دارد؟ عسل فروشی چه عیب داشت که سرکه فروشی اسلامی دائر کرده اید؟ می دانم به حافظ ارادتی دارید. پس "ارادتی بنما تا سعادتی ببری." جامعه حافظی بپا کنید: بی ریا و پر لبخند. هم کسوتان حلوا خوردۀ خود را بنگرید که کشوری را در ماتم وخرافه و ریا و گزافه غرق کرده اند، لبخند را از لب ها ، معرفت را از مغزها ودلیری را از دلها ربوده اند، جلوه می فروشند و عشوه می خرند، آب می دهند و گلاب می گیرند، درس غلامی و غمناکی به مردم می دهند و تخم تقلید و تزویر می پراکنند.

 بنگاه بانگ ورنگ هم اینک خادم طنازی ها و گزافه پردازیها و شعبده بازی های آنان شده است: مدرسه ای برای نادانی و مصطبه ای برای ثنا خوانی و قهوه خانه ای برای نقّالی و سخنرانی و دغل سرائی برای آبرو سوزی و حیثیّت ستانی. صندوق صوت و صورت را بنگرید که سرای زاغ و زغن و خانۀ تزویر و دغل شده است و از آن جز بانگ تملّق ورنگ تزویر به چشم وگوش نمی رسد. نه صدائی از مدارا درآن هست نه سیمائی از مروّت، نه نقدی نه مطالبه ای، نه سؤالی نه محاسبه ای. درس غلامی می دهند و نقد دلیری می ستانند. آبرو ها می برند و دروغ ها می پراکنند. نیم خرده بر خشونت نمی گیرند ولی صد آفت در آزادی می بینند. از ریختن آبروئی چندان بیم ندارند که نمودن تار موئی.

 تا بداند مؤمن و گبر و یهود کاندراین صندوق جز لعنت نبود

 خدا را بر رعیّت رحمت آورید و جای این نرم تنان گزافه‌گوی را به سخت رویان بدهید که با شما درشتی کنند و با خلایق نرمی. با شما سردی کنند و با خلایق گرمی.

 آن قدر ارتفاع بگیرید که تیغ تصرفتان جامۀ قوای سه گانه را چاک نکند اما آن قدر ارتفاع نگیرید که گوشتان فریاد مظلومان و صدای ناقدان را ادراک نکند. به شما زبانی توانا داده‌اند تا حق را بگویید ودستی نا توان یعنی که دراز دستی نکنید.

 مجلس و دستگاه قضا را به خدمت نگیرید واز آنها رأی و حکم بر وفق مزاج خود طلب نکنید. دستگاه قضا باید پنجه در پنجه رهبری بیفکند و او را در سوء معاملاتش مؤاخذه کند. با این مجلس ذلیل وقضای زبون کدام دادگری و کدام مردم سالاری ممکن است؟ و انتخابات چه گرهی از کار ملت خواهد گشود؟ مثلث زر و زور و تزویر یعنی سه برادران لاریجانی را گماشته اید تاشما رااز شر قضا وقانون وحقوق بشر برهانند؟ خلایق رااز نحوست این تثلیث برهانید وبی خطر بر خط راست برانید. چهره قضا وقانون را به آب عزت از غبار ذلت بشویید واز اسب انتخابات فرودآیید وزمامش را بدست مردم بسپارید.
 
آقای خامنه یی
 ولایت فقیه البته نه شرعاً اعتبار دارد نه عقلاً وکثیری از فقها وعقلا با آن مخالفند اما هرچه هست به معنای ولایت سیاسی ست نه ولایت معنوی ، ومفهومی جز ریاست و زعامت فقیه ندارد. امتحان کنید و همین را آشکارا بیان کنید "کافرم گر جوی زیان بینی". تا نا آشنایان، " ولایت فقیه" را دیگر عین ولایت باطنی و قداست معنوی نشمارند. دکان این مغالطه را خودتان ببندید. ریاست و سیاست را رنگ قدسی و آسمانی نزنید. صادقانه و آمرانه به صدا و سیما بگوئید تا ازین پس از زعامت فقیه سخن بگوید نه از ولایت او. تا هیچ مؤمنی به هوس ذوب شدن سر در تنور ولایت نکند و در آرزوی شفا یافتن ، نیم خورده "ولیّ خدا" را نخورد و« بر زمینی که نشان کف پای توبود» بوسه نزند و برای انتقاد کردن وجدان و ایمانش نلرزد.

 این مغالطۀ کلان را خود از اذهان پاک کنید تا آنچه را به جبر تاریخ یا به سوء اختیار یا از بلندی بخت در دامن ایرانیان افتاده نیکوتر بشناسند.

 سخنان شما اگر حجت باشد در عرصه سیاست ست نه در عرصه معرفت ،ودیگرچه معنا دارد درباره همه چیز سخن راندن و فقیهان و فیلسوفان و عالمان و مدیران و اقتصاددانان و هنرمندان و دانشجویان و روحانیان و شاعران و فیلمسازان و… را مخاطب قرار دادن و بهمه درس دادن؟ "خویش را کامل ندیدن خود کمال دیگر است" مگر نه؟از همه شگفت تر حدیث علوم انسانی ورهنمودهای ناروای شماست که عین نارسایی آگاهی و نا پارسایی اندیشه ست. تقوای سیاست که نقد است وتقوای اندیشه که سکوت است وتقوای عمل که مداراومروت است ازگفتاروکرداروپندار شما غایب است.در سیاست فراتر از نقد می نشینید ودر خطابه فزون تر از دانشتان سخن میگویید ودر عمل از حریفان ذلت وتسلیم میطلبید.

 چه شب ها نشستم درین سیر،گم که دهشت گرفت آستینم که قم

 آقای خامنه ای
 با خود می اندیشیدم که تفاوت من با شما در کجاست. هر دو ایرانی و مسلمانیم و در دعوی متابعت از پیامبر عزیز اسلام همداستانیم و خیانت به وطن و هلاک حرث ونسل را اعظم گناهان میدانیم. فراستِ چندان نمی خواست که ببینم اختلاف عمیق در آن جاست که من به قبح ذاتی استبداد معتقد و ملتزمم اما شما استبداد را اگر به خاطر دین و در خدمت نشرو بسط آن باشد ، می پسندید و می پرورید وبا دینداری قابل جمع میدانید. بلی نقطه افتراق همین جاست و همه رفتار حاکمانه شما بر آن گواست (سخن ازوسوسه ثروت وقدرت نمیگویم وانگیزه های شمارا به پرسش نمیکشم وبینش سید قطبی شما از دین را هم در شمار نمی آورم). بی جهت نیست که گاه با یک سخنرانی جان و مال و آبروی کسی را به خطر می افکنید (ومن خوداز قربانیان این صلاح اندیشی مستبدانه ام و چون من بسی بسیار)، در انتخابات دخالت وتقلب می کنید ، مجلس را در رایزنی های مهم سر جای خود می نشانید، اجازۀ تظاهرات آزاد به هیچ گروهی و حزبی نمی دهید، بنام دفع تهاجم فرهنگی بروزنامه ها تهاجم می کنید، قوّۀ قضائیه را معلّق می گذارید و بی التفات به آن ، مخالفان را مجازات ودر حصروحبس می کنید، حتی با درویشان که "وفا کنند و ملامت کشند و خوش باشند" وفا نمی کنید ، به احدی اجازه نقد رهبری را نمی دهید، سپاهیان را به عرصه سیاست و اقتصاد می کشید، صدا و سیما را مهار میزنید، فرهنگ و دانشگاه را امنیتی نظامی می کنید، حوزه های علمیه دینی و مساجد ومنابر را حکومتی می کنید، ناقدان را حتی اگر از مراجع باشند فرو می کوبید، زور عریان را به خانه ها وخیابانها می برید و انصار حزب اله را برتر از قانون می نشانید و مصونیت قضائی می بخشید و…

 آخر اگر روزی این آب وخاک به مخمصه یی و مهلکه یی بیفتد و بیگانگان دست طمع درآن دراز کنند از مجلسیان ذلیل ، از دانشگاهیان مظلوم، از نویسندگان شکسته دل وشکسته قلم، از عالمان بسته دهان، از احزاب اخته و مرعوب ، از سیاست پیشگان بله قربان گو، از مدیران ناکارآمد، از صدا و سیمای دروغگو، از روحانیان خونین دل، از کارگران فقیر، از نوکیسه گان فاسد انتظار چه معجزه ای می توان داشت؟

 میگویید سپاه پاسداران هست، بلی "هیچ شهی چون تو این سپاه ندارد." ولی کشور پادگان نیست ، و همه کارش به قوای قهریه بر نمی آید. چه حسنی وهنری دارد تابع الگوی سوریه و لیبی شدن و کشور را به نیروهای نظامی و امنیتی و فراقانونی و… سپردن و در حصاری از عسکریان و لشکریان نشستن و به "نصربالرعب" دل خوش داشتن؟

 باور کنید که استبداد ذاتا قبیح است وبا دینداری غیر قابل جمع ست و شرّش ازهر شرّدیگری فزون تر است . این رذیلت رابا فضیلت دفع کنید نه با رذیلت دیگر." ادفع بالّتی هی احسن السیئة".
 به نقد تن دهید. " بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد". استبداد را بکشید و خلقی را زنده کنید. نقد رهبری مقدمه آشتی ملی و نشانه نیرومندی و فرو تنی است. آغاز ورود به عرصه مدنیّت و مدرنیّت ، و تمرین دلیری و حریّت و نفی غلام پروری و عبودیّت است. چیزی را که چندین برکت در آن است چرا از رعیّت دریغ میدارید؟
 زیرکان اطلاع واطمینان دارند که همه زجرها و زنجیرها وتجاوزها و تطاول ها به علم و رضا و اذن و اشراف شما ولذا گناهش بگردن شماست وبقول سعدی :

 که گفت ار نه سلطان اشارت کند که را زهره باشدکه غارت کند؟

 خبر خباثت ها وقساوتهای قصابان شما به تواتر رسیده است. آیا تاوان اینهمه جنایت را می توانید بپردازید؟ اگر همه خوبیهای مملکت محصول رهبریهای داهیانه وپیامبر گونه شماست چرا زشتیهایش نباشد؟ قدرت مطلقه مسوولیت مطلقه می آورد.

 مورٌخان آورده‌اند که آغا محمد خان قاجار هم موسیقی می نواخت هم زیارت عاشورایش ترک نمی‌شد هم به دستان نامبارک خود سر می برید وچشم در می آورد. چرا رفتار و کردار شما باید یاد آور احوال وی باشد؟ از فقه صفوی آموخته اید که با " باغیان ویاغیان»چنین قساوت مندانه عمل کنید؟ بد نیست آن فقه را کمی هم به اخلاق بیامیزید و جان و مال و آبروی آدمیان را حرمت بگذارید. زندانهای شما خبر از خدایی خونخوار می دهند که از قتل وتجاوز باکی ندارد و پرده ناموس بندگان را می درد. از چنین خدایی به خدای عادل رحیم پناه برید و بر این بی رحمی ها و جنایات نقطه پایان بگذارید.
***************************************

 می بینم که وام از غزالی و سعدی می گیرم و نصیحة الملوک دیگر می نویسم و از سلطان تقاضای عدل ورحمت برای رعیت می کنم و چه جای شگفتی است؟ نه نظام ما نظامی مردم سالار است نه مردم ما شهروندان حقّ مدار. بل همچنان سلطانی داریم ورعیتی . " اینک ز بنده دعوی وز محتسب گواهی".

 سعدی گفت : "دو چیز حاصل عمر است: نام نیک و ثواب". شما هم برای نام نیک این جهان و پاداش کلان آن جهان ، در این "نصیحةالملوک" به عین عنایت بنگرید. ابراهیم نبی از خدا نام نیک می خواست: " و اجعل لی لسان صدقٍ فی الآخرین" شما هم که از نام نیک نمی گریزید. از صحبت دوستی برنجید که بد را حَسَن و خار را سمن و عیب را کمال و زشتی را جمال می نماید

 کو دشمن شوخ چشم چالاک تا عیب مرا به من نماید؟
 من دشمن چالاک شما نیستم اما ناقد بی باک شما هستم و در کار شما عیوب بسیار می بینم که اگر بنویسم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ می شود. من در این مخاطبۀ پر مخاطره آبروی فقر و قناعت را می خرم و نام نیک و ثواب می طلبم. پروای حقیقت و مصلحت مرا به این خطر می خواند که بجای شربت شیرین مدح ،داروی تلخ نقد را در کام شما بچشانم.

 زان حدیث تلخ می گویم ترا تا ز تلخی ها فروشویم ترا

 بر این رعیّت فرشته فطرت رحمت آورید که در چنگال دیو استبداد همچنان اسیرند، نه لبخند بر لب دارند نه ایمان در دل نه نان در سفره ، نه دانش در دفتر ، نه نشاط عیشی نه درمان دلی. محتسبان لبخندشان را ربوده اند و واعظان شحنه شناس ایمانشان را. مفسدان نانشان را بریده اند و جاهلان دفتر معرفتشان را دریده اند. نه رنگ دادگری را می بینند نه چهره آزادی را . گران از تکالیف و تهی ازحقوق.

 رهبرانشان شب و روز ارجوزۀ عدالت می خوانند و بدنیا درس مهر و کرامت می دهند. اما خود زندان ها را از قساوت انباشته اند و جامعه را به عفونت دروغ و ریا آغشته اند. درس غلامی به مردم می آموزند و رشته بندگی بر آنان می آویزند و در " رسم ناقدکشی و شیوه شهر آشوبی " استادند. صد خرده بر دیگران می گیرند و اما خرده ای انتقاد بر خود را نمی پذیرند. خدا و دیانت را سپر بی کفایتی های خود نموده اند و خود راقوم برگزیده و ولی ٌ مقرب خدا وانموده اند. یحسبون کل صیحة علیهم. هر نصیحتی را صدای دشمن و هر ندای مخالفتی را نوای اهریمن می دانند. کارشناسان مقدس تراشی اند ومهندسان خبره زنجیربافی. قاتلان بی باک مروت و سارقان چالاک حریّت.

 بر این بندگان بندی رحمت آورید که چون غلامان غمگین در اسارت ولایت شمایند تا زنجیر غلامی وقفل غمناکی شان بشکند و برق دلیری و شادمانی در چشمان نمناکشان بشکفد.

 "یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم" ، قومی جامه ونان و جان و جوانشان را دادند اما به آنان اجازه یک انتقاد و اعتراض ساده ندادند و جواب مطالباتشان را با داغ و درفش آبداده دادند؟

 " با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل" جواب مراجع را هم با سنگ داد؟ و بهمه ناقدان اعلام جنگ داد؟

 آن کو تو را به سنگدلی گشت رهنمون ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

آقای خامنه ای
 حرف جدّی من با شما این است که حرف خود را جدّی بگیرید. حالا که صحبت از نقد میکنید، نسیه اش نگذارید، آنرا نقد کنید "چونکه آنرا کاشتی آبش بده". تا رعیّت به صداقت شما شهاد ت دهند و از برکاتش فایدت برند. از چه می ترسید؟ مبادا حشمت و جلالت شما بشکند؟ مگر دل است که شکستنش گناه باشد؟ تازه "از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک؟" درآن شکستن صد برکت هست: سلامت میهن، سعادت رعیّت ، پالایش فرهنگ ، نام نیک ، شکستن طلسم غلامی و دمیدن روح دلیری ، تعدیل انحرافات و تقویم اعوجاجات و تصحیح اشتباهات… از این بیشتر چه می خواهید؟

 من و دل گرفدا شویم چه باک؟ غرض اندر میان سلامت اوست

 از مولوی بیاموزید و چهره متبسّم اسلام باشید ، نگذارید نامتان در زمرۀ بانیان و حامیان قراءت فاشیستی ازاسلام رقم بخورد. "ذاک دعوای وها انت وتلک الایام".

 من از نوشتن این نامۀ مشفقانه تنها فتح باب نقد را امید می برم و بس وگرنه آنچه باید بر سبیل نقد گفته شود چندان است "که گرصد نامه بنویسم حکایت همچنان آید" .دیگران باید از راه برسند و از شما بپرسند دیوار وطن چرا خم شده است و جویبار فرهنگ چرا آلوده است و آسمان آزادی چرا ابری ست وچهرۀ دین چرا عبوس است وکمر عدالت چرا شکسته است وچشم هنر چرا گریان است و دل دانش چرا پریشان است و جان و آبرو چرا اینهمه ارزان است و داعیان شعار نه شرقی و نه غربی چرا در هوس پی افکندن یک "شوروی" دیگرند و هوای سیاست چرا مرگزاست و شکم اقتصاد چرا فربه از اختلاس وحرام است؟ کشتی انقلاب چرا کژ مژ می رود و ترکیۀ سکولار چرا از ایران دیندار بیش تر دل می برد؟

 و چرا
 جاهلان سرور شدستند و ز بیم عاقلان سرها کشیده درگلیم

 می توانستم این نامه را نهانی روانه کنم تا " به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد" بدست شما برسد اما رواتر دیدم که طبل زیر گلیم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم بل بلاغ مبین کنم و بر سر مناره فغان برآورم و " به پیش شحنه بگویم که صوفیان مستند" .

 بقدر طاقت خشم خود را فرو می خورم و با دلواپسی عمیق از آینده کشور و بی کفایتی های ویرانگر وایران سوز، صبورانه سرکشی های قلم را مهار میکنم و درست گویی را به درشت گویی نمی آمیزم و خطاب بی عتاب می کنم، وسخن بنرمی و آزرم می گویم تا دلی را به نصیحت گرم کنم وسلطانی را از سوء سیاست برهانم.

 پست می گویم باندازۀ عقول عیب نبود، این بود کار رسول
 نرم گو لیکن مگو غیر صواب وسوسه مفروش در لین الخطاب

 رهبری حق شما باشد یا نباشد ،نقد رهبری بی شبهه حق مردم است وگوش کردن به نقد آنان تکلیف شما.آنهم در علن نه در خفا.

 صد محفل و مجلس برای تائید ولایت فقیه بر پا می‌کنید یکی‌ هم برای نقد و آسیب شناسی‌‌اش بر پا کنید.صد مداح و ثنا خوان در روز نامه و صدا و سیما دارید ،یک نقاد را هم تحمل کنید. نه فقط تحمل که تشویق کنید تا عیب شما را آشکارا بگویند. زیان نمیکنید. خشونت نقد را بچشید ، خاصیت‌ها دارد. دانشگاه‌ها را بگذارید حقیقتاً دانش گاه ودارالعلم باشند . راضی‌ مشوید که حرامیان و راهزنان دهان و استخوان دانشجویان را بشکنند و چشمشان را در آورند . دشنه را به مصاف دلیل نفرستید. بگذارید افکار شاخ یکدیگر را بشکنند. از زوال ایمان جوانان نهراسید. 
 
دشمن‌ترین دشمنان ایمان ، مستبدان اند نه نقادان . به مغرب زمین نگاه کنید . سه‌ قرن است گزنده‌ترین و کوبنده‌ترین مخالفت‌ها و دشمنی‌ها رابا دین کرده و میکنند ، اما دین داری معرفت اندیش همچنان بالنده و باقی‌مانده است. کلیسا‌ها چراغشان روشن است. کتاب‌های محققانه در تاریخ و فلسفه و علم و دین ، بهتر و بیشتر از کشور ما به بازار می آیند.عاقبت ماندنی‌ها می‌‌مانند و رفتنی‌ها چون کفی بر آب می‌‌روند. 
 
دشمنان با انبیا بر می‌‌تنند پس ملایک رب سلٌم می‌‌زنند
 کاین چراغی را که هست اونوردار از دم و پف‌های دزدان دوردار

 آنقدر جامعه را چون کودکی تر و خشک نکنید و پستانک ولایت به دهانش نگذارید .خدایی نکنید بل خدا را در میان آورید ! هر جا عدالت و خلاقیت و رحمت و حرّیت هست ، خدا هم هست. خدایی که ما میشناسیم و می‌‌پرستیم موصوف به این او صاف است. جامعه را لبریز از عدالت و رحمت و خلاقیت کنید ، خدایی می‌‌شود.به قشور و ظواهر دل شاد مکنید و حقیقت را به مجاز نفروشید .

 " غرّه مشو که گربه عابد نماز کرد ".

 آقای خامنه‌ای
 من و شما افسانه می‌‌شویم ، اما این نامه ها جاودان می‌‌ماند ، چون پنجره‌ای به روی آینده و چون آینهِ یی برای آینده گان که چهره ریاست شما را می‌‌نماید و قصه زعامت شما را می‌‌خواند.

 باری چو فسانه میشوی ای بخرد افسانه نیک‌ شو نه افسانه بد

 به منزل نخستین قدم بگذارید و به منزله‌ نخستین قدم ، بگذارید این نامه را همگان بخوانند ، آن هم به فراغت نه به تشویش ، در روز نامه‌ها نه در شب نامه ها، در علن نه در خفا. با رعیت فتح باب گفتگو کنید و به آنان جواب علنی بدهید و از"استبداد دینی تان "دفاع کنید .این نامه را خود بر مردم بخوانید وگر نه مردم بر شما خواهند خواند که:" من نام لم ینم عنه "از کثرت این گونه نقد‌ها و نامه‌ها نترسید.اگر رشته عدالت محکم شود ، عده این نامه‌ها هم کم میشود. اگر هم نشد ، آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ کمترین حرمت به حقوق رعیت آن است که سخنش شنیده و سنجیده شود. این باب را گشاده نگاه دارید که صد گشایش در آن است.قدر این قلم‌های بی‌ طمع را بدانید و تا سیلی روزگار در نرسیده حلوای نقد رایگان را نوش جان کنید.

 نه فخری است برای جمهوری اسلامی و نه نام نیکی‌ برای شما که ناصحان نا امن باشند . اما اگر باری به صاعقه غیرت یا به ساءقه مصلحت ، کارگردانان دیوان قضا فرمان یافتند تا صاحبان این قلم‌ها را در بند کنند ، بسپارید تا جرم دیگری برای‌شان نتراشند و بر گناه ناکرده‌ شان نام گناه دیگر ننهند و برایشان جامه تنگ جاسوسی ندوزند و نامه ننگ ناموسی ننویسند.خویشاوندانشان را نیزآزار مکنیدوهمسران وفرزندانشان را به سیاهچال ها مبرید ودر سردخانه ها منشانید ودست تجاوز وتطاول در شرافتشان دراز مکنید . جوانمردی را به جوانمرگی میفکنید.آیا می پسندید با فرزندانتان چنین کنند؟

 در پایان ، باز هم وامدار گفتمان مهربان سعدی هستم که رعیت وار باب نصیحت را با سلطان می‌‌گشود :
 شهی که پاس رعیت نگاه می‌‌دارد حلال باد خراجش که مزد چوپانی است

 وگر، نه راعی خلق است زهر مارش باد که هر چه می‌‌خورد او جزیت مسلمانی ست

قل اطیعوالله واطیعوالرٌسول. فان تولٌوا فانما علیه ما حمٌل وعلیکم ما حمٌلتم.وان تطیعواه تهتدوا وما علی الرٌسول الاالبلاغ المبین.هذابلاغ للنٌاس ولینذروا به ولیعلموا انما هو اله واحد.ولیذٌکٌر اولواالالباب
 .
 اوّل دیماه1390
 عبدالکریم سروش

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

تحریم فعال

مسیح علی نژاد
 انتخابات یک فرصت مطلوب برای طلبکار بودن از یک نظام طالب استبداد است.

 

 

فصل انتخابات است و باز، بازار احزاب و گروه‌هاي سياسي درتب و تاب مختص اين فصل، گرمتر از بازار جامعه است و همين عدم توازن نيز كافي است تا مسووليت چهره های شاخص سیاسی و تحلیلگران براي سامان دهی و ارزیابی آراي سرگردان جامعه دشوار‌تر باشد.

 

در انتخابات مجلس هفتم طيفي از اصلاح‌طلبان كه قصد شركت در انتخابات را داشتند با آن طيفي كه قصد ترك ميدان را داشتند، روبه‌روي يكديگر ایستاده بودند و نزاعي میان اصلاح طلبان در حاکمیت آغاز‌ شده بود كه در نهايت بخش چشمگيري از اصلاح‌طلبان اگر چه نام تحریم را بر عمل سیاسی خود نگذاشتند اما طی بیانه ای اعلام کرده بودند که حاضر به شركت در انتخابات نیستند.

اين كشمكش اصلاح‌طلبان را به دو نيمه تبديل ساخت كه در انتخابات رياست‌جمهوري نهم هر نيمه پي يك كانديدا رفتند اما همان اتفاق اين بار براي نيمه‌اي كه خود روزي به توصيه بزرگانش براي شرکت در انتخابات عمل نكرده بود رخ داد. بدان معني كه در انتخابات رياست‌جمهوري نهم اين بخش از اصلاح‌طلبان خود به دو دسته ديگر تقسيم شدند و كساني كه خود در انتخابات مجلس هفتم شركت نكرده بودند این بار طيفی از دانشجویان را در گروه خود داشتند كه حاضر نبودند در انتخابات رياست‌جمهوري شركت كنند.

 

زنجيره‌اي در دایره ی اصلاح‌طلبان با القابي همانند «سنتي»، «پيشرو» و «جنبش دانشجويي» شکل گرفته بود که يكديگر را مورد عتاب و خطاب قرار مي‌دادند و هر يك ديگري را در از دست دادن بزنگاه‌هاي مهم انتخاباتي مقصر قلمداد مي‌کردند تا در نهايت ديوار آنان كه از قدرت كمتري در عرصه‌هاي كلان برخوردار بودند كوتاه‌تر از ديگران به نظر می رسید و محكوم به سرزنش ابدي می شدند که چرا انتخابات را تحریم کردند.

 

در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اما حلقه ی تحریم کنندگان کمی تنگ تر شد و در یک انتخابات چند قطبی شمار بیشتری از گره های طرد شده از اردگاه های مختلف سیاسی به حلقه ی اصلاح طلبان پیوستند و حتی به طنز و مزاح بسیار مطرح می شد که آقای کروبی کابینه ی محذوفین نظام را تشکیل داده است. یعنی تمامی نزدیکان آقای کروبی کسانی بودند که به نوعی از دایره تصمیم گیری نظام حذف و حداقل چند باری زندانی یا احضار و محاکمه شده بودند.
اما همین مشارکتِ حداکثری در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خود آغاز یک دوره سیاسیِ جدید در ایران شد که اعتراضات شکل گرفته پس از این انتخابات حذف شدگان بیشتری را در دل یک جنبش متکثر گرد هم آورد . 


این روزها باز فصل انتخابات مجلس است و اینبار بگو مگوهای انتخاباتی بیش از آنکه میان گروه های منتقد و معترض، جریان داشته باشد بیشتر از سوی خود حاکمیت مطرح می شود. تا آنجا که حتی مصلحیِ وزیرِ اطلاعات هم مصلحت را در این می بیند که در مقام یک چهره ی امنیتی به جای پرداختن به مسايل مهم امنیتی، سخن از ائتلافِ انتخاباتیِ جنبش سبز و جریان انحرافی به میان آورد. باهنر از اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات دعوت کند. همین خود گواه است که آنها برای واقعی نشان دادنِ رقابت های انتخاباتی حاضرند رقیب خیالی بسازند و در عرصه های بین المللی نیز چنین وانمود کنند که حساب ایران از دیگر کشورهای منطقه جداست. به این معنی که اگر در کشورهای دیکتاتوری، خیزش و جنبشی برای برانداختن دیکتاتورها در گرفت حساب آن را باید از ایران جدا دانست چرا که از منظر آنان گروه های سیاسی در ایران هنوز راه تغییر را گذر از گذرگاه های انتخاباتی می بینند. در حالی که چنین نیست و چهره های شاخصِ منتقد حاکمیت صریح و سریع اعلام کرده اند که دیگر امید و اعتمادی به صندوق های انتخاباتیِ حاکمیتی که پاسخگوی به تاراج بردن آرای مردم در انتخابات گذشته نبوده، وجود ندارد .
رهبری جمهوری اسلامی نیز در کسوت بالاترین مقام سیاسی ترجیح می دهد در خطبه آخرش بار دیگر نگرانی و دغدغه اش از انتخاباتِ پیش رو را پیش کشد و بگوید اگر در در کشورهای دیگر انتخابات با خباثت ها و کشت و کشتار همراه بوده، در ایران چنین نیست. انکار کشتار انتخاباتی در ایران پس از گذشت دو سال از خرداد ۸۸، در حالی که حداقل تا کنون خانواده ی ۵۲ نفر از کشته شدگان به صورت رسمی با رسانه ها مصاحبه کرده و جان باختن اعضای خانواده ی خود در جریان اعتراضاتِ انتخاباتی را مورد تایید قرار داده اند معنایی جز این ندارد که برای مقام اول کشور نیز مهم است تا بار دیگر در عرصه های بین المللی نشان دهد آنچه در صدر اخبار ایران قرار دارد انتخابات است و هنوز چهره های سیاسی و خطبه های مهم کشور حول این محورِ قانونی می چرخد. مصرفِ داخلیِ سخنانِ مصلحی، خامنه ای و باهنر و لاریجانی چندان موردِ نظرِ این سیاستمداران نیست. آنها می دانند که مردم نیز عمقِ فاجعه ی انتخابات را می دانند بر این اساس رویه ای که در سخنان اخیر خویش اعمال می کنند، نگاه و نظر به عرصه های خارجی دارد و مصرفِ این سخنان مشخصا در سطوح بین المللی قابل ارزیابی است.


هر چقدر هم که مقامات ارشد جمهوری اسلامی برای مصارف خارجی سخنانی را در مورد انتخابات پیش روی ایران مطرح کنند باز هم رازِ صندوق های خاورمیانه را هیچ کسی بهتر از خود مردم نمی دانند که چگونه در پس هر انتخاباتی ناگهان سیاه چاله ای در قدرت سر باز می کند. با این همه اما اینک یک فرصت تاریخی پیش روی مردم ایران است که می توانند هر روز که به انتخابات نزدیکتر می شوند بگویند که چرا «امیدی به انتخابات نیست».
انتخاباتی که کهریزک داشت، خروار خروار جنازه در گورستان ها داشت که قاتلان شان هرگز مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته اند. فوج فوج فراریان از خانه داشت که در کشورهای دیگر آواره شده اند، ممنوع الخروج و ممنوع الورود بلاتکلیف داشت که از حقوق اولیه خود برای یک زندگی معمولی محروم ماندند. ترورها ی مشکوک و توقیف های مکرر رسانه ها را داشت. دزدیدن جنازه ها را به همراه داشت که حتی دزدان رای، خودشان مدعی خون کشته شدگان شدند. این حکایت تاریخی برای ایرانیان آشناست و منحصر به انتخابات سال ۸۸ نیست اما پس از این انتخابات مردم یاد گرفته بودند بعد از سی سال اولین اعتراض بزرگ را در دل خود ایران و در کف خیابان های کشور خودشان پی بگیرند.


مردمی که می دیدند وقتی سنی های عراق به ایاد علاوی، یک شیعه شناسنامه ای که خواهان یک حکومت سکولار در عراق بود رای دادند، سیاستمداران ایرانی که در خود ایران به قواعد ساده دموکراسی پایبند نیستند، چگونه وارد معرکه شدند و قاعده بر هم زدند وگفتند « به یقین تقلب شده است» و به حمایت از شیعیان اسلامگرای عراق، انتخابات آنها را باطل خواندند.
در چنین کشوری مردم ایران یاد گرفته بودند بدون هیچ حمایت خارجی خودشان حماسه ساز شوند و انتخابات حکومت را به چالش بکشند. اما حال که موسوی در کسوت نامزدِ معترضِ همان انتخابات از حصر پیام می دهد که دیگر امیدی به انتخابات نیست و زندانیان سیاسی نیز از داخل زندان بیانیه حمایت صادر می کنند چه؟.


در چنین شرایطی انتخابات یک فرصت مطلوب برای طلبکار بودن از یک نظام طالب استبداد است. مردم ایران در برهه های متفاوت ثابت کردند که با سیاست قهر نیستند بلکه گرفتار قهر سیاستمدارانی شدند که انتخابات آزاد را بر نمی تابند. بر این اساس باید از فرصت انتخابات برای چالش کشیدن سیستمِ انتصابات بهره جست. چاره ی کار این است که تحریم به شیوه ی منفعلانه را باید به مشی فعال بدل کرد. اگر وزیر اطلاعات دولت مدعی است که اصلاح طلبان و جریان منتقدِ نظام برای انتخابات پیش رو برنامه ای در سر دارند بی شک باید به ابعاد پنهان این ادعا پرداخت . واضح است که آنها برای داغ کردن تنور انتخابات یک بار دیگر نیازمندِ آن هستند که بازی را با بازیگردانانِ بیشتری پیش ببرند و در این رهگذر هیچ ابایی از طرحِ مباحثِ ناراست نخواهند داشت.


مردم خاورمیانه اما عادت دارند به دلهره هایی که در یک تاریخِ تاریک برای شان رقم زده اند و به چراغ های پرامیدی که خودشان بر سر در خانه های خاندان متعصب و کهنه اندیش برافراشته اند تا روشنی ساز باشند. بخش هایی از مردم ایران نیز هم بارها نشان داده اند که تن به قانون قهریِ قدرت طلبان نداده اند و در بزنگاه های مهمِ اعتراضاتی از جمله خرداد ۸۸ هم نشان داده اند که خانه نشینان ابدی خاورمیانه باقی نخواهند بود. از این رو شاید هر روز که به انتخابات نزدیک می شوند بتوانند بگویند خانواده های کشته شدگانِ انتخاباتی نماینده ی واقعی آنها هستند. هر روز که به انتخابات نزدیک می شوند نام زندانیِان سیاسی را به عنوان نماینده ی خود معرفی کنند و از فرصتِ انتخابات بهره بگیرند برای اینکه نشان دهند نمایندگانِ واقعیِ این بخش از جامعه ی ایرانی، کسانی هستند که در خود ایران زندگی می کنند اما انتخابات زندگی شان را ویران کرد و آنها پای صندوقِ آرای به تاراج رفته نخواهند رفت.

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس 

۱۳۹۰ مرداد ۷, جمعه

مهدی خزعلی و کم‌کاری ما - مجتبی واحدی

مهدی خزعلی هيچ‌گونه مشکل شخصی با حکومت نداشت و اگر به خاطر دفاع از زندانيان مظلوم و به طور کلی معترضان به زورگويی حاکميت نبود هم‌اکنون می‌توانست از رانت بی‌انتهای "انتساب به آيت‌الهی خزعلی" بهره‌مند باشد . پس وظيفه‌ی ما نسبت به او مضاعف است اما متأسفانه حتی در انجام وظيفه‌ی عادی نسبت به او يعنی پوشش‌دهی مناسب نسبت به خبر دستگيری، ضرب‌وشتم و اعتصاب غذای او کوتاهی کرده‌ايم، که اين کوتاهی ممکن است هيچ‌گاه قابل جبران نباشد 
مهدی خزعلی را برای اولين و آخرين بار در پاييز يکهزار وسيصد وشصت در منزل پدری ديدم . او به همراه مادر عزيزش به منزل ما آمده بود تا درگذشت مادر بزرگ مرا به پدرم و ساير بازماندگان تسليت بگويد . پس از آن هيچگاه او را نديدم تا آنکه در سال هشتاد ، ناچار شدم نام او را در صفحه اول روزنامه آفتاب يزد به چاپ برسانم .

علت چاپ نام مهدی خزعلی در صفحه اول آفتاب يزد اظهار نظر عجيب او در خصوص برنامه «‌هويت» و «سعيد امامی» بود . تا آنجا که به خاطر دارم از ميان سخنان آقا مهدی اين جمله را انتخاب کردم که «به همت بلند حاج سعيدآقا، برنامه هويت ساخته شد». کسانی که از ماهيت برنامه «هويت» و نيز از شخصيت «سعيد امامی» شناخت داشتند می توانند حس مرا در هنگام انتخاب اين تيتر برای صفحه اول آفتاب يزد درک کنند. اين حس يک بار ديگر در من احيا شد؛ درست زمانی که در سال ۸۲ ، مقاله ای در مورد محمد نوری زاد در آفتاب يزد به چاپ رساندم ودر آن به اين جملات از مقاله نوری زاد در هفته نامه يالثارات اشاره کردم که «زيارت عاشورا بخوانند و در خواندن زيارت عاشورا، هرکجا به نام حسين برخورد کردند مطمئن باشند که با خامنه ای سخن می گويند و گرنه، الفاظ نشخوار کرده اند»‌. در آن زمان حس خوبی به نوری زاد نداشتم همانطور که به هنگام چاپ اظهارات مهدی خزعلی ، به شدت از او دلخور بودم . اما چرخش روزگار، بسياری از حقايق را بر من و گروه کثيری از اصلاح طلبان آشکار ساخت. 
تا قبل از نمايش انتخاباتی سال هشتاد وهشت، متأسفانه يک خط کشی دستوری در جامعه سياسی ايران وجود داشت که به موجب آن هر کس تنها می توانست از ميان «اقتدارگرايی و بهره مندی های آن» يا «اصلاح طلبی و گرفتاری های ناشی از آن» يکی را انتخاب کند اما رفتار غير خردمندانه و خودخواهانه سران نظام جمهوری اسلامی در کودتای ۸۸ ، علاوه بر رسواسازی بی سابقه سران حکومت، دسته بندی جديدی در فضای سياسی ايران ايجاد نمود .

در اين دسته بندی ، کسانی که از ظلم و جور حاکميت غير پاسخ گوی ولی فقيه به ستوه آمده بودند بدون توجه به گرايش های سياسی پيشين در کنار هم قرار گرفتند و دسته دوم از کسانی تشکيل شد که معتقد بودند ولی فقيه حق دارد هر کاری انجام دهد حتی مطلقه کردن همسر رئيس دولت بدون اذن و اطلاع او!

در ميان معترضان به مظالم و جنايات دولت کودتايی و رهبر غير پاسخ گو ، افرادی از جناح محافظه کار - اصولگرايان - نيز به چشم می خوردند که اعتراض آنها به جنايات و زورگويی های بعد از کودتا ، در مراتب و درجات مختلف قرار داشت .

عده ای از آنها ، درخواست مکرر و گاه ملتمسانه رهبر برای محکوم کردن فتنه را بی پاسخ گذاشتند و گروهی خواستار مدارا با معترضان شدند . اما دو چهره از ميان اصولگرايان سابق ، نام خود را برای هميشه در تاريخ ثبت کردند و قطعاً فرزندان و نوادگان آنها ، برای هميشه به نام «نيا»ی خويش خواهند باليد . اين دو، دکتر محمد نوری زاد و دکتر مهدی خزعلی هستند. 
نگاهی به سوابق اين دو مرد بزرگ نشان می دهد که آنها از جايگاه تثبيت شده ای در داخل نظام برخوردار بودند و اگر نبود خصلت آزاديخواهی ، مردم دوستی و خداترسی ، هيچگاه با رنج های فراوان جسمی و روحی که بزرگترين آنها ، هم صحبتی با بازجويان و مأموران بی سر وپا ، بی فرهنگ و خدانشناس بوده و هست مواجه نمی شدند .

مهدی خزعلی و محمد نوری زاد در دوسال اخير، بزرگترين افشاگری ها را در خصوص آنچه در زندانهای جمهوری اسلامی و به ويژه بر زندانيان سياسی می گذرد افشا کردند و حقايق انکارناپذير « ايران ِ پس از کودتا » را برای جهانيان افشا کردند. بزرگ ترين خدمت محمد نوری زاد و مهدی خزعلی به جنبش اعتراضی مردم ايران اين بود که بسياری از اصولگرايان را نسبت به صداقت و حقانيت رهبری و زيردستان او مردد ساختند. همراهی طولانی مدت مهدی خزعلی و محمد نوری زاد با رزمندگان دوران جنگ هشت ساله، امتياز ديگری بود که اقدامات اين دو را از فعاليت های ساير معترضان، متمايز می ساخت.

اما در آن سوی ماجرا ، همين ويژگی ها، موجب کينه توزی عميق حاکميت نسبت به نوری زاد و خزعلی شد . محمد نوری زاد در نامه ای به رئيس بی اراده قوه قضائيه ، بخشی از رفتارهای غير انسانی مزدوران حکومت با خويش را افشا کرد و البته دهها برابر آن به افشاگری پيرامون رفتار زندان بانان و بازجويان با ساير زندانيان مظلوم پرداخت تا نشان دهد دغدغه او نسبت به ديگران ، بيش از نگرانی های شخصی است .

مهدی خزعلی هم با آگاهی رسانی به جامعه نسبت به تجمعات اعتراضی و وحشت حاکميت از حضور معترضان در خيابان ، به خوبی حق طلبی خود را به نمايش گذاشت و بخشی از مفاسد درون حاکميت را که به دليل انتساب به ايت اله مهدی خزعلی از آنها با خبر بود به اطلاع عموم رساند .

محمد نوری زاد و مهدی خزعلی ، هريک با روش ويژه خويش به ياری جنبش اعتراضی پرداختند که انصافا مستوجب تحسين است . نوری زاد ، با تحمل حبس ، توهين و شکنجه ، پاسخ اقدامات خود را گرفت و البته با قدرشناسی عمومی هم مواجه شد . او يک بار هم مجبور به اعتصاب غذا شد اما بلافاصله با درخواست های مکرر مهدی کروبی ، مير حسين موسوی ، مهدی کروبی و بسياری از فعالان جنبش سبز مواجه شد که ضمن ادای احترام به او ، شکستن اعتصاب غذای وی را خواستار شدند . مهدی خزعلی نيز اگرچه دوره کوتاهتری از حبس را تجربه کرد اما علاوه بر تعدد دفعات حبس ، با مشکلات ديگری نيز مواجه شد و در آخرين انتقام گيری کينه توزان حکومت ، اينک به زندان افتاده وبنابر اخبار واصله ، با رفتار غير انسانی و وحشيانه زندانبانان مزدور مواجه است .

او در اعتراض به رفتار زندانبانان با خود و ديگر زندانيان ، دست به اعتصاب غذايی زده که امروز وارد دهمين روز می شود اما متأسفانه در غياب پيشتازان جنبش سبز - که امروز خودشان زندانی نظام هستند - آنگونه که بايد وشايد نسبت به او ادای دين نشده است .

مهدی خزعلی ، هيچگونه مشکل شخصی با حکومت نداشت و اگر به خاطر دفاع از زندانيان مظلوم و به طور کلی معترضان به زورگويی حاکميت نبود هم اکنون می توانست از رانت بی انتهای « انتساب به آيت اله خزعلی » بهره مند باشد . پس وظيفه ما نسبت به او مضاعف است اما متأسفانه حتی در انجام وظيفه عادی نسبت به او يعنی پوشش دهی مناسب نسبت به خبر دستگيری ، ضرب و شتم و اعتصاب غذای او کوتاهی کرده ايم که اين کوتاهی ممکن است هيچگاه قابل جبران نباشد .

پس تا دير نشده به خود آييم و مظلوميت و حق طلبی مهدی خزعلی را به گوش همگان برسانيم . به هوش باشيم کوتاهی های امروز ما ، علاوه بر به خطر انداختن جان خزعلی و ساير زندانيان شجاع، توصيفی از نسل ما در تاريخ ثبت خواهد کرد که در خوش بينانه ترين حالت، متهم شدن به کم همتی نسبت به نيروهای از جان گذشته خودمان خواهد بود.

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

«جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم کرواسی شد

جایزه بهترین فیلم جشنواره «پولا» کرواسی به «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی رسید.

به گزارش ایسنا، پنجاهوهشتمین جشنواره فیلم «پولا» در کرواسی روز ۲۳ جولای اوایل هفته به کار خود پایان داد و فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی درمیان آثار سرشناس کارگردانان بزرگ اروپایی موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم این رویداد سینمایی شد.

در بخش مسابقه بین‌الملل این جشنواره ۲۱ فیلم حضور داشتند که از آثار برجسته حاضر در آن می‌توان از«مالیخولیا» لارس فون تریر، «ما یک پاپ داریم» نانی مورتی و «ایثار» چن کایگه اشاره کرد.

«جدایی نادر از سیمین» که طی ده روز گذشته جایزه بزرگ بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره‌ سن پترزبورگ روسیه و جایزه اول جشنواره‌ «زردآلوی طلایی» ارمنستان را دریافت کرد،با دریافت جایزه‌ی جشنواره‌ی کرواسی،سومین جایزه‌اش را طی ۱۰ روز گذشته گرفت.

برنده خرس طلای بهترین فیلم و دو خرس نقره‌ای برای مجموعه بازیگران در جشنواره‌ برلین که ماه گذشته موفق به کسب جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره سیدنی استرالیا شد، تاکنون در جشنواره‌های برلین، هنگ کنگ، بوینس‌آیرس، بخارست، ترانسیلوانیا و استانبول به نمایش درآمده است.

این فیلم که از ۱۸ خرداد در سینماهای فرانسه به‌روی پرده رفته است، هم‌اکنون درمیان ۱۰ فیلم پرفروش سینمای فرانسه قرار دارد و تاکنون بیش از ۴۰۰ هزار تماشاگر را جذب خود کرده است.

«جدایی نادر از سیمین» از روز ۲۵ خرداد در بلژیک و ۲ تیر در تایلند به‌روی پرده رفته است و طبق برنامه از روز ۱۱ اوت (۲۰ مرداد) در هلند و هشتم سپتامبر (۱۷ شهریور) در سینماهای سوئیس نمایش خواهد داشت.

این فیلم با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت می‌شود.

«جدایی نادر از سیمین» در ادامه‌ اکران جهانی، از روز ۲۵ دسامبر (۴ دی) به‌طور هم‌زمان در ایتالیا و نروژ نمایش خواهد داشت و طبق برنامه‌ اعلام‌شده از روز ۶ ژانویه سال آینده میلادی (۱۶ دی) در سینماهای برزیل نمایش خود را آغاز خواهد کرد.

وزیر کشور: فیس بوک، ماهواره و چت از مصادیق جنگ نرم هستند!

بعد از آنکه وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی تجهیزات ماهواره ای را از مصادیق "براندازی نرم" اعلام کرد، وزیر کشور نیز فیس بوک، ماهواره و چت را از مصادیق جنگ نرم اعلام کرد که به زعم وی غرب تلاش دارد با استفاده از سیستم الکترونیک و دنیای مجازی ناهنجارهای اجتماعی و از هم پاشی خانواده‌های ایرانی را در دستور کار خود قرار دهد.

 به گزارش ایلنا، محمد مصطفی نجار در جلسه بررسی امنیت اجتماعی در صحن مجلس با تشریح وظایف شورای امنیت گفت: شورای امنیت توانست با بررسی معضلات ناامنی که ریشه در مسایل اقتصادی و اجتماعی دارد سیر جرایم خشن را کاهش دهد و فتنه ۸۸ را ساماندهی کند.

 وی همچنین با اشاره به بررسی مشکلات شهرک‌های اقماری، اعطای امان نامه به عناصر محارب، مقابله با سارقین حرفه‌ای ، مقابله با تروریسم و محافظت از شخصیت‌های برجسته علمی ‌گفت: شورای امنیت توانست با تخصیص ۹۷ درصد اعتبارات مرزبانی‌ها را تقویت کرده و با رشد ۱۷ درصدی حجم اعتبارات که از سوی دولت و مجلس تدوین شد ساماندهی مناسبی برای مرزهای مشترک ایران با ۱۵ کشور منطقه فراهم کند.

 وزیر کشور دولت احمدی نژاد در ادامه سخنانش، "مصادیق جنگ نرم" را فیس بوک، ماهواره و چت بر شمرد و گفت: غرب با استفاده از سیستم الکترونیک و دنیای مجازی تلاش می‌کند ناهنجارهای اجتماعی و از هم پاشی خانواده‌های ایرانی رادردستورکار خود قراردهد که باید در طرح امنیت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

 چندی پیش سردار پاسدار مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح، پیرامون بخشی از زندگی خصوصی مردم گفته بود "اینکه ماهواره ممنوع است ولی بالای پشت‌بام‌ها هست، بیانگر عدم اراده جدی متولیان امر نسبت به قوانین و مقرراتی است که خودشان وضع می‌کنند... کف کار این است که قوانین مربوط به ماهواره باید اصلاح شود. اگر ما خودمان را در یک شرایط جنگی ببنیم که متأسفانه نمی‌بینیم، باید با قاطعیت با پدیده‌های فساد از جمله ماهواره برخورد شود..."

کاهش ۲۰ درصدی حجم آب موجود در ایران

حجم آب سدهای ایران از ابتدای سال ۱۳۹۰ تا اول مرداد در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته بیش از ۲۰ درصد کاهش داشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، هم اکنون ۲۹ سد کشور کمتر از ۲۰ درصد حجم خود ذخیره آبی دارند.

در همین دوره زمانی ۲۷ سد کشور در مقایسه با پارسال افزایش ورودی آب داشتند.

بنابه این گزارش، بیشترین میزان ورودی های آب به مخزن سدهای کشور، متعلق به استان خوزستان است.

بانک مرکزی ایران: مجلس بانک را از انتشار آمار منع کرده است

بانک مرکزی ایران اظهارات اخیر احمد توکلی، نماینده اصولگرای منتقد دولت در مجلس را رد کرده که گفته بود محمود احمدی نژاد به این بانک دستور داده است تا برخلاف رویه همیشگی خود، از انتشار آمار اقتصادی و مالی خودداری ورزد.

خبرگزاری فارس متن اطلاعیه بانک مرکزی را مخابره کرده که گفته است براساس قانون برنامه پنجم توسعه مصوب نمایندگان مجلس، انتشار آمار رسمی کشور بر عهده مرکز آمار محول شده و در صورتیکه مجلس در نظر دارد بانک مرکزی مجددا آمارهای تولیدی خود را منتشر کند، لازم است در این مصوبه تجدید نظر شود.

آقای توکلی در اظهارات خود گفته بود که دستور رئیس جمهوری به بانک مرکزی برای خودداری از انتشار آمار مغایر قانون برنامه پنجم توسعه است.

نزدیکان احمدی نژاد به 'وابسته کردن کشاورزی به بیگانگان' متهم شدند

یک نماینده مجلس، برخی اطرافیان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، را به تلاش برای لطمه زدن به استقلال غذایی این کشور متهم کرده است.

روز چهارشنبه، ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه)، سایت خانه ملت - خبرگزاری مجلس ایران - در گزارش های مربوط به جلسه رسیدگی به وضعیت واردات محصولات کشاورزی، اظهارات عباس رجایی، رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس را منتشر کرد که گفته است: "جریان انحرافی در حوزه واردات با شگردهای خاصی به دنبال از بین بردن استقلال غذایی کشور و وابسته کردن کشاورزی به بیگانگان است."

جریان انحرافی عنوانی است که مخالفان اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی نژاد، به او و همفکرانش در میان نزدیکان رئیس جمهوری داده و آنان را مسئول اصلی بروز اختلاف نظر بین آقای احمدی نژاد با آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی معرفی کرده اند.

اگرچه منتقدان اصولگرای آقای احمدی نژاد تا کنون "جریان انحرافی" را به انواع تخلف ها متهم کرده بودند، اما این نخستین باری است که یک نماینده مجلس از برنامه ریزی این جریان برای وابسته کردن غذایی جمهوری اسلامی سخن گفته است.

آقای رجایی در ادامه اظهارات خود علیه نزدیکان رئیس جمهوری گفت: "من فکر می کنم که یک جریانی در کشور تحت عنوان جریان انحرافی، توطئه ای را در بخش کشاورزی طراحی کرده که ما در بحث غذایی، به امنیت نرسیم."

این نماینده مجلس انگیزه نزدیکان آقای احمدی نژاد از تضعیف امنیت غذایی جمهوری اسلامی را شرح نداده اما افزوده است که شواهد زیادی برای اظهارات خود در دست دارد که اگر لازم باشد، مطرح خواهد کرد.

رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس یادآور شد که در سند چشم انداز بیست ساله اقتصاد ایران، امنیت غذایی یکی از بحث های جدی بوده که رهبر جمهوری اسلامی آن را مطرح کرده است و افزود: "ما همه ملزم هستیم به بحث مهم امنیت غذایی به صورت جدی بپردازیم."

عباس رجایی اظهار داشت که در پیگیری نظرات آیت الله خامنه ای، مجلس و کمیسیون کشاورزی در قانون افزایش بهره برداری بخش کشاورزی و قانون برنامه پنجم توسعه کشور موضوع مدیریت واردات را مطرح کرد و نمایندگان به آن رای دادند اما "این قانون به مرحله اجرا در نیامد و نقض شد."

به گفته این نماینده مجلس، "در سال گذشته که تعرفه ها می بایست به گونه ای باشد که همواره نرخ واردات بر مبنایی تعیین شود که در آن تولید کننده داخلی ارجحیت پیدا کند، تعرفه ها را صفر کردند تا به خیال خود، تنظیم بازار صورت بگیرد."

وی در عین حال به بروز خشکسالی در کشور اشاره کرد و با توصیف آن به عنوان "زلزله خاموش" هشدار داد که این وضعیت، بخش کشاورزی ایران را نابود کرده و کشاورزی در بسیاری از استان ها در حال نابودی است اما "کسی فکری برای بودجه آن نمی کند."

رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس در توصیف سیاست وراداتی دولت در سال های اخیر گفت: "در گذشته، تنها به کشور ما گندم وارد می شد و امروز، سیر، گردو، بادام، انگور، پرتقال و محصولاتی از این دست هم وارد می شود که بسیاری از این محصولات براساس آزمایش هایی که موسسات استاندارد انجام داده، کیفیت پایین دارند و همین محصولات با کیفیت پایین در مغازه ها تحت عنوان کیفیت بالا عرضه می شود."

وی به عنوان نمونه به واردات گوشت قرمز اشاره کرد و گفت در حالیکه در سال ۱۳۸۵، واردات این کالا به حدود دو هزار تن می رسید، این مقدار در سال ۱۳۸۸ به بیست هزار تن افزایش یافته و با اشاره با واردات دام زنده به کشور، گفت: "نتیجه این حرکت این است که تب برفکی در کشور به وجود آمده و یک رانت بزرگ و فساد اداری شکل گرفته است."

انتقاد از سیاست کشاورزی احمدی نژاد
رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس در جلسه علنی مجلس سخن می گفت که به منظور بررسی وضعیت واردات محصولات کشاورزی و با حضور صادق خلیلیان، وزیر جهاد کشاورزی، و مهدی غضنفری، سرپرست وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت، برگزار شده بود.

به گزارش خانه ملت، طی سال های اخیر، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با مقامات دولتی بر پرهیز از واردات غیرضروری تاکید داشته و نمایندگان مجلس نیز به طور مرتب از واردات محصولات کشاورزی انتقاد می کردند اما دولت واردات این اقلام را اهرمی برای کنترل و تنظیم بازار برای حمایت از مصرف کننده می دانسته است.

در این جلسه، احمد توکلی، نماینده اصولگرای منتقد دولت، با اظهار این نظر که "سلامت مردم و محصولات کشاورزی از طریق واردات ناسالم به خطر افتاده" با استناد به ارقام مرکز پژوهش های مجلس، گفت که دولت با زیر پا گذاشتن راهبردهای خودکفایی کشاورزی، واردات سرانه محصولات کشاورزی بین سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۹ از نظر وزنی شصت درصد افزایش یافته و از نظر ارزش دلاری سه برابر شده است.

نخستین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در تابستان سال ۱۳۸۴ آغاز شد در حالیکه درآمدهای ارزی ناشی از صادرات نفت خام ایران در مقایسه با سال های قبل از آن بهبود یافته بود و با افزایش سریع بهای جهانی نفت خام، این عواید در چند سال به سطح بی سابقه ای رسید.

آقای توکلی افزود که طی پنج سال مورد بررسی، ضریب خودکفایی کشور در زمینه های مختلف به شدت کاهش یافت و با یادآوری اینکه واردات برخی محصولات، از جمله میوه نیز به شدت افزایش یافته، این روند را نگران کننده توصیف کرد و گفت که سیاستگذاری دولت در بخش کشاورزی ناقص بوده و اظهار داشت که مجلس از ابتدا با این رویه مخالف بوده است.

این نماینده مجلس، که پیش از این نیز دولت آقای احمدی نژاد را به نادیده گرفتن قوانین متهم کرده است، گفت که دولت با دنبال کردن سیاست های کشاورزی مورد نظر خود، قانون را صراحتا نقض کرده است.

در ادامه مذاکرات روز چهارشنبه مجلس، ارسلان فتحی پور، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس هم از "مدیریت ناصحیح واردات" در سال های اخیر انتقاد کرد و گفت که این سیاست باعث بروز تلاطم در بازار داخلی برخی محصولات شده است.

وی ضمن تاکید بر لزوم مدیریت صحیح واردات کشاورزی، توصیه کرد که با اصلاح ساختار تولید در بخش کشاورزی، این بخش از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی تغییر شکل یابد.

در جلسه روز چهارشنبه، آقایان غضنفری و خلیلیان به سئوالات و انتقادهای نمایندگان پاسخ دادند.

در پایان این جلسه، محمدرضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس، گفت که مجلس تمامی تلاش خود را به خرج داده تا قوانین مورد نظر دولت برای ساماندهی واردات را تصویب کند و افزود که سیاست تنظیم بازار باید به نحوی اجرا شود که به تولید داخلی آسیبی وارد نسازد.

نایب رئیس مجلس همچنین از اینکه از آغاز اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، سهم حمایتی بخش های صنعت و کشاورزی از درآمدهای ناشی از اجرای قانون پرداخت نشده، گفت که این مساله باعث افزایش مشکلات کشاورزان شده است.

قانون هدفمندی یارانه ها پیش بینی کرده است که بخشی از عواید ناشی از حذف یارانه ها به واحدهای صنعتی و کشاورزی پرداخت شود تا به این وسیله، افزایش هزینه های تولید ناشی از حذف یارانه ها را جبران کند.


هشدار به ایران درباره 'اشتباه محاسباتی' مقابل آمریکا

ژنرال مارتین دمپسی، نامزد ریاست ستاد مشترک ارتش آمریکا، احتمال اشتباه محاسباتی جدی ایران در برابر ایالات متحده و نیروهای این کشور در عراق را زیاد دانسته است.

او روز سه شنبه در جلسه علنی بررسی صلاحیتش در کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا همچنین گفت ایران به احتمال زیاد بزرگ‌ترین خطر برای صلح جهان و ثبات منطقه خاورمیانه است.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی حضور نظامی ایالات متحده در کشورهای همسایه ایران، از جمله عراق و افغانستان را خطری جدی برای آرامش منطقه می‌دانند.

ژنرال دمپسی در پاسخ کتبی به سوالات سناتور دموکرات مستقل، جو لیبرمن، نوشت: "با فعالیت‌های اتمی ایران و فعالیت‌های غیرمستقیم این کشور در جنوب عراق، احتمال زیادی وجود دارد که ایران مرتکب اشتباه محاسباتی جدی درباره اراده آمریکا شود."

او سپس در جلسه کمیته سنا به سناتور لیبرمن که از مخالفان سرسخت حکومت ایران است و به محافظه‌کار بودن در عرصه سیاست خارجی شهرت دارد توضیح داد دولت ایران قصد دارد این تصور را به وجود آورد که مسبب خروج نیروهای آمریکایی از عراق خواهد بود.

آمریکا حدود ۴۶ هزار نیرو در نقش "پشتیبانی" در عراق دارد که مطابق جدول زمانی تعیین شده اگر توافق جدیدی بین واشنگتن و بغداد حاصل نشود، باید تا پایان سال میلادی جاری از این کشور خارج شوند.

بنا بر گزارش‌ها، دو طرف در حال مذاکره درباره ادامه حضور نظامی محدود آمریکا در عراق هستند ولی هنوز نتیجه این گفتگوها اعلام نشده است.

'تماس با مقام‌های ارشد'

ژنرال دمپسی گفت که هفت سال پیش ماموریتش در عراق خاتمه یافت، اما هنوز تحولات در این کشور را دنبال می‌کند و با "مقام های ارشدی" در این کشور در تماس است.

او از قول این مقام‌ها گفت: "به نظر آنها، هدف فعالیت‌های ایران در جنوب عراق ایجاد موقعیتی شبیه بیروت است تا این پیام را بفرستند که آنها بودند که ما را از عراق اخراج کردند."

به نظر می‌رسد منظور از "موقعیتی شبیه بیروت" واقعه حمله انتحاری روز ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ به پایگاه نیروهای بین‌المللی در پایتخت لبنان باشد که طی آن ۲۴۱ نظامی آمریکایی و شماری از سربازان فرانسوی کشته شدند.

چند ماه پس از آن حمله که به گروه حزب الله لبنان نسبت داده شده است، رونالد ریگان، رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، نیروهای این کشور را از لبنان خارج کرد.

ایران بارها دست داشتن در آن واقعه را رد کرده است، اما یک قاضی فدرال در سال ۲۰۰۳ میلادی با صدور حکمی دولت ایران را به اتهام حمایت از حزب الله لبنان، مسوول بمب‌گذاری بیروت دانست و جریمه مالی سنگینی برای دولت ایران در نظر گرفت.

ژنرال دمپسی در سال‌های نخست حمله به عراق، زمانی که ارتش آمریکا درگیر جنگ داخلی در این کشور شد، فرمانده لشگر یکم زرهی ایالات متحده بود.

او در جلسه کمیته سنا گفت وقتی آمریکا به جایی نیرو می‌فرستد، از این سربازان محافظت خواهد کرد و افزود کشورش تا زمانی که در عراق نیرو دارد برای دفاع از آنها به هر اقدامی دست خواهد زد.

باراک اوباما در ماه مه و در روز یادبود سربازان کشته شده آمریکایی، ژنرال دمپسی را به عنوان گزینه خود برای ریاست ستاد مشترک ارتش معرفی کرد.

در صورت موافقت سنا با این تصمیم، این ژنرال چهارستاره بلندپایه‌ترین مشاور نظامی رئیس جمهوری آمریکا خواهد شد.

تکرار اتهامات

رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا، چند روز پیش از ترک پنتاگون، حکومت ایران را متهم کرده بود که با افزایش کمک‌های نظامی به برخی گروه‌های شیعه عراقی می‌خواهد از ادامه حضور نیروهای آمریکا در عراق جلوگیری کند.

ماه ژوئن یکی از مرگبارترین ماه‌ها برای سربازان آمریکایی در عراق بود، به طوری که ۱۴ سرباز آمریکایی طی این ماه کشته شدند.

آقای گیتس گفت: "آنها (ایران) سلاح، فن‌آوری و آموزش ارائه می‌کنند و به وضوح به نظر می‌رسد قصدشان افزایش تلفات ما تا بیشترین میزان ممکن باشد، تا اولا از ادامه حضور نظامی ما (درعراق) پس از پایان سال میلادی جاری جلوگیری شود، و ثانیا، زمانی که ما عراق را ترک کردیم، به نظر برسد که آنها ما را از عراق بیرون کردند."

این اظهارات با واکنش همتای ایران رابرت گیتس مواجه شده بود، که آنرا اتهامی بی‌اساس دانست.

احمد وحیدی، وزیر دفاع ایران گفت: "این دروغ‌ها و ادعاها برای توجیه سیاست‌ها و اقدامات غلطی است که گیتس در دوره مسئولیتش در وزارت دفاع آمریکا انجام داده است."

با این وجود، دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز چندی پیش ایران را به ارسال تسلیحات پیشرفته به برخی گروه‌های شیعه عراقی متهم کرد و گفت: "باید با این کار، نه فقط در حال حاضر، بلکه به وضوح در آینده هم برخورد شود."


احمدی نژاد: تعطیلات در ایران کم است، پنجشنبه ها هم تعطیل شود

در حالی که ایران با دارا بودن 25 روز تعطیل رسمی بیشترین روزهای تعطیلی را در میان کشورهای جهان دارد، احمدی نژاد مدعی شد که ایران کمترین ایام تعطیلی را داراست و خواستار تعطیلی روز پنجشنبه شد.

وی گفت: تجربه ما نشان می دهد كه وقتی دو تا سه ساعت از ساعات كاری در ماه رمضان كاهش می یابد بازدهی افراد در ادارات افزایش می یابد.

به گزارش مهر وی در ادامه به انتقاد برخی از افراد از میزان تعطیلات در كشور اشاره كرد و گفت: بنابرهمین موضوع ما عده ای را مامور كردیم كه گزارشی از میزان تعطیلات كشورهای دیگر نیز تهیه كرده و مقایسه ای با تعطیلات خود داشته باشیم .

 احمدی نژاد افزود: در گزارشی كه از این موضوع در شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه شد كمترین میزان تعطیلات متعلق به كشوری بود كه هم اكنون در خلیج عدن قرار داشته و با مشكلات بسیاری روبرو است و پس از آن كمترین تعطیلات در ایران وجود دارد.

 وی با تاكید بر اینكه تعطیلی مقطع تحصیلی ابتدایی در روز پنجشنبه كار درستی بود گفت: توصیه می كنم این مسئله را در مقاطع دیگر تحصیلی نیز به اجرا بگذارید.
 وی همچنین گفت: برخی می گفتند دولت نهم و دهم تعطیلات زیادی را به كشور تحمیل كرده است و با محاسبات غلطی آن را عاملی برای زیان دیدن كشور اعلام می كردند ولی باید گفت مگر كار به ساعات طولانی ارتباط دارد.

احمدی نژاد اسامی وزیران پیشنهادی را به مجلس داد

در جلسه علنی مجلس در روز چهارشنبه، ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه)، نامه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، حاوی معرفی چهار وزیر پیشنهادی جهت اخذ رای اعتماد قرائت و اعلام شد که در جلسه سه شنبه هفته آینده، مذاکره و رای گیری در مورد این افراد صورت خواهد گرفت.

روز گذشته اعلام شدکه قرار است فهرست وزیران پیشنهادی به مجلس برسد اما ظاهرا تسلیم نامه رئیس جمهوری تا روز چهارشنبه به تعویق افتاد.

وزیران پیشنهادی عبارتند از: عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر سابق کار به عنوان وزیر پیشنهادی وزارتخانه جدید کار و رفاه اجتماعی؛ مهدی غضنفری، وزیر سابق بازرگانی به عنوان وزیر پیشنهادی وزارتخانه جدید صنعت، معدن و تجارت؛ محمد عباسی، سرپرست وزارتخانه جدید ورزش و جوانان به عنوان وزیر پیشنهادی همین وزارتخانه، و سرتیپ پاسدار رستم قاسمی، مسئول قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران به عنوان وزیر پیشنهادی نفت.

رئیس کل بانک مرکزی ایران: چین به ایران بدهکار نیست

محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران خبر حاکی از بدهی ۳۰ میلیارد دلاری چین به ایران را تکذیب کرده و گفته است که "مگر بانک مرکزی اجازه می دهد که بدهی نفتی ایران در یک کشور به ۳۰ میلیارد دلار برسد."

روزنامه تایمز مالی خبر داده بود که دولت چین به ایران پیشنهاد کرده است که به دلیل تحریم مالی ایالات متحده و ناتوانی این کشور در انتقال حدود بیست میلیارد دلار مطالبات نفتی به جمهوری اسلامی، به جای پرداخت بدهی خود، اجناس چینی به ایران صادر کند

به گزارش خبرگزاری مهر آقای بهمنی گفته است که "اصلا چنین موضوعی صحت ندارد."

حجم مبادلات تجاری ایران و چین در حال حاضر حدود ۳۰ میلیارد دلار در سال است و پیش بینی می شود که این رقم در سال جاری میلادی به ۴۰ میلیارد دلار برسد.

بنابر گزارشها، صادرات چین به ایران ۱۱ میلیارد دلار و واردات چین از ایران ۱۸ میلیارد دلار بوده است.

بخش عمده صادرات ایران به چین را نفت خام تشکیل می دهد و چین عمدتا کالاهای مصرفی به ایران صادر می کند.
هند بزرگترین بدهکار نفتی

به گفته رئیس کل بانک مرکزی، "بزرگترین بدهکار نفتی ایران کشور هند است که هم اکنون در حال مذاکره برای دریافت بدهی از این کشور هستیم."

در حال حاضر هند که همراه با چین خریدار بیش از یک سوم نفت صادراتی ایران هستند، با مشکلاتی در زمینه تسویه حساب حدود پنج میلیارد دلار بدهی نفتی به جمهوری اسلامی مواجه است و دو طرف به بررسی راه های مختلف برای انتقال بدهی ارزی هند به ایران مشغول هستند.

یک مقام سابق جمهوری اسلامی به تایمز مالی گفته بود که هم چین و هم هند از نگه داشتن پول های ایران در حساب های بانکی خود خوشنود هستند و می کوشند به جای پرداخت دلار، "اجناس بنجل به ایران بدهند یا بدهی خود را با روپیه و یوآن تادیه کنند."

رئیس کل بانک مرکزی پیشتر گفته بود که " مشکلات بدهی نفتی هند به ایران مربوط به سیستم بانکی نیست و این مسائل سیاسی است."

آقای بهمنی اضافه کرد که "مسائل سیاسی را نباید با مسائل اقتصادی و بانکی در هم بیامیزیم."

ایران سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار نفت خام به هند صادر می کند و اکنون به دلیل تحریم های خارجی علیه جمهوری اسلامی، هند قادر نبوده به تعهدات خود در انتقال پول به ایران عمل کند و در نتیجه، نزدیک به نیمی از این مقدار پول را به ایران بدهکار است.

ایران و هند از چند ماه پیش سعی دارند تا مشکل پرداخت پول را حل کنند اما تاکنون موفق نشده اند.

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

ایران می گوید سفارت خانه هایش فقط در ۶ کشور جهان سفیر ندارد

یک مقام بلندپایه در وزارت امور خارجه ایران گفته است که فقط ۶ سفارت خانه این کشور فاقد سفیر است.

حسن قشقاوی، معاون وزیر امور خارجه ایران در امور پارلمانی و کنسولی گفته است که از مجموعه کشورهای جهان که روابط سیاسی ایران با آن‌ها در سطح سفیر است، فقط در ۶ کشور بریتانیا، مکزیک، کلمبیا، تونس، نیجریه و موریتانی سفیر ندارد.

برخی از نمایندگان مجلس ایران در هفته های گذشته از شمار قابل توجه سفارت خانه های ایران که بدون حضور سفیر اداره می شود، خبر داده و خواستار رسیدگی به این وضعیت شده بودند.

معاون وزارت امور خارجه ایران می گوید که "هیچ کدام از نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از این کشور فاقد مسئول نمایندگی نیست بنابراین شایعه فقدان سفیر در ۴۰ کشور مطلقا بی‌پایه و اساس است."

گرچه روابط ایران با بریتانیا و سنگال در سطح سفیر است و دوره ماموریت سفرای ایران دست کم در این دو کشور به پایان نرسیده اما از ماه ها پیش سفارت خانه ایران در این دو کشور بدون حضور سفیر اداره می شود.

نمایندگان مجلس ایران تاکنون چندین بار تهدید به تصویب طرح قطع روابط ایران و بریتانیا کرده اند اما وزارت خارجه ایران اعلام کرده که برنامه ای برای کاهش سطح روابط با بریتانیا ندارد.

با این همه گزارش ها حاکی از آن است که رسول موحدیان، آخرین سفیر ایران در لندن هم مدتی است در محل ماموریت خود حضور ندارد.

سایمون گس، سفیر پیشین بریتانیا در تهران اواسط زمستان سال گذشته خورشیدی، پس از انتشار یادداشتی اعتراض آمیز در وب سایت سفارت کشورش درباره نحوه رفتار ایران با فعالان اجتماعی و وکلای دادگستری از جمله نسرین ستوده و اعتراض ایران به این یادداشت، به ماموریت دیگری در افغانستان اعزام شد.

آقای گس از حدود دو ماه پیش ماموریت خود را در افغانستان آغاز کرده و عملا سفارت بریتانیا در تهران بدون سفیر و توسط کاردار موقت اداره می شود.

روابط ایران و نیجریه هم از پاییز گذشته در جریان "توقیف ۱۳ کانتینر حاوی سلاح که از ایران وارد این کشور شده بود"، تیره شده و به نظر می رسد غیاب سفیر ایران در محل ماموریتش متاثر از سردی روابط دو کشور است.

از زمان آغاز به کار علی اکبر صالحی به عنوان وزیر امور خارجه جدید ایران در اواسط زمستان سال گذشته خورشیدی که جانشین منوچهر متکی، وزیر امور خارجه عزل شده ایران است، برخی از نمایندگان مجلس خواستار تعیین سفیران جدید در سفارت خانه های بی سفیر ایران شده بودند.

تغییر و تحولات در نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از این کشور معمولا در تابستان هر سال صورت می گیرد.

به گفته معاون وزارت امور خارجه، سفیران جدید ایران در "اکثر ۶ کشوری که سفیر ندارد" تعیین شده و به زودی به محل ماموریت خود اعزام خواهند شد.

در غیاب سفیر کشورهایی که روابط شان با کشور محل ماموریت در بالاترین حد سیاسی یعنی در سطح سفیر است، کاردار موقت اداره نمایندگی سیاسی را به عهده می گیرد.

هرچند اداره طولانی مدت نمایندگی سیاسی در غیاب سفیر و توسط کاردار موقت مطابق کنوانسیون وین منعی ندارد اما در عرف دیپلماتیک این عمل در روابط دو کشور دوستانه توصیف نمی شود.

ایران نامه شورای همکاری خلیج فارس را پس فرستاد

یک مقام آگاه در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گفت که این وزارتخانه نامه اخیر دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس "درباره اوضاع بحرین" را غیرمتعارف و مغایر شئون دیپلماتیک دانسته و آن را به دبیرخانه شورا عودت داده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران(ایرنا) این مقام آگاه روز پنج شنبه ۳۰ تیر(۲۱ ژوئیه) گفت که دلیل بازگرداندن نامه این بوده است که دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس آن را در ملاقات معارفه با سفیر جمهوری اسلامی به وی تسلیم کرده و مفاد آن از نظر وزارت خارجه ایران غیرقابل قبول بوده است.

محمد رسولی، سفیر جمهوری اسلامی در عربستان سعودی، یادداشتی را به او تسلیم کرده است.این یادداشت شامل اعتراض به اظهاراتی بوده که احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در مراسم نماز جمعه اخیر در تهران علیه بحرین مطرح کرد. سخنان آقای جنتی در این یادداشت اعتراض آمیز، "مداخله‌ای بی‌پرده و غیر قابل قبول" در امور داخلی بحرین خوانده شده است.

احمد جنتی در نماز جمعه تهران در روز هفدهم تیر، خواستار "فتح بحرین به دست مسلمین" شده بود.

آقای جنتی گفته بود: "این همه زندانی را در بحرین پشت سر هم می گیرند، مردم را از کارشان بیکار و از دانشگاه و بیمارستان و... بیرون می کنند، پرستار را بیرون می کنند که چرا از مجروح پرستاری کردی."

امام جمعه موقت تهران همچنین کنفرانس آشتی ملی که اخیرا در بحرین برگزار شده را هم برای "رد گم کردن" دانسته و گفته بود که"اینها فایده ندارد. نیروهای آمریکایی در لباس نیروهای عربستانی باید از کشور اخراج شوند و این کشور به دست اسلام و مسلمین فتح شود و اسلامیت بر آن حاکم شود."

پیش از این هم وزارت امور خارجه بحرین با احضار کاردار ایران در منامه، نسبت به اظهارات احمد جنتی، اعتراض کرده بود.

بحرین اظهارات آقای جنتی را "استفاده از عبارات خصمانه علیه پادشاهی" این کشور توصیف کرده است.

به گزارش خبرگزاری های ایران، وزارت امور خارجه بحرین به کاردار ایران گفته بود که ایران به قوانین حسن هم‌جواری، اصل دخالت نکردن در امور داخلی کشورهای دارای حاکمیت و قوانین بین‌المللی احترام نمی‌گذارد.

اعتراض بحرین در غیاب سفیر ایران در منامه، به کاردار این کشور ابلاغ شد.

روابط ایران و بحرین از زمان آغاز اعتراضات در بحرین رو به سردی گذاشته و سفرای دو کشور در اعتراض به مواضع دولت طرف مقابل، محل ماموریت خود را ترک کرده اند.

از زمان آغاز اعتراض های سیاسی مردمی در بحرین و سرکوب آن توسط نیروهای دولتی این کشور و کمک نیروهای نظامی عربستان سعودی و امارات متحده عربی به این سرکوب، مقام های ایران در سخنرانی ها و مواضع خود با معترضان بحرینی همراهی کرده اند.

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران هم "حرکت مردم بحرین، را ماهیتا شبیه حرکت ملت مصر و تونس و یمن" دانسته و از آن حمایت کرده بود.

مقام های بحرینی، مواضع مسئولان ایران را "دخالت در امور داخلی" کشورشان توصیف می کنند.

بحرین از اعضای شورای همکاری خلیج فارس است و ستاد فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا، در منامه، پایتخت آن کشور قرار دارد.

پایان اعتصاب غذای کمال شریفی، زندانی سیاسی کرد

کمال شریفی، زندانی کُردِ اعتصابی، بعد از ملاقات حضوری‌ با خانواده‌اش، به‌ اعتصاب غذای‌ خود بعد از ۵۵ روز در زندان میناب پایان داد.

 به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، بایزید شریفی پدر این زندانی‌ سیاسی‌ ضمن تائید خبر پایان اعتصاب فرزندش گفت: "چند روز پیش با تائید مقامات قضابی‌ توانستیم اجازه‌ ملاقات با کمال از مسئولان قضایی‌ کشور دریافت نمائیم‌ و با اون در زندان میناب به صورت حضوری ملاقات کنیم."

 وی‌ گفت‌: "فرزندم در این مدت تنها اَب خورده است و نزدیک به‌ بیست کیلو کاهش وزن داشته است."

 پدر این زندانی در ادامه افزود: "مقامات زندان به خواست ایشان توجه‌ نکرده‌ و از‌ انتقال ایشان به‌ بند زندانیان سیاسی‌ همچنان ممانعت به عمل آورده‌اند... اما فرزندم به‌ خاطر مادرش اعتصاب خود را شکست."

 گفتنی است کمال شریفی، روزنامه‌نگار کرد، در سال ۱۳۸۷ در شهر سقز به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب سقز محاکمه و به ۳۰ سال زندان در تبعید محکوم شد.

 طی ماهها و هفته های اخیر، گروهی از زندانیان سیاسی کرد، دست به اعتصاب غذا زده بودند، که از جمله می توان به جمال علیزاده، زندانی کرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه، ابراهیم سیدی در زندان رجایی شهر کرج، انور خضری، كامران شیخی و کمال شریفی اشاره کرد.

پیام احمدزیدآبادی برای تولد همسرش: شکیبایی و تحمل

احمد زیدآبادی در سالروز تولد همسرش جشن کوچکی برپا کرده و پیامی به مهدیه محمدی داده و سفارش کرده است به تحمل و شکیبایی. 

 در این پیام که در صفحه فیس بوک منتشر شد، آمده است:

براي تولدت مراسم كوچكي در سلولم برگزار كردم، در واقع تنها كاري كه از دستم بر آمد. وقتي به سرنوشتمان مي انديشم پي مي برم كه 20 سال پيش ما فقط همديگر را انتخاب كرديم، بلكه كشف كرديم در آن زمان شايد كمتر كس فكر مي كرد دخترك شيطان و يك دنده شخصيتي به غايت توانمند، فردي باتدبير ، شكيبا و فداكار است و مي تواند از گذر سختي ها در رنجهاي بسيار، همسر و مادري نمونه باشد. من در كنار تو و بچه هايمان خوشبختي را با همه وجودم تجربه كردم بسيار چيز ها از سلوك تو اموختم. به لطف خداوند روزي كه آن تجربه هاي دل نشين و شيرين را از نو آغاز كنيم دير نيست. پس تا آن روز تحمل و شكيبايي تنها راه چاره است.
 تولدت مبارك باشد.

 احمد 29/04/1390
 زندان رجائي شهر، بند 4 سالن 12 سلول 24

 احمد زیدآبادی روزنامه نگار و فعال سیاسی بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری بازداشت و به شش سال زندان، تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت سیاسی و روزنامه نگاری محکوم شد.  وی بیش از دوسال است که از حق مرخصی محروم است. 

حجت الاسلام محمد منهاج درگذشت

حجت الاسلام محمد منهاج، از روحانیان نواندیش، و حامی جنبش سبز مردم ایران درگذشت.

به گزارش منابع خبری جرس، زنده یاد محمد منهاج از روحانیان همراه و همدل اصلاحات و جنبش سبز، امروز پنجشنبه بر اثر حادثه رانندگی، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 شادروان منهاج در طول فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مبارزاتی چهره ای  خدوم از خود به تصویر کشید. وی سفیر اسبق ایران در لیبی و نیجریه بود.

مراسم تشییع آن مرحوم، شنبه اول مرداد ساعت 9 صبح از حسینیه شماره یک جماران و مراسم یادبود روز یکشنبه دوم مرداد ساعت 14 الی 15:30 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می شود. 

جرس درگذشت مرحوم منهاج را به خانواده، بستگان و دوستان و همراهان آن زنده یاد تسلیت می گوید.